Thursday, August 31, 2006

فروش گربه های ايراني به نام ........ در بازارهای جهانی

فروش کالاهای ایرانی به نام آمریکا در شرق آسیا
اخيرا يک تاجر چيني اقدام به تجارت با پسته هاي ايراني در بسته بندي هايي به نام آمريکا نموده که مشتري هاي فراواني را نيز جذب نموده است.به گزارش فارس از شرق آسيا، پسته ايراني که از لحاظ طعم و مزه بسيار دلپذيرتر از پسته هاي آمريکايي است، چند سالي است که به بهانه هاي واهي از جمله بيماري آفلا توکسين مشتري هاي خود را در کشورهاي مختلف از دست داده است. چندي است که يک بازرگان چيني با شناختي که از بازار منطقه داشته اقدام به واردات پسته ايران نموده و با استفاده از بسته بندي شکيل با نام پسته آمريکايي در بازار عرضه مي کند. استقبال قابل توجه مردم از اين کالا باعث شده تا يکي ديگر از تجار منطقه در اقدامي مشابه دمپايي پلاستيکي ايراني را با نام دمپايي آمريکايي به فروش برساند. اين در حالي است که شايد در تمام بازارهاي شرق آسيا، به غير از خرماي بم نتوان هيچ کالاي ديگري از ايران را مشاهده کرد. ناتواني تجارت ايران زماني بيشتر هويدا مي شود که بدانيم گوناگوني مردم از نژادهاي مختلف چنان به تقاضاي مردم تنوع بخشيده است که گاهي از يک کالا مي توان ده ها برند متفاوت با ده ها قيمت متنوع را در يک سوپرمارکت مشاهده کرد که هر کدام مشتري خاص خود را به بازار مي کشاند. اما تنها محصول ايراني موجود در اين سوپر مارکت ها نيز خرماي بم در بسته بندي هاي بسيار نامناسب توجه هيچ کسي را به خود جلب نمي کند. رطوبت بالاي هوا در اين منطقه بسته بندي هاي خرماي بم را به بسته بندي هاي مچاله اي تبديل نموده که در طول زمان ، رنگ و روي خود را نيز از دست داده است و خريداران خرما نيز که اغلب از اعراب ساکن اين کشورها هستند خرماي منطقه و يا خرماهاي نامرغوب ديگر را در بسته بندي هاي شکيل به رطب بم ترجيح مي دهند. خرماي منطقه جنوب شرق آسيا به دليل چربي بالا تنها در صنايع روغن کشي مورد استفاده قرار مي گيرد به طوري که اين کشورها بزرگترين صادر کنندگان روغن نخل در جهان محسوب مي شوند. حلال بودن مواد خوراکي ايراني امتياز ويژه اي دراين منطقه محسوب مي شود که کالاهاي مشابه چيني و تايواني از اين امتياز بي بهره هستند. خلا» هاي موجود در بازارهاي منطقه جنوب شرق آسيا نيز به خصوص در گروه مواد غذايي به حدي است که اغلب ايرانيان ساکن اين کشورها مواد اوليه مورد نياز خود را با صرف هزينه هاي فراوان از ايران خريداري مي کنند. عدم فعاليت کشورهاي عربي در اين منطقه نيز امتياز ديگري است که اعراب را نيز به مشتريان بالقوه مواد خوراکي تبديل نموده است . ادويه فراوان و استفاده از فلفل زياد اصلي ترين دليلي است که مواد غذايي توليد شده در کشورهاي جنوب شرق آسيا را براي خارجي ها غير ممکن مي سازد. کارشناسان معتقدند: کشورهاي جنوب شرق آسيا به دليل فاصله زياد تا اروپا و آمريکا همواره به عنوان مزيتي نسبي براي تجارت ايران مطرح مي باشند، ضمن اينکه جمعيت زياد اين کشورها به همراه درآمد سرانه بالا ، کشورهاي فوق را به هدفي براي شرکت هاي صادر کننده تبديل نموده است. در اين ميان سنگاپور بيش از 20 هزار و 500 دلار و برونئي بييش از 12 هزار دلار درآمد سرانه دارند که مي توان در کنار کشورهاي فوق به درآمد سرانه چهار هزار دلاري مالزي و دوهزار دلاري تايلند نيز اشاره کرد. اين درحالي است که پر جمعيت ترين کشور مسلمان جهان اندونزي نيز با بيش از 230 ميليون نفر جمعيت يعني بيش از کل جمعيت کشورهاي حوزه خليج فارس و يا بيش از کل جمعيت همسايگان ايران در جنوب شرق آسيا واقع شده است
شايد بتوان گفت تنها کالاي خوش نام ايراني که در بازارهاي شرق آسيا بدون بسته بندي خاصي عرضه مي شود و اتفاقا مشتري فراواني نيز از ديرباز براي خود داشته است، گربه ايراني است که با قيمتي بسيار بالاتر از ساير گربه به فروش مي رسد، نکته جالب اينجاست که غالب اين گربه ها گربه هاي مو بلند سيبري هستند وتنها با نام گربه ايراني به فروش مي رسند
ازسایت روزنامه جهان اقتصاد

Wednesday, August 30, 2006

گربه رقصانی

گربه رقصانی
گربه رقصانی کنایه از اعمال کودکانه است . یا به تعبیر دیگر درکارها مانع به وجود آوردن ، کاری را به تاخیرانداختن ، تعلل و امروز و فردا کردن در ادای حقی که در تمام موارد با ضرب المثل بالا تشبیه و تمثیل می شود
اکنون باید دید که رقص گربه یا به اصطلاح دیگر گربه رقصانی با اعمال بی مغز و بی رویه و تاخیر در امور چه ارتباط و بستگی دارد . در ازمنه قدیم نه عروسک صامت پیدا می شد و نه عروسک ناطق پس بهترین راه چاره برای دختر بچه ها این بود که بچه گربه ملوس و مانوسی را که در غالب خانه ها نگاهداری می شد با همان تکه پارچه ها قنداق کنند یعنی دستها و پاهایش را در درون قنداق قرار دهند تا پنجه نزند و فرار نکند.آنگاه او را در بغل گرفته در گوش او لالایی بخوانند تا به زعم خویش او را بخوابانند . گاهی هم به این حد قناعت نکرده به قول شادروان مستوفی :« دختر بچه ها گربه را قنداق می کردند و سردست گرفته می رقصانیدند که گربه رقصانی کنایه از همین کارهای بی مغز و مایه بچگانه است .»
اتفاقا گربه را قنداق کردن و رقصانیدن در مازندران ما هم معمول و متداول بود و شاید در بعضی روستاها نیز هنوز معمول و رایج باشد . سابقا بچه گربه ها به قدری ملوس و مانوس بودند که برای بزرگترها در هنگام فراغت و برای دختر بچه ها در همه حال وسیله سرگرمی و نشاط به شمار می آمدند و کمبودها را از لحاظ تفریح و انبساط خاطر و رفع بیکاری بدان وسیله جبران می کردند . البته بزرگترها با انگشتان دست و دستمال و رشته های تسبیح که غالباً در دست داشتند بچه گربه ها را به بازی می گرفتند و دختر بچه ها از ترس آنکه بچه گربه ها با ناخنهای تیزش پنجه نزند او را قنداق کرده به اصطلاح گربه رقصانی می کردند ولی امروزه نه آن بچه گربه ها را در خانه نگاهداری می کنند و نه برنامه های متنوع رادیو و تلویزیون و دستگاههای ضبط صوت و نوارهای موسیقی مجال چنین تفنن را می دهد
به هرحال گربه رقصانی از مشغولیات شیرین و لذت بخش دختر بچه ها در ازمنه گذشته بود و این وسیله سرگرمی و نشاط آن چنان مورد توجه و عنایت اطفال قرار داشت که رفته رفته به صورت ضرب المثل درآمده هرکار بی رویه و بچگانه را که نفع و فایدتی برآن متصور نباشد به آن تشبیه و تمثیل کرده اند
از سایت پژوهشی آریابوم

اتفاقی عجیب

یک اتفاق عجیب
من همین الان از سر کار اومدم و این حادثه عجیب درست وقتی روی داد که من تازه وارد کوچه شده بودم . راستش یک گربه ای از بچه گی از ما غذا می گیر ه و گاهی هم کاری نداشته باشم اونو به اتاقم می یارم . معمولا این گربه روی درخت سر کوچه مان می رود و موقعی که مرا می بیند . صدا می کند . البته گاهی متوجه شده بودم که از زیر ماشین هم عبو ر مرا تشخیص می دهد . یا از بین ده ها نفر باز هم مرا تشخیص می دهد . ولی اینبار قضیه خیلی عجیب بود. همین که وارد کوچه شدم به سمت درخت رفتم . صدای او را می شنیدم و لی از او خبری نبود. تعجب کردم به درخت نگاه کردم . صدایش می آمد و از او خبری نبود. به سمت خانه مان رفتم . صدا کم کم بیشتر می شد. وقتی در را باز کردم مادرم فریاد کشید که حمید مواظب باش شوشی ( اسمی که ما برایش گذاشتیم ) رو لگد نکنی . مادرم تعریف کرد که یک دقیقه قبل از اینکه بیائی ناگهان شوشی صدا می کند و به داخل خانه این سمت و آن سمت می دود . و وقتی من پشت در آمدم . به سمت در می دود . چظور یک گربه از پشت در بسته از فاصله ده ها متر شاید بیشتر وجود صاحبش را تشخیص می دهد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟واقعا در این لحظات در مقابل عظمت خداوند احساس حقارت و کوچکی می کنم
تماس با ارواح www.arvah.org از سایت

حيواناتي براي شفا

حيواناتي براي شفا
تماس داشتن با بعضي از جانوران و گياهاني كه متناسب با انسان هستند، مي‌تواند تاثير خوبي را به دنبال داشته باشد، اما اين موضوع ارتباطي با طبيعت‌پرستي ندارد. اين مثل آن است كه بگوييم بعضي از غذاها اثر شفادهنده و درمان‌كننده‌اي بر انسان دارند. حيوانات بخشنده‌اند و به سرعت فراموش مي‌كنند. شايد خداوند حضور آنها را به ما بخشيده است تا عشق بدون شرط را درك و تجربه كنيم.علاوه بر همه آنچه كه درباره عشق نوشته شده است، ميليون‌ها انسان وجود دارند كه تا به حال عبارت (دوستت دارم) را به كار نبرده‌اند. ميليون‌ها انسان ديگر وجود دارند كه هرگز اين عبارت پرانرژي را نشنيده‌اند و خيلي بيشترند كساني كه هرگز عشق را حس نكرده‌اند. دكتر دين اورنيش در كتاب عشق و بقا نظر جالبي دارد: <بقاي ما به قدرت شفادهي عشق، صميميت و روابط بستگي دارد>. قدرت شفادهي عشق، به عشق ميان انسان‌ها محدود نمي‌شود. امروزه دانشمندان در تحقيقات خود و بررسي روابط بين حيوانات هم به اين نتايج رسيده‌اند
كدام يك ديگري را شفا مي‌دهد؟
نمونه‌هاي بسياري از توانمندي حيوانات در تاثيرات درماني و شفادهي و روابط عاطفي كه با بسياري از انسانها برقرار مي‌كنند، مشاهده شده است. (لاري دوسي) از يك مطالعه كه در دانشگاه دوك انجام شده نمونه مستندي را ارائه مي‌دهد. پسر جواني به نام هوف در خانه‌اش تعدادي كبوتر را نگهداري مي‌كرد. هوف به پاي هر پرنده يك نشانه به صورت يك شماره وصل مي‌كرد تا بتواند آنها را تشخيص دهد. روزي او يك كبوتر زخمي را در باغ پيدا كرد، به كبوتر كمك كرد و تا زماني كه خوب شد از او نگهداري كرد. زمستان آن سال هوف به شدت بيمار شد و براي عمل جراحي به بيمارستاني دويست مايل دورتر فرستاده شد. يك شب بسيار سرد و برفي او صداي آرامي را از پشت پنجره اتاقش در بيمارستان شنيد. وقتي كه پرستار پنجره را باز كرد، يك كبوتر به درون اتاق پريد و روي سينه هوف نشست. پس از چك كردن پاي كبوتر هوف نشانه خودش را ديد. يكي از همان كبوترهاي خانگي. به نظر بسيار بعيد مي‌رسيد كه كبوتر اين همه راه را پرواز كرده باشد؛ اما به هرحال او جايي رفته بود كه دوستش به عشق و درمان نياز داشت
پرندگان خانگي و طول عمر بيشتر
دكتر مايكل روزين معتقد است كساني كه از پرندگان خانگي نگهداري مي‌كنند، جوانتر از هم سن و سالان خود باقي مي‌مانند. او در كتابي با همين عنوان، به اين نتيجه رسيده است كه از بين كساني كه از يك حمله قلبي جان سالم به در برده‌اند، 49 درصد آنها از حيوانات خانگي نگهداري مي‌كرده‌اند، اما از بين آنهايي كه هيچ حيواني را در خانه نداشته‌اند، تنها 27 درصد زنده مانده‌اند.اگر گياه يا حيوان به صورت متناسب و هماهنگ انتخاب شوند، آن زمان انتظار چنين تاثيراتي واقع‌بينانه است. اغلب اين حيوانات در موقعيتي بوده‌اند كه نياز به حمايت و درمان داشته‌اند. در بيشتر موارد دوستداران حيوانات معتقدند كه حضور حيوانات در زندگي آنها تاثيرات عميق و ژرفي داشته است. شايد يك علت طول عمر و سلامت روستاييان نيز ارتباط آنان با حيوانات باشد
خيابان دو طرفه
آيا مي‌توان گفت كه خداوند حضور حيوانات كوچك خانگي را به ما عطا كرده تا معني عشق بدون شرط را بفهميم؟ مي‌توانيم حيواناتمان را سرزنش و تنبيه كرده و آنها را زماني كه مطابق ميل ما رفتار نمي‌كنند، در جايي حبس كنيم. اما زماني كه به سوي آنها برمي‌گرديم تنها چند دقيقه طول مي‌كشد تا آنها دوباره صورت خود را به پاهايمان بمالند و مشتاقانه گوشه‌هاي لباس ما را بكشند و بازي كنند. شايد آنها براي اين در زندگي ما هستند تا نوع خاصي از دوست داشتن را تجربه كنيم، دوست داشتني كه در مقياس روابط پر از شرط و شروط بسياري از انسانها نمي‌گنجد.اگر مي‌توانستيم مانند آنها ببخشيم و دوست بداريم، با همان خلوص و با همان سرعت، چه مردمان سالم و خوشبختي بوديم
قدرت شفادهي حيوانات
ليم هونگ آن-به شدت افسرده بود. مردي حدودا چهل ساله و مبتلا به شيزوفرني. دكتر ماهاديوان، رييس بيمارستاني كه او به مدت طولاني در آنجا بستري بود، تصميم گرفت تا بيماران را به ديدن مزرعه پرورش اسب كه در همسايگي بيمارستان بود، ببرد و از فضاي آنجا لذت ببرند.ليم، ابتدا هيچ تمايلي براي ترك شبانه‌روزي نداشت، اما سرانجام شروع كرد به قدم زدن در بين مزرعه، آب دادن به اسب‌ها و گاهي مراقبت‌هاي بسيار ساده از بعضي از آنها. بعد از مدتي ارتباط دوجانبه‌اي بين او و اسب‌ها برقرار شد. اين دوستي و رفت و آمد به ميان اسب‌ها، او را براي ارتباط با مردم آماده كرد و ليم براي اولين بار با كارمندان شبانه‌روزي صحبت كرد و پس از مدت كوتاهي با كمك دكتر ماهاديوان توانست شغل ساده‌اي پيدا كند. دكتر ماهاديوان معتقد است: تغييرات زندگي ليم بسيار افسانه‌اي بوده است و هيچ شكي وجود ندارد كه اسب‌ها در اين تغيير نقش بسيار كليدي بازي كرده‌اند
طبيعت، درمانگاه يا دانشگاه؟
بسياري از الگوهاي پوياي كيهاني و كدهاي تعليمي آسمان، در جانداران نقشه بسته است و با نگاهي عميق به آنها مي‌توان اين كدهاي تعليمي و الگوهاي زندگي را استخراج كرد. (برگرفته از مقدمه كتاب تاثير حيوانات بر سرنوشت ما). طي 51 سال گذشته، دانشمندان در سراسر جهان نوعي درمان را براساس همنشيني با حيوانات بنا نهاده‌اند. در كمبريج انگلستان، محققان كشف كرده‌اند كه اغلب كساني كه به مدت يك ماه حيواني خانگي را در خانه خود نگهداري مي‌كرده‌اند، دردهاي مزمنشان به طور محسوس و مشخصي كاهش يافته است. موسسه تحقيقاتي پزشكي بيكر در ملبورن استراليا در يك بررسي نشان داده است كه از بين 6000 بيمار مورد مطالعه، آنهايي كه حيوان خانگي نگهداري مي‌كرده‌اند، فشار خون كمتر، كلسترول كمتر و حمله قلبي كمتري داشته‌اند. محققان آمريكايي هم به اين نتيجه رسيده‌اند آنهايي كه پرندگان را نگهداري مي‌كنند و دچار حمله قلبي مي‌شوند، اغلب به مدت طولاني‌تري بعد از حمله قلبي زنده مي‌مانند.رييس بخش روانشناسي بيمارستان توكيو معتقد است كه حيوانات مي‌توانند به ما در از بين بردن حس تنهايي كمك كنند. آنها با ايجاد يك رابطه حسي كه عمدتا براساس نياز طبيعي آنهاست، ما راتشويق به ايجاد يك رابطه متقابل مي‌كنند. زماني كه زلزله ويرانگر كوبه در سال 1955 همه شهر را ويران كرد، بسياري از مردم در سالن‌هاي عمومي اسكان داده شده بودند. با وجود آنكه طبق قانون، حضور حيوانات در مراكز عمومي قدغن بود، مسئولين اين اجازه را به مردم دادند تا حيوانات خود را به اماكن اسكان موقت ببرند. به دنبال اتخاذ اين تصميم، تجربه بسيار موفقي به دست آمد. دكتر جين كاتو رييس انجمن بيمارستان‌هاي دامپزشكي ژاپن مي‌گويد: مردمي كه حيوانات خود را به همراه داشتند به وضوح شادتر بوده و بسيار بهتر با بحران مقابله كردند. جسم انسان انرژي يا امواجي از خود ساطع مي‌كند كه داراي بسامدي به خصوص است. اكثر نقايص ارتعاشي زماني رخ مي‌دهد كه امواج ناهماهنگ با امواج ما، احاطه‌مان كنند كه در اين صورت حيوانات خانگي مي‌توانند مانند فيلتري عمل كرده و با تصفيه امواج پيرامون ما زندگي سالم‌تري را برايمان به ارمغان بياورند. شايد به همين دليل است كه در زمان‌هاي قديم كه فاصله بين انسان و طبيعت كمتر بود بيماريها هم كمتر از انواع امروزي بود. امروزه هم با توجه به تحقيقات و تجارب متعدد، نمي‌توان تاثير حيوانات را بر زندگي انسان انكار نمود. اين تاثيرات به خصوص در جوامعي كه روابط انساني تضعيف شده است (مانند جوامع غربي) نقش موثرتري دارد و در واقع ابزاري براي تجربه و
يادآوري روابط دوستانه و به دور از معامله‌گري است
تماس با ارواح www.arvah.org از سایت

داستانی عجیب ولی واقعی

(( کتک خوردن از جنها ))
زن جوان وقتی پس از ماهها آزار واذیت توسط جن ها ناچارشد تن به خواسته های آنها بدهدو با چشمانی اشکبار در دادگاه کرج حاضر شد. این زن و شوهر جوان پس از چند سال زندگی برای اینکه زن جوان از شکنجه ها و آزار واذیت جن ها نجات یابد طلاق گرفت . 21 تیر ماه سال 1383 زن وشوهر جوانی در شعبه 17 دادگاه خانواده کرج حاضر شدند و درخواست شان را برای طلاق توافقی به قاضی اکبر طالبی اعلام کردند . شوهر 33 ساله این زن به قاضی گفت : من وهمسرم از اول زندگی مان تا حالا با هم هیچ مشکلی نداشتیم ولی حالا با وجود داشتن دو دختر 10 و2 ساله به خاطر مشکلاتی که همسرم به آن مبتلا شده است ناچار شده ایم که از هم جدا شویم. مرد در ادامه حرفهایش گفت : هر شب جن ها به سراغ زنم می آیند واو را به شدت آزار واذیت می کنند من دیگر نمی توانم زنم را در این شرایط ببینم . زن جوان به قاضی گفت : 13 ساله بودم که در یک محضر در کرج مرا به عقد همسرم که 9 سال از من بزرگتر بود در اوردند . درست یک هفته بعد از عقدمان بود که خواب های عجیبی را دیدم .در عالم کودکی بودم و معنای خواب ها را نمی فهمیدم ولی اولین خوابم را هرگز فراموش نمی کنم . آن شب در عالم رویا دیدم که چهار گربه سیاه و یک گربه سفید در خانه مان آمده اند. گربه های سیاه مرا به شدت کتک می زدند ولی گربه سفید طرفداری مرا می کرد و از آنان خواست که کاری به من نداشته باشند از خواب که بیدار شدم متوجه خراش ها و زخمهایی روی بدنم شدم که به آرامی از آن خون بیرون می زد . دیگر ترس مرا برداشته بود حتی روزها وقتی جلوی آینه می رفتم گربه ها را درچشمانم می دیدم . از آن شب به بعد جنگ وجدال های من با چند گربه ادامه پیدا کرد . ( جنها در عالم انسانها و در کوچه و بازار ، معمولا به شکل گربه سانان ظاهر میشوند . البته به هر شکل دیگری هم که بخواهند،متوانند ظاهر بشوند ) در این مورد ابتدا با هیچ کس حرفی نزدم وتنها خانواده من و خانواده او جای زخمها را می دیدند دوران عقد 9 ماه طول کشید چون این شکنجه ها ادامه داشت خانواده ام مرا نزد یک دعانویس در ماهدشت کرج بردند او در کاسه آبی دعا خواند و بعد کاسه را کنار گذاشت به آینه نگاه کردم گربه ها را دیدم آن مرد دعانویس دست وپای گربه ها را با زنجیر بسته بود بعد از آن به من گفت باید چله نشینی کنی وتا چهل روز از چیزهایی که از حیوانات تولید شده استفاده نکنی تا چند روز غذا رشته پلو و عدس پلو می خوردم و این مساله و دستوراتی را که او داده بود رعایت کردم اما روزهای بعد پدر شوهرم که خسته شده بود اجازه نداد که این کار را ادامه بدهم . بعد از جشن عروسی ما، آن گربه ها رفتند .جای دیگر یک گربه سیاه با دوغول بیابانی که پشت سر او حالت بادی گارد داشتند سراغم آمدند . غولها مرا می گرفتند و گربه سیاه مرا می زد . من با این گربه 5 سال جنگیدم تا اینکه یکی از بستگانم ما را راهنمایی کرد تا مشهد نزد دعانویسی برویم. دعانویس مشهدی از ما زعفران - نبات -پارچه و کوزه آب ندیده خواست. او به کوزه چاقو می زد زمانیکه ما از خانه او خارج می شدیم ناگهان کوزه را پشت سرم شکاند و من ترسیدم .او گفت جن ها را از بین برده است . همان شب گربه بزرگ سیاه در حالیکه چوبی در دست داشت به همراه 13 گربه کوچک سراغم آمدند و مرا به شدت کتک زدند حال یک گربه تبدیل به 14 گربه شده بود .باز بستگان مرا راهنمایی کردند سراغ دعانویس های دیگری برویم. در قزوین پیر مردی با ریش های بلند. در چالوس پیر مردی .در روستای خاتون لر. در تهران و.... حتی 40 هزارتومن پول دادیم و دعا نویسی از اطراف اراک به منزلمان آوردیم و 250 هزار تومن از ما دستمزد خواست اما او که رفت همان شب باز من کتک خوردم. در این 12 سال 10-15 میلیون تومن خرج کردیم اما فایده ای نداشت. حتی در بیمارستان نزد چند روانپزشک رفتیم ولی کاری از دستشان بر نیامد. چاقو قیچی سنجاق هرچه بالا سرم گذاشتم نتیجه نداشت. حتی دعا گرفتم. جن ها کیف دعا را برداشتند و چند روز بعد کیف خالی را در گردن دخترم انداختند . گربه سیاه به اندازه یک میز تلویزیون بود او روی دو پا راه می رفت بینی بزرگ قرمز و گوشهای تیز و چشمان براقی داشت و مثل آدم حرف می زد اما گربه های کوچک چهار پا بودند و جیغ می کشیدند.از زندگی با شوهرم راضی بودم و همدیگر را بسیار دوست داشتیم . اما جن ها از من می خواستند که از همسرم جداشوم .اوایل فقط شب ها آنها را می دیدم اما کم کم روزها هم وارد زندگی ام می شدند . گربه بزرگ مرا بسیار دوست داشت وبا من حرف می زد به من می گفت از شوهرت طلاق بگیر او شیطان وبد دهن است به تو خیانت می کند . شبها که شوهرم می خوابید آنها مرا بالای سر شوهرم می بردند به من می گفتند اگر با ما باشی و از همسرت جدا شوی ارباب ما میشوی اما اگر جدا نشوی کتک خوردنها ادامه دارد . آنها دو راه پیش پایم گذاشتند به من گفتند نزد دعانویس نرو فایده ای ندارد فقط یا از همسرت جدا شو و یا با ما بیا . آنها شب ها مرا بیرون می بردند وقتی با آنها بودم پشتم قرص بود و از تاریکی نمی ترسیدم چون از من حمایت می کردند . آنها مرا به عروسی هایشان می بردند فضای عروسی هایشان سالنی تمیز شفاف و مرتب بود در عروسی هایشان همه نوع میوه بود در عروسی ها گربه بزرگ یک سر میز می نشست ومن سر دیگر میز و پذیرایی آنچنانی از میهمانان می شد آنها به من طلا و جواهرات می دادند . در حالیکه ساز ودهل نمی زدند اما صدای آن به گوش می رسید در میهمانی ها همه چیز می خوردم و خوش می گذشت اما وقتی پای حرف می رسید آنها مرا به شدت کتک می زدند فضایی که مرا در آن کتک می زدند با فضای عروسی شان زمین تا اسمان فرق داشت . محله ای قدیمی مثل ارگ بم با اتاق های کوچک در فضایی مه آلود و کثیف که معلوم نبود کجاست در آن فضا فقط گربه بزرگ روی صندلی می نشست و گربه های کوچک همه روی زمین روی کول هم سوار بودند بیشتر ساعاتی که مرا کتک می زدند 3 صبح بودحدود 2 ساعت مرا می زدند اما این دو ساعت برای شوهرم شاید 20 ثانیه می گذشت او با صدای ناله های من بیدار می شد و می دید از زخم ها خون بیرون می زند . زخمها رابا بتادین ضد عفونی می کردم وقتی گربه بزرگ مرا می زدجای زخمها عمیق بود اما تعداد زخمها کمتر بود . گاهی که او نمی زد وبه گربه های کوچک دستور می داد آنها خراشهای زیادی به شکل 7 را روی تنم وارد می کردند حتی صورت مرا با این خراشها شطرنجی می کردند حتی گاهی شبها مرا تا صبح می زدند . شبهایی که قرار بود کتک بخورم کسل می شدم و می فهمیدم می خواهند مرا بزنند. آن ها سه سال مدام به من می گفتند باید از شوهرت طلاق بگیری . در حالیکه دختر بزرگم 7 ساله بود من دوباره باردار شدم . آن ها بقدری عصبانی بودن که مرا تا حد بیهوشی کتک زدند.در 9 ماه بارداری بارها آنها به من حمله می کردند تا بچه را از شکمم بیرون بکشند واو را از بین ببرند شبها همسرم بالای سرم می نشست تا آنها مرا کتک نزنند اما او فقط پنجه هایی که به بدنم کشیده می شد را می دید وکاری نمی توانست بکند . زمانی که منزل مادرم می آمدم جن ها با من کاری نداشتند و سراغم نمی آمدند اما به محض آنکه پا در خانه شوهرم میگذاشتم آنها اذیت وآزار را شروع می کردند . یک شب پدر شوهرم گفت تا صبح با قمه بالای سرت می نشینم و هر چند وقت قمه را از بالای سرت رد میکنم تا آنها کشته شوند. نزدیکیهای صبح پدر شوهرم چند لحظه چرت زد که با صدای فریاد من بیدار شد ودید بدن من به شدت زخمی و خون آلود است . پدر شوهرم سر این قضیه 4 ماه مارا به همراه اثاثیه مان به منزل خودش برد اما شب که خوابیده بود آنها سراغش آمده و گفته بودند عروست کجاست و او گفته بود در ان اتاق با دخترم خوابیده است. صبح که از خواب بیدار شدم دیدیم صورتم خون آلود است . دیگر کمتر کسی به منزل ما رفت وآمد داشت . یکبار برادرم آمد به منزلمان و دید دخترم مشقهایش را می نویسد ومن حمام هستم اما صدایی از حمام نمی آید بعد از 20 دقیقه که در را باز کرد می بیند من در حمام زیر دوش غرق در خونم .یکبار به دستشوئی رفته بودم و تا 3 ساعت بیرون نیامدم. خواهرانم که نگران بودند در را بازکرده و دیدند تمام بدنم چنگ خورده و جای خراش است . گربه بزرگ دوپا علاقه زیادی به من داشت او فقط فردای من را به من می گفت او در مورد من بسیار تعصب داشت و اگر کسی به من توهین می کرد او می گفت تو چیزی نگو تلافی اش را سرش در می آورم . همیشه همه می گفتند آه و نفرین تو می گیرد . من کاره ای نبودم فقط حمایت و تعصب جن ها بود بیشتر اوقات می فهمیدم بیرون چه اتفاقی می افتد حتی خیلی وقتها که قرار بود جایی دعوایی شود من خودم را قبل از آن میرساندم تا جلوی دعوا را بگیرم . همه به من میگفتند اگر از آنها جواهرات بخواهی برایت می آورند .یکبار از آنها خواستم آنها یک انگشتر بزرگ مروارید که حدود 30 نگین اطراف آن بود برایم اوردند اما گفتند تا یک هفته به کسی نگو و بعد آشکارا دستت کن اما شوهرم آنرا در جیبش گذاشت وبه همه نشان داد .جن ها آمدند آنرا بردندوبه من گفتند لیاقت نداری . دیگر کم کم نیرویی مرا به خارج از خانه هدایت می کرد و بی هوا بیرون از منزل می رفتم اما نمی دانستم کجا بروم . این اواخر به مدت سه ماه زنی جوان و بسیار زیبا با موهای بلند و طلایی رنگ در حالیکه چکمه ای تا روی زانوهایش می پوشید از اوپن آشپزخانه وارد منزلمان می شد .دختر کوچکم او را دیده و ترسیده بود. روی چکمه هایش از پونز پوشیده شده بود او روزها به خانه ما می امد و بسیار کم حرف می زد و زیبایی و قدرت این زن حیرت اور بود او بدون انکه چیزی بگویم ذهن مرا می خواند و کارها را انجام می داد حتی دکور منزل را تغییر می داد و لباسهای او مانند لباسهای من بود اگر من در منزل روسری به سر داشتم اوهم روسری به سر داشت. او در منزل همه کارها را می کرد اما وارد آشپزخانه نمی شد و چیزی نمی خورد .یکبار برای من گوشت قربانی آورد . تا اینکه همسرم به خانه برگشت و از تغییر دکوراسیون اتاق خواب ناراحت شد و آن را مانند اولش کرد. زن چکمه پوش دیگر سراغم نیامد ولی گربه بزرگ گفت همسرت تاوان کارش را می دهد و همسرم به زندان افتاد. این روزهای آخر سه زن ویک مرد به سراغم آمدند و در اتاق پرستاری مرا اذیت می کردند یکی از زن ها شبیه من بود آزار آنها که تمام می شد گربه ها می آمدند . از شوهرم خواستم که از هم جدا شویم دیگر توان مبارزه با آنها را نداشتم روز ها در حین جمع وجور کردن خانه ناگهان بویی حس کردم بویی عجیب بود می فهمیدم الان سراغم می آیند و مرا به قلعه می برند و کتک می زنند. ناگهان بیهوش می شدم گاهی تا 48 ساعت منگ بودم راه میرفتم و غذای زیادی می خوردم اما خودم چیزی نمی فهمیدم. صبح روز بعد زوجین در دادگاه حضور یافتند روی صورت زن جوان زخم عمیق سه چنگال با فاصله ای بیشتر از دست انسان وجود داشت و صورت و دست های زن خون آلود بود . در 10 مرداد حکم طلاق صادر شد. زن جوان گفت جن ها دیشب آمدند ولی دیگر مرا نمی زدند آنها خوشحال بودند و گفتند اقدام خوبی کردی آن را ادامه بده این زن جوان گفت : رای طلاق را دوماه بالای کمد گذاشتم و اجرا نکردیم آن ها شب سراغ من آمدند ومرا وحشتناک کتک زدند طوریکه روی بدنم خط ونشان کشیدند. با همسرم قرار گذاشتیم ساعت 19 عصر روز بعد برای اجرای حکم طلاق به دفترخانه برویم و حضانت دو دختر م به همسرم سپرده شد . ساعت 17 آنروز قبل از مراجعه به محضر همسرم مرا نزد دعانویسی برد. مرد دعانویس به همسرم گفت : اگر زنت را طلاق بدهی جن ها او را می برند و از ما 10 روز مهلت خواست تا جن ها را مهار کند. خانواده ام گفتند تو که 12 سال صبر کردی این 10 روز را هم صبر کن اما در این ده روز کتک ها شدیدتر بود طوری که جای زخمها گوشت اضافه می آورد حتی سقف دهانم را زخم کرده بودند و موهای سرم را کنده بودند . چند بار مرا که کتک می زدند دختر کوچکم برای طرفداری به سمت من دوید اما آنها دخترم را زدند.پس از اجرای حکم طلاق جن ها خوشحال بودند بعد از آن چند بار به منزل همسرم رفتم تا کارهایش را انجام دهم و خانه اش را مرتب کنم اما جن ها با عصبانیت سراغم آمدند و دندان قروچه می کردند . بعد از طلاق که به خانه پدرم به همراه دو دخترم برگشتم دیگر آنها سراغم نمی آیند ومرا نمی زنند. تا چند وقت احساس دلتنگی به آنها دارم اگر بخواهم می توانم آنها را ببینم
از سایت جن گیر

باورها واعتقادات رایج در کشورهای مختلف د رمورد گربه

باورها واعتقادات رایج در کشورهای مختلف درمورد گربه
بر طبق روایات اسطوره شناسی ، گربه قادر به پیش بینی هواست و درضمن خود تاثیر زیادی روی آب و هوادارد. تصویر جادوگران که بر روی طوفان پرواز میکرده اند اغلب به شکل گربه نشان داده شده است
اگر گربه مشغول تمیز کردن گوش خود باشد نشانه بارش باران است. و گربه زمین لرزه را از قبل حس میکند
ملاحان قدیم همیشه گربه ای در کشتی خود سوار میکردند چون اعتقاد داشتند که اگرگربه از آغاز سفر نا آرامی نشان داده و با سردادن صدای بلند بخواهد از کشتی خارج شود ، سفر سختی در پیش خواهند داشت و یک گربه بازیگوش و آرام نمایانگر سفر دریائی آرام و بی خطر بود
گربه قادر به دیدن حالت و روحیه درونی و میدان انرژی که دور هر انسانی را احاطه کرده است میباشند و می تواند شبح مرگ را از قبل ببیند
به اعتقاد ایتالیائی ها شنیدن صدای عطسه گربه برای شنونده خوش شانسی می آورد
به اعتقاد آمریکائیها دیدن خواب گربه سفید بسیار خوش شانسی می آورد
در قدیم الایام برای معالجه گل مژه دم گربه سیاه را روی پلک چشم میمالیدند
به اعتقاد رومن ها ، اگر به گربه لگد بزنی، حتما در همان پا روماتیسم میگیری
آگر کشاورزی گربه ای را بکشد، مزرعه اش بطور مرموزی خشک می شود
اگر کسی گربه ای را در آب خفه کند، عاقبت خود یا یکی از نزدیکانش نیز به نوعی خفه خواهد شد
گرفتن حتی 1 جان از 7 جان گربه باعث میشود که همان 1 جان روحت را برای همیشه تسخیر کند
کشتن گربه 17 سال بد شانسی بدنبال دارد و دور کردن گربه از محل زندگی اصلیش 7 سال
چارلز اول، پادشاه انگلستان گربه سیاهی داشت که معتقد بود برایش خوش شانسی میاورد و آنقدر از فکر از دست دادن این گربه رنج میبرد که چندین نگهبان را مامور کرده بود روز و شب از این گربه نگهداری کنند وعاقبت یک روز بعد از مرگ گربه بر اثر پیری ، پادشاه نیز دستگیر شد
انگلیسی ها بر این باورند نگهداری از گربه سیاه در خانه ای که دختر مجرد در آن زندگی میکند باعث میشود این دختر خواستگاران زیادی داشته باشد
فرانسوی ها معتقدندکه دیدن یک پشم سفید روی یک گربه سیاه خوش شانسی زیادی برای بیننده آن می آورد
در یورکشایر انگلیس نگهداری از گربه سیاه را خوش یمن میدانند ولی دیدن تصادفی گربه سیاه را بد یمن میدانند
همسران ماهیگیران در قدیم الایام برای جلو گیری از طوفان در دریا گربه سیاه در خانه نگه میداشتند
آمریکائی ها بر این باورند که دیدن تصادفی یک گربه سفید درجاده خوش شانسی میاورد
اگر گربه یک چشمی بطور ناگهانی سر راهت قرار گرفت انگشت شست دست خود را با آب دهان خیس کرده و بعد به کف دست خود بزن و آرزوئی کن ... این آرزو حتما بر آورده می شود
در قدیم الایام معتقد بودند که خون و پشم ریخته شده از هر جای بدن گربه شفابخش انسان و حیوانات دیگر میباشد
اگر گربه ای از روی جسدی بپرد، آن جسد به خون آشام تبدیل میشود و آگر گربه ای روی سنگ قبری نشتسه باشد که صاحب آن به تازگی مرده باشد، روح آن مرده به تسخیر شیطان در خواهد آمد و اگر دو گربه در نزدیک شخصی که در حال مرگ است و یا نزدیک قبری بعد از مراسم تدفین در حال جنگیدن باشند در اصل شیطان و فرشته هستند که برای تسخیر روح متوفی با هم میجنگند
درژاپن عقیده دارند که گربه ها پس از مرگ به ارواح برتر (super) تبدیل میشوند
روح گربه بعد از مرگ هم با صاحب خود خواهد ماند
باستانشناسان در حفاری خرابه هائی در مصر قبرستانی با 300000 گربه مومیائی شده کشف کردند. که تعداد زیادی از آنها به موزه های مختلف فرستاده شدند
در روایات آمده که حرف M که روی پیشانی بعضی از گربه های خط ماخالی دیده می شود بر اثر نوازش حضرت محمد بر پیشانی گربه محبوبش ظاهر شده است
حضرت محمد آستین پیراهنش را برید تا گربه ای که روی دستش خوابیده بود آزرده نشود
در مصر قدیم عقیده داشتند که اشعه زندگی بخش خورشید در چشمان گربه ذخیره میشود و بهمین دلیل چشمان گربه شبها برق میزند. همانطور که شنیده اید مصریان ارزش بسیاری برای گربه قائل بوده و اجساد آنان را به دقت و با مواد گران قیمت مومیائی میکردند
ایرلندی ها معتقدند : از معاشرت با افرادی که دشمن گربه هستند جدا خود داری کنید زیرا بسیار انسانهای خطرناکی هستند، حتی برای همنوعان خود
از وبلاگ گربه ایرانی

Sunday, August 27, 2006

عکسی جالب

با چنان ژستی نشسته بود و نگاه می کرد به دوربین که واقعا دیدنی بود
محوطه دانشگاه صنعتی شریف
عکس از: ئه سرین

Pictorial Life

براي اولين بار ربات گربه نما ساخته مي شود

براي اولين بار ربات گربه نما ساخته مي شود
شركت فيليپ پس از تلاش هاي بسيار توانست ربات هايي گربه نما را طراحي كنند كه نظر بسياري را به خود جلب كرده است. به گزارش بخش خبر شبكه فن آوري اطلاعات ايران ، از خبرگزاري موج، شركت فيليپ براي اولين بار توانست رباتي طراحي كند كه ساختار آن شباهت بسياري به اسكلت بدني گربه دارد .اين ربات كه (ای-سی-آ- تی) نام دارد به رنگ زرد و سطح بيروني آن از پلاستيك مي باشد. اين ربات گربه مانند قابليت هاي بسياري دارد و در زندگي روزمره انسان ها مي تواند آنها را ياري دهد به عنوان مثال اين ربات قادر به ارسال پيغام و دسترسي به اطلاعات روزمره و يافتن موسيقي ها و فيلم ها و عكسهاي مورد نظر صاحبان خود هستند. اين ربات مجهز به سيستم تشخيص صدا و تصاوير كامپيوتري مي باشد به طوري كه قادر به درك صحبت هاي اطرافيان خود مي باشند و نسبت به آنها از خود عكس العمل درست نشان مي دهد و قادر به شناسايي افراد مي باشد و نيز مي تواند سر خود را تكان داده و با تغيير حالت اجزاي صورت خود نسبت به درخواست صاحبان خود واكنش نشان دهد. اين ربات قابليت اتصال به كامپيوتر هاي شخصي را نيز دارا مي باشد و مي تواند انرژي و ظرفيت ذخيره اي سيستم ها را پردازش كند. علاوه بر اين افراد مي توانند با متصل كردن اين ربات به كامپيوتر هاي شخصي و يا اينترنت و دستگاه هاي داراي حافظه ، از ربات بخواهند برنامه هاي صوتي و تصويري را براي آنان پخش كند
از سایت شبکه فن آوری اطلاعات ایران

نمی توان دل نگران سلامت معنوی انسان بود و به اهمیت معنوی طبیعت توجه نکرد


اخلاق، عرفان و محیط زیست
نمی توان دل نگران سلامت معنوى انسان بود و به اهمیت معنوى طبیعت توجه نکرد
خبرگزاری مهر
گروه دین واندیشه : تغییر و تبدلات انجام شده در محیط زیستِ آدمى، بازخورد عملِ آدمى بر روى طبیعت است و عمل ‏نیز، در تحلیل نهایى، برآمده از معرفتِ آدمیان است. اگر محیط زیست، اینک، در دوران اوج شکوفایى ‏تمدن بشرى، دچار انواع سوانح و حادثه‏ها شده است باید چاره کار را در بنیانهاى معرفتى انسانِ معاصر جست
درآمد
تغییر و تبدلات انجام شده در محیط زیستِ آدمى، بازخورد عملِ آدمى بر روى طبیعت است و عمل ‏نیز، در تحلیل نهایى، برآمده از معرفتِ آدمیان است. اگر محیط زیست، اینک، در دوران اوج شکوفایى ‏تمدن بشرى، دچار انواع سوانح و حادثه‏ها شده است که از آن به بحران محیط زیست تعبیر مى‏شود، باید چاره کار را در بنیانهاى معرفتى انسانِ معاصر جست. چه قوانین پیش گیرنده و یا هشدار دهنده، بدون پیش زمینه معرفتى و معرفت ساز راه به جایى نمى‏برند. اگر چه در طول چند دهه گذشته این ‏هشدارها ادامه داشته است. اما عملاً نتیجه مطلوبى از آنها به دست نیامده است. دلیل این مدعا فراترشدن دامنه تخریب هاى زیست محیطى از زمین، هوا، رودخانه‏ها، درختان و گیاهان است.انسان، در تحلیل نهایى، اندیشه و معرفت اوست. ساختار وجودى انسان، رهیافتى جز معرفت ندارد و اگر جز این باشد، آن موجود، آدمى نیست، علیهذا، تأمل درمتون ادیان و اخلاق و عرفان، که این هر سه‏ در بطن و متن مشترکند، نشان از غفلت بزرگ و جبران ‏ناپذیرى مى‏دهد که آدمى در عرصه مواجهه باطبیعت، بر آن مبتلا شده است.اگر، علم به تنهایى، رهیافت سعادت آدمى را مهیا مى ‏کرد، امروز چرا پس از فراز تمدنِ غربى و بسط آن در شرق و غرب عالم و جوامعِ سنتى و مدرن دنیاى کنونى، هنوز مشکل زیست محیطى وجود دارد ونه تنها وجود دارد که زائیده شده و هر لحظه، چون موجود ناقص الخلقه وحشتناکى گستردگى ودهشتناکى خاص خود را مى‏گیرد و چونان غولِ بى‏شاخ و دمى بر سر آدمى فریاد مى‏آورد. کلان شهرها، که ساز و کار تمدن جدید را بیش از دیگر مناطق پذیرفته‏اند، از همه آلوده‏ تر و بحرانى‏ترند. نکته در اینجاست که براى جست و جو در علل پدید آمدن بحران محیط زیست باید به دنبال زیرساخت‏هاى معرفتى بود. به نظر نویسنده، معرفت واقعى متن دین به علاوه اخلاق و عرفان و همچنین التزام عملى بدان، حقیقى ‏ترین رهیافت گریز از بحران زیست محیطى است
نظرى به فعالیت‏هاى تاریخى
کنکاش عقلانى و تاملات فلسفى - اخلاقى در باب محیط زیست، در میان متفکران غربى، از دهه1960 به بعد، با توجه به دو مقاله عرضه شده توسط آقایان لین وایت با نام " ریشه‏هاى‏تاریخى بحران زیست‏محیطى" و گارت هاردین با مقاله " تراژدى عمومى" آغازشد. یکى ازمؤثرترین مقالات در این زمینه، نوشته آلدو لئوپلد به نام " اخلاق زمین" بود که نویسنده ‏در آن به صراحت ریشه بحران زیست محیطى را فلسفى مى‏دانست. بیشتر مباحث آکادمیک دهه 1970بر روى تز لین وایت و " بحران عمومى" بود. این مباحث ابتدا الهیاتى، تاریخى و دینى بود و نه فلسفى.نخستین کنفرانس فلسفى در این باره، توسط ویلیام بلاکستون در سال 1972دردانشگاه جرجیا برگزار شد. مقالات کنفرانس در سال 1974 با عنوان " فلسفه و بحران‏ محیط زیست " به چاپ رسید. در سال 1972 کتابى با عنوان " آیا دیر نیست؟ الهیاتِ محیط زیست" نوشته جان. ب. کوب، نوشته شد. این کتاب تنها کتابى بود که تا آن زمان توسط فیلسوف واحدى در باب‏ محیط زیست نوشته مى‏شد و ساختار اولیه آن الهیاتى و دینى بود. در سال 1973، فیلسوف استرالیایى، ریچارد روتلى ، در پانزدهمین کنگره جهانى فلسفه، مقاله‏اى با عنوان " آیا به اخلاق ‏زیست محیطى جدیدى نیاز هست؟" نوشت. یکسال بعد استرالیایى دیگرى به نام " مر" ، مقاله ‏اى با عنوان "مسئولیت انسان در قبال طبیعت" نوشت و در پاسخ به روتلى، استدلال کرد که کلاً هیچ نیازى به اخلاق زیست محیطى وجود ندارد. درسال 1975 مسئله " اخلاق زیست محیطى"، با چاپ مقاله هلمز رولستون با عنوان " آیا اخلاق محیط زیست وجود دارد؟ به‏جریان اصلى مباحث فیلسوفان تبدیل شد.آرن نایز، فیلسوف نروژى و مؤسس مجله "اینکوئری " مقاله‏اى با عنوان" فراز ونشیب و طول و عرض نهضت زیست محیطى" منتشر کرد که شروع نهضت ریشه‏دار جنبش ‏زیست محیطى بود. همچنین در سال 1979 یوگن. ث. هارگرو مجله " اخلاق ‏زیست محیطى" را بنا نهاد. پنج سال نخست مجله غالباً به بحث در باب حقوق طبیعت و ارتباط اخلاق ‏محیط و حقوق و آزادى حیوانات گذشت. هر چند مجله حقوق حیوانات بعدها مجزا شد و... به عنوان‏ مجله "حقوق حیوانات " منتشر شد.در اوایل دهه 1980 کوب با همکارى کارلوس بیرچ کتاب دیگرى با نام " آزادى ‏حیات " منتشر کرد. این کتاب، رهیافتى فلسفى همانند ارگانیسم فلسفى آلفرد نورث وایتهد یافت. " اخلاق مسئله محیطى" کتاب دیگرى بود که توسط رابین اتفیلد در پاسخ به نظریه " مر" نگاشته شد.از سال 1988، کتب بسیارى در این زمینه منتشر شده است . برخی از آنها عبارتند از : پاسخ طبیعت / پل تایلر، اخلاق محیطى / هلمز رولستون ، اقتصادِ زمین / مارک ساگف، اصول اخلاق محیطى / یورگرن هارگرو ، در دفاع از اخلاقیات زمین / کالیکوت ، و به سوى اتحاد طرفداران محیط زیست / نورتون روت . در دهه 1980 جنبش دوم محیط زیست با عنوان " اکوفمینیسم " به وجود آمد. " کارن وارن " متفکر اصلى‏این جنبش بود که بعدها متفکران دیگرى نیز بدان پیوستند. جنبش سومى نیز در ادامه پدید آمد که‏ محیط زیست اجتماعى نام گرفت. بر اساس نظریات " مرى بوکچین" نشریه زیست محیطى کانادا، با عنوان " ‏ترامپتر" موجب پیوند میان نهضت‏هاى رادیکال و جامعه دانشگاهى حامیان محیط زیست شد. فصلنامه ‏اخلاق زمین در سال 1989 به عنوان یکى از نشریات پرطرفدار این مطالعات درآمد. " جامعه جهانى اخلاق محیطى " در سال 1990 تاسیس شد و اکنون اعضایى از سراسر جهان دارد. در سال 1992 نشریه دیگرى با وجهه فلسفى با نام " ارزشهاى محیطى" در انگلستان منتشر شد. پس از آن‏ در سال 1996 مجله " اخلاق و محیط زیست " در دانشگاه جرجیا به چاپ رسید که در سال 2002 به‏دانشگاه ایندیانا آمریکا منتقل گردید. در سال 1997، دومین انجمن بین المللى با تاکید بر پدیدارشناسى ‏محیطى با نام " انجمن بین المللى فلسفه محیطى" شکل گرفت
نگاهی عرفانی- اخلاقی به محیط زیست
تامل در فعالیت‏هاى مذکور، نشان از حضور بحران در محیط زیست، و تلاش براى رفع آن دارد. چنانکه در مقدمه بحث نیز اشاره شد عمده تلاشها، براى یافتن مبادى اخلاقى زیست محیطى یا نگرش ‏به بحران، از منظر فلسفى و معرفت‏شناسى است . یکى از مبادى شروع مباحث نظرى در باب محیط زیست، تلاش براى پاسخ به انتقاد" لین وایت" درباب نگاه دین به طبیعت بود. وایت با مقاله‏اى که در سال 1967 با عنوان " ریشه‏هاى تاریخى بحران ‏زیست محیطى ما" منتشر ساخت، مدعى شد که بحران پیش آمده، ناشى از نگرش ادیان مسیحى ویهودى است که غربیان و باورمندان به آن، طبیعت را تحت سلطه آدمى دانسته و با توجه به این که آدمى‏را "خلیفه خدا در زمین" مى‏دانند هر گونه تعرض بدان را نیز مجاز مى‏شمرند. از نظر وایت نگاه مذهبى به ‏طبیعت، عامل اصلى بحران بود. وایت ، شاید البته به این معنا توجه نکرده بود که مذهب و دین ازهزاره‏ هاى گذشته همراه بشر بوده‏اند ، اما بحران محیط زیست در دوران تمدن جدید پدید آمده ‏است.اگرچه نظریه وایت در شانى کاملاً غلط است اما به هر حال موجبات پدید آمدن تلاشهایى دررهیافت عقلانى، اخلاقى، فلسفى و معرفتى به محیط زیست گردیده و از این حیث داراى اهمیت است. گرچه وایت در مقاله خویش به نظریه خلافت الهى در کتب مقدس یهودى و مسیحى اشاره کرده بود ، اما از آنجا که سلسله نبوت و دین الهى، جز یک سلسله نیست مى‏توان در پاسخ وى به این نکته اشاره کرد که اتفاقاً قرآن نیز بدین موضوع اشاره دارد اما منظور از خلیفه بودن، جواز فساد بر روى ارض نیست. مى‏توان پرسش فرشتگان از خداوند در باب خلقت آدمى را که در قرآن مطرح شده است در همین زمینه ‏مورد توجه قرار داد. فرشتگان از خداوند سوال مى‏کنند که آیا در زمین موجودى مى‏آفرینى که به فساد وخونریزى بپردازد؟ پاسخ خداوند روشن است : " من مى‏دانم آنچه را که شما نمى‏دانید" . رهیافت قرآنى به ‏مسئله خلیفه خدا، با رهیافتى که در دوران مدرن با اشاعه هر چه افزونتر میل حریصانه درانسان پدیدآمده است، تفاوت دارد. ادبیات عرفانى ما نیز به این مقوله اشاره دارد:
کاسه چشم حریصان پر نشد تا صدف قانع نشد پر در نشد
وقتى در متن مقدس سخن از خلیفة اللهى به میان مى‏آید، وجودِ آدمى متصف به صفات الهى مى‏شود و در واقع او آینه اسماء و صفات حق مى‏گردد. چنانکه آمده است
اى آینه جمال شاهى که تویى وى مظهر اسرار الهى که تویى
بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست در خود بطلب هر آنچه خواهى که تویى
حق چو اسرار ذات خود شناخت عشق با حسن خویشتن مى‏باخت
خواست کز علم سوى عین آید از دل اهل درد آینه ساخت
شاهد روى پوش پرده غیب پرده کبریا ز روى انداخت
خلیفه الهى مظهر صفاتِ الهى، به حسب رحمانیت حق تعالى، و به نسبت به حکمت و علم او، درتعامل با همه اشیاء، رفتارى رحیمانه، حکیمانه و عالمانه دارد. حتى او متوجه این معنا مى‏شود که به‏ عنوان خلیفه الهى، بارِ امانتى سنگین بر دوش دارد و اگر در کمال وجود خود سیر نماید، همه اشیاء وموجودات، با ذکر و عبادت او لب به تسبیح و ذکر مى‏گشایند. در سوره صاد، هماهنگى طبیعت با انسان‏کامل [ یعنى حضرت داوود] اینچنین آمده است:" انّا سخّرنا الجبالَ مَعَهُ یُسبِّحْنَ بالعشىِ والاشراق و الطیرَ محشورةً، کُلُّ لَهُ اَوَّاب " " ما کوهها را با او مسخر کردیم تا شب و روز خدا را تسبیح کنند و مرغان را مسخر کردیم که نزد اومجتمع گردند و همه به دربارش از هر جانب باز آیند" .در این نگاه قرآنى، انسان کامل، امام همه طبیعت در حمد پروردگار و معرفت او هم هست. یعنى‏امامت او براى اشیاء و موجودات است. نگاهِ عرفانى از جانبى دیگر، آدمى را به حسب اینکه " کونِ جامع" یا " مظهر همه اسماء الهى" است، نسخه فشرده عالم مى‏داند و او را آینه تمام اشیاء مى‏داند. محى‏الدین عربى در فص آدمى مى‏گوید :" فکان آدم عینَ جَلاء تلک المرآة و روح تلک الصورة" وقتى، آدمى در نگاهِ عرفانى، مظهر جمیع اسماء است و " همه" در او هست، بنابراین، افسادِ او در اجزاء مورد افسادِ در کل است. به تعبیر شیخ شبسترى : اگر یک ذره را برگیرى از جاى نگون گردد همه عالم سرا پاى
بنابراین، " انسان کامل" که خود عارف به جمیع مراتب هستى است، در برابر پروردگار وظیفه تسبیح‏ دارد و جمیع کائنات را بر حسب گزاره صادقِ قرآنى " وَ اِنْ مِن شى‏ءٍ اِلا یُسبّحُ بِحَمدِه " نیز، تسبیح‏ گوىِ‏ حق مى‏داند. و معنى این حقیقت آن کس مى‏داند که گوشِ جان او به باطن هستى گشوده باشد تا همه را جان و"حَى" ببیند و سریان هویت الهیه را در همه موجودات مشاهده کند. چون شما سوىِ جمادى مى‏روید محرم جان جمادان کى شوید
از جمادى در جهانِ جان روید غلغل اجزاى عالم بشنوید کاملان را
در مشاهده حیات دنیا حاجت نیست به انتقال به سوى دار آخرت، چنانکه امیرالمؤمنین - کرم‏اللَّه وجهه - مى‏فرماید : " با رسول‏اللَّه
صلى اللَّه علیه و سلّم - در سفرى همراه بودیم، هیچ حجرى وشجرى همراه مستقبل نشد مگر که از او سلام به رسول - علیه‏السّلام - مى‏شنودیم " . از حیثى دیگر، نگاه معنوى و عرفانى، چنان‏ که عالم را مظهر اسماى الهى مى‏داند بیان مى‏دارد : " عالم طبیعت، صور مختلفه حاصله است در مرآت ذات الهیه بى‏آنکه در آن‏ مرآت تکثر حاصل شود " . و نیز می فرمایند : " ... چون امر در نفس خویش واحد باشد پس آنکه مسمى است به طبیعت جز وجودِ حق کیست؟ وظهور یافته از طبیعت به غیر افرادش از اعیان موجودات چیست؟... و بباید دانست که طبیعت نزد اهل ‏حق اطلاق کرده مى‏شود بر قوت ساریه در جمیع اجسام، خواه عنصرى باشد و خواه فلکى و خواه بسیط باشد و خواه مرکب؛ و آن عین صورت نوعیه است که مر اجسام راست از براى اشتراک در طبیعت واختصاص صور نوعیه " . این نظرگاه عارف به طبیعت و عالم است که در وراى آن " تقدّس طبیعت" به عنوان آیات الهى نمودارمى‏شود. این نظرگاه عرفانى، از سویى هم جایگاه آدمى در بستر نظام هستى را به او مى‏نمایاند و هم ازوجهى دیگر با نظر باطنى به بطن ومتن طبیعت، نظم مندرج در آن و هماهنگى ذاتى اشیاء آن را مدلول" راز موجود" در این حیثیت از "وجود" مى‏داند. در این نگاه، طبیعت " قلمروى است که حیطه و حوزه‏عالمى فوق حس است که بسیار عظیم ‏تر و با معناتر از طبیعت محسوس مى‏باشد. تسلیم در برابر خالق ‏نیز، خود درسى اخلاقى است که حاصل همین باور است.در عین حال از منظر "حکمت الهى"، چنانکه‏ وجود خود" دیالوگ میان خالق و مخلوق" است، طبیعت نیز نوعى از وحى الهى و حامل پیامى معنوى ‏است و نوعى" دیالوگ وجودى" در آن منطوى است. این گفت وگو تنها منحصر در " کلمه" به معناى ظاهرى ‏آن که به به اعتبارى "زبان قال" است نمى‏باشد ، بلکه در جنبه‏اى فراتر باید از " زبان حال" سخن گفت که ‏کلام نَفسى است و حدیت نفس آدمی است با خود یا طبیعت که بر حسب آن به درک "حال" موجودات ‏مى‏رسد و با "حالِ" طبیعت هم سخن مى‏گردد و به ادراکى باطنى و شهودى در مى‏یابد که:" و ان من ‏شى‏ءالا یسبح بحمده ولکن لا تفقهون تسبیحهم".وجود در این منظرهمان " رحمت" الهى است. وقتى که‏ در قرآن از رحمت سخن به میان مى‏آید منظور وجود بخشى خداست که در واقع بزرگترین رحمت ‏اوست. در دعاى کمیل نیز این مسئله هویداست:" اللهم انى اسئلک برحمتک التى وسعت کل شى‏ء". بنابراین ، طبیعت براى انسان کامل یا اهل معرفت باطنى عالم، فضایى براى استماع یا فراگیرى است که حتى ‏تفکر در ساحات مختلف آن نیز در قرآن مورد تاکید واقع شده است. گوشى که از استماع این ساحت‏ باطنى وجود و راز نهفته آن غفلت ورزددر واقع بخش عمده‏ اى از حیثیت خود را انکار کرده است. درکلام الهى است که :" ان شر الدواب عند الله صم بکم عمى فهم لا یعقلون" یعنى شرورترین ذیروح در نزد خداوند آن است که کور و کر است و تعقل نمى‏کند. یعنى از استماع گفت و گوى موجود در عالم بى بهره ‏است. یار بى پرده از در و دیوار در تجلى است یا اولى الابصاراز سوى دیگر، انسان دوران تمدن جدید، با توجه به ساختار سکولار و اومانیست علم جدید، از"محور داشتن"و " تمرکز" بر مدار "توحید" بریده است و این گسستگى علاوه بر آن ناقض شناخت جایگاه‏ آدمى در عالم هستى است، بین انسان و هر عنصر متعالى فاصله انداخته است و برداشت‏هاى معنوى ازعالم را مسدود نموده و تجلى تمدنى آن، در مواجهه با طبیعت عدم درک معنادارى آن و در نهایت ‏تخریب و ایجاد بحران در محیط زیست شده است. علم جدید مغرورانه با اتکا به " انسان محورى"موجب گسترش حرص و آز در آدمى شده و بر بهره ‏ورى هر چه بیشتر تاکید مى‏کند و در نهایت " حس‏ نفوذ به معانى باطنى پدیده‏ها را از وى مى‏گیرد". بنابراین ، با نظر به بحران محیط زیست معاصرکه برآمده ‏از ترکیب انسان محور تمدن جدید است مى‏توان دریافت "که امروزه دیگر امکان ‏پذیر نیست که بطورجدى دل نگران سلامت معنوى انسان بود و به اهمیت معنوى طبیعت توجه نکرد" . چرا که این هر دو از ناحیه یک بحران اصلى سر درآورده‏اند و آن انسان محورى علم جدید است که‏ دقیقا در برابر آن سنت معنوى است که آدمى را"خلیفة الله" بر روى زمین مى‏داند. علم جدید با گسست از وحى‏ ابتدا آسمان را از خود دریغ کرد و در نهایت با اوج تمدن خود و با تبعات تکنولوژیکى آن زمین را نیز ازدست مى‏دهد. اینک انسان نیازمند کسب بینشى نو در باب طبیعت است. بینشى که حداقل از گسترش فساد و خرابى‏ جلوگیرى نماید. باید پرسید:" آیا تسخیر طبیعت که بارزترین هدف تمدن جدید بوده است، بیش از این ‏قابل تعقیب است؟ و اگر آرى ؛ نهایت‏آن کجاست؟
نامه انجمن دوستداران زمین
بد نیست دراین بخش از نوشتار نمادى از این بحران را که از سوى " انجمن دوستداران زمین" تحریرشده ملاحظه کنیم. نامه‏اى که در آن جرج دبلیو بوش " بزرگترین مجرم زیست محیطى" خوانده شده است : " روند انقراض گونه‏هاى جانورى و گیاهى که امروزه شاهد آن هستیم از عصر انقراض دایناسورها ، یعنى 65 میلیون سال پیش تاکنون بى سابقه است. جنون تفکر کوتاه مدت که بر باورهاى زیست محیطى‏تحمیل شده است توسط دولت بوش رهبرى مى‏شود. گرم شدن جهان و تغییرات آب و هوا جدى ‏ترین‏ چالش زیست محیطى است که امروزه جهان با آن روبرو است . اما هنگامى که دنیا از خطرات احتمالى ‏تغییرات آب و هوا و چالش‏هاى فراروى آن آگاه مى‏شود قدرتمندترین کشور دنیا و بزرگترین اقتصاد جهان از کوشش‏ها و فعالیت‏هاى بین المللى براى مبارزه با این تهدید خود را کنار مى‏کشد و تصمیم ‏مى‏گیرد که براى منافع خود هر زمان که لازم دید جهان را آلوده سازد. تعجب آور نیست وقتى که " هانس‏بلیکس" بازرس تسلیحاتى سازمان ملل در عراق گفته است که بیشتر نگران تغییرات آب و هوا در جهان‏است تا تهدید تسلیحات کشتار جمعى. ایالات متحده آمریکا با 5%جمعیت جهان، یک چهارم دى ‏اکسید کربن دنیا را به اتمسفر سرازیر مى‏کند و در نتیجه بیشترین مسئولیت تغییرات آب وهوا متوجه این ‏کشور است.شرکت‏هاى چند ملیتى و گروههاى لابى این شرکت‏ها با کوشش‏هاى خود باعث شده‏اند که‏کارخانه‏هاى امریکایى، خودروسازان، هواپیماسازان و دیگر صنایع و منازل مجبور نیستند که انتشار گازهاى دى اکسید کربن را کاهش دهند ، بلکه مى‏توانند روند مصرف خود را ادامه داده و فاجعه را تشدید کنند. در حالى که متوسط انتشار گاز دی اکسید کربن توسط یک آمریکایى 17 برابر یک هندى است، دولت ‏بوش به خود جرات مى‏دهد که بگوید پروتکل کیوتو تقاضاى کاهش بسیار ناچیز اتنشار گازهاى سمى را کرده است ؛ غیر عادلانه است زیرا که کشورهاى در حال توسعه مثل هند مجبور نیستند همان گونه عمل‏ کنند. در چهار دهه گذشته میلیونها نفر در اثر بلایاى ناشى از آب و هوا جان خود را از دست‏داده‏اند.99%این افراد در کشورهاى فقیر زندگى مى‏کرده‏اند. تاریخ معاصر راهنماى صحیحى براى آ ینده‏خواهد بود
نکته پایانی
این دستاورد علمى که در راستاى خواست قدرت و فزون‏ طلبى و نفس آدمیان قرار گرفته است و از پیوست به عالم معنا و " توحید" به عنوان نقطه مرکزى دایره هستى گسسته و موجب سقوط بشر در چنین ‏دره مخوفى شده است.فریتهوف شوان، حکیم سنتگرا مى‏گوید: " در کاربرد علمى که مدعى معرفت عینى طبیعت از طریق قطع ملاحظات معنوى و فلسفى در مورد آن شده است، خطایى صورت گرفته است، زیرا به کاربردن علم جدید موجب شده است که انسان موضوع فعالیت‏هاى علمى اش را تخریب کند... . گویا خود طبیعت فریاد مى‏زند که آن علمى که به ‏شیوه‏هاى جدید غرب استنباط شده و فناورى، آن را به کار بسته ؛ جنبه حقیقى آن را بکلى کنار نهاده‏است، در حالی که بدون آن جنبه، بقاى آن ( طبیعت) به عنوان یک مجموعه کامل ومنظم امکان ندارد. باتوجه به پیامدهاى خطرناک این وضعیت، براى رفع این معضل و محدود کردن علم غربى و کاربردهایش( غلبه بر طبیعت) ، باید به تعالیم حکمى مربوط به سنن شرقى بازگردیم " . وى همچنین باتوجه به محدودیت‏هاى ادراکى علم جدید مى‏نویسد: " آدمیان از طریق کشفیات و ابداعات علم ناصواب تمامیت خواه، آگاهانه گمراه شده‏اند. همان علمى‏ که محدوده ‏هاى خاص خود را نمى‏شناسد و لذا هر آنچه را که فراتر از محدوده‏هایش قرار دارد، به‏فراموشى مى‏سپارد " . سوال اینجاست که براى جلوگیرى از بحران محیط زیست، آیا علم جدید به تنهایى مى‏تواند برمشکلات غلبه کند؟ با توجه به آنچه که در این نوشتار ذکر شد، نمى‏توان هیچ دانشى را بدون همراهى نگاه معنوى و باطنى‏ به طبیعت در بازسازى زخم کارى تکنولوژى جدید بر طبیعت، پیروز دانست.علم جدید اکنون بر "تن" زده است. معنایى باید که بر"جان" بزند و نورى از آن ساطع باشد تا درتاریکی ها چراغ راه قرار گیرد. تلاشهاى متفکران معاصردر حل بحران محیط زیست از اقدامات مثبتى‏است که مى‏بایست براى گسترش آن کوشش کرد. توجه به آموزش همه افراد ضرورى‏ترین نیاز این مقوله ‏است
از سایت خبرگزاری مهر

معرفی یک کتاب جالب

معرفی کتاب
نام اثر: داستان شگفت انگیز هنری شوگر و شش داستان دیگر
نویسنده: رولد دال
ترجمه: ساغر صادقیان
ناشر: نشر چشمه - کتاب باران
چاپ اول: تابستان 1384
نقد از شهره کائدی

امروزه کمتر کسی است که با نام رولد دال نویسنده انگلیسی نروژی الاصل ( 1916- 1990) آشنا نباشد. فردی که به عنوان محبوب ترین نویسنده کودکان و نوجوانان ، نویسنده ی قرن انگلستان لقب گرفته است. منتقدان از این نویسنده ی بحث انگیز عصر حاضر، با القاب ضد و نقیضی چون: نابغه، تابو شکن و حتی آنارشیست یاد می کنند. اما اوهرچه که بود ، توانست با نبوغی خاص و تخیلی متمایز ، اعتماد کودکان و نوجوانان را در سراسر دنیا به خود و آثارش جلب کند.
توانایی دال در پرداخت داستانهایش ( بدون توجه به نا متعارف بودن آنها ) حیرت انگیز است. او با شامه ی تیز خود پی برد که چه موضوعاتی برای کودکان و نوجوانان از جذابیت و کشش بیشتری برخوردار است ،همچنین با سلیقه و خواسته های کودکان کنار آمد تا بتواند در طول نویسندگی خویش آثاری خلق کند که باعث شادی و سرگرمی آن ها شود
دال برای خلق فانتزی های کودکانه ی خود ، دیدی طنز آمیز داشت و به خوبی می دانست که با فضاهای عجیب و غیرعادی اش تا کجا پیش رود. آثارش با پیرنگ های پرکشش و جزئیات مسحورکننده و گیرا، بسیار ماهرانه پرداخت شده و سرشار از تخیلی قوی و ناب است
او با خلق قهرمان هایی نامتعارف و منحصر به فرد ، از سنتهای معمول و قراردادی داستان های عامیانه عدول کرد و توضیحی خیال پردازانه درباره چرایی رویاهای آدمی داد. دال همچنین برای رسیدن به سبک ویژه ی خود، مدام با کلمات سروکله زد. در اکثر داستان هایش کلمات را به صورتی بهم ریخته و اشتباه به کارمی برد . بنابر این متونش پر است از اشتباهات لغوی ، جناس ، بازی با الفاظ ، واژه سازی های خلاقانه و شکل های گوناگون بازی های کلامی و عاری است از جمله های کلیشه ای و توصیفات زائد و عبارات مستعمل

" داستان شگفت انگیز هنری شوگر" و شش داستان دیگر نام مجموعه ای است که به تازگی به فارسی ترجمه شده است. دیدن نام دال بر روی کتاب کافی است تا خواننده را به انتظار رویارویی با اثر خلاق دیگری بیاندارد. چرا که او با به تصرف درآوردن روح و روان مخاطبانش توانسته اشتیاقشان را شعله ور و کنجکاویشان را تحریک کند. دال از معدود نویسندگانی است که مشکل بتوان او را در طبقه یا گروهی خاص قرار داد. او علاوه بر اینکه برای تمام گروههای سنی ، از کودک گرفته تا بزرگسال می نوشت ، ژانرهای مختلف را نیز آزمود
با خواندن این اثر متوجه می شویم که با کاری بسیار متفاوت با فانتزی های او مواجه ایم. در این جا بر خلاف دیگر داستان هایش که شخصیت ها به آدم ها و غول ها ( یا جادوگرها و سایر نیروهای مافوق طبیعی ) تقسیم می شدند ، شخصیت ها انسا ن هایی معمولی هستند. ضمن این که این مجموعه برای کودکان نوشته نشده و برای مقاطع سنی بالاتر است. اما در این جا هم می توان عناصر آشنای کار او را دید. برای مثال حضور لاک پشت در داستان "پسری که با حیوانات حرف می زد" تاکید دوباره اوست بر همدلی بین پسرک و یک لاک پشت ، که سابقا در داستان های " غول بزرگ مهربان " ( همدلی بین دخترک و غول ) و " لاک پشت " ( همدلی بین خانم سیلور و لاک پشت ) و " انگشت جادویی" ( همدلی بین دخترک و اردک ها) و ... دیده شده بود.
دال در این داستان طرحی ساده را دستمایه ی کارش قرار داده است. پسری طرفدار حقوق حیوانات در مقابل آدمیانی بی روح:
خیلی از زنها باشادی جیغ می زدند و به بازوی مردان خود چسبیده بودند و مردان که می خواستند شجاعت و مردانگی خود را نمایش دهند ، با صدای بلند اظهار نظرهای احمقانه ای می کردند
پسرک داستان علیه قرارداد آدمیان می شورد. در نهایت ارتباطی خارج از قاعده و عرف شکل می گیرد. ارتباطی دائمی بین پسرک و لاک پشت. ارتباطی که از زندگی ، حسی از امنیت و آرامش را می طلبد
نویسنده در این داستان از واقعیت گذر می کند. این که جهان به واقع چگونه است ، برای اومهم نیست. مهم این است که درداستانش جهان چگونه می توانست باشد. لاک پشت پس از آن با یک کودک زندگی می کند و چه چیزی بهتر از زندگی با کودک ، که شاید همانا کودک درون دال باشد. لاک پشت این داستان یا لاک پشت خانم سیلور به همراه انسان هایی که واقعیت بیرونی ندارند و ساخته ی ذهن نویسنده اند ، ما را با یکی از شگفتی های دال آشنا می کند: هر کس عاشق گل و حیوان باشد لایق دوستی و شایسته ورود به دنیای اوست
در این مجموعه به جز دیالوگ افراد خارجی ، از نظر موضوع و زبان پیچیدگی خاصی وجود ندارد

در داستان " قو" هم به حقوق پرنده ها اشاره شده است
" تماشای پرنده ها لذت بخش است. خیلی لذت بخش تر از تیراندازی به آن هاست "
کاری کثیف بود! عملی وحشیانه، بی فایده و احمقانه بود! شما دوتا احمق نادان هستید! شما باید به جای آن قو می مردید! لیاقت زنده بودن ندارید
در این داستان گرچه دال دست به بزرگ نمایی کنش های شخصیت های خیالی خود زده ، اما این کنش ها با گونه هایی از رفتارهای شناخته شده ی انسان ها، همساختی و همانندی دارند. قصه ی آدم هایی ویژه درحیطه ی رفتار شناسی( نه در جایگاه تربیتی و گونه شناختی). آدمهایی که در حوزه ی رفتاری ، دچار نارسایی و ناسازگاری هایی شده اند که آن ها را در تقابل با شخصیت مثبت داستان قرار می دهد. دال بار دیگر بسیاری از ندانم کاری ها و اشتباهات انسان را گوشزد می کند و داستانی می آفریند با پیرنگی قوی که خواننده را در طول کشمکشی تنش زا پیش می برد
از سایت گفتمان ایران

طرفداران حمايت از حقوق حيوانات رستوراني را در چين تعطيل كردند

طرفداران حمايت از حقوق حيوانات رستوراني را در چين تعطيل كردند
تهران، خبرگزاري جمهوري اسلامي
خبرگزاري چيني "شين هوا" روز يكشنبه گزارش داد: فعالان حمايت از حقوق حيوانات كه به فروش گوشت گربه در رستوراني در شهر "شن ژن" در جنوب چين معترض بودند، با حمله به اين رستوران تعطيلي آن را باعث شدند
گزارش رويترز از پكن به نقل از همين خبرگزاري حاكي است، حدود ‪۴۰‬ تظاهركننده كه اكثر آنان را زنان تشكيل مي‌دادند با در دست داشتن پرچمهايي كه بر روي آنان جمله‌ي "حيوانات دوست انسانند" وارد رستوران شدند و از صاحب رستوران خواستند تمام گربه‌هاي زنده را كه در اين رستوران نگاهداري مي‌كند، آزاد نمايد
بنابراين گزارش، ‪ ۹‬گربه‌ي محبوس در ساختمان رستوران همگي آزاد شدند، اما معترضين به هنگام مشاهده‌ي يك گربه پوست كنده در داخل يخچال همگي گريستند
صاحب رستوران با گفتن اينكه خوردن گربه در ايالت "گواندونگ " چين يك سنت است از شغل خود دفاع كرد، اما گفت كه ديگر نمي‌تواند به شغلش ادامه دهد و گوشت گربه بفروشد
از سایت خبرگزاری جمهوری اسلامی
جهت اطلاع حمایت از حقوق حیوانات در ایران

برکت سفره تان زیاد

برکت سفره تان زیاد

فصل زایمان حیوانات همزیست ما، گونه هایی که از بین هزاران گونه با انسان عیاق شدند و تبدیل به حیوانات خانگی شدند که البته در ایران اگر به آنها حیوانات خیابانی بگویی به واقعیت نزدیکتر است. البته درست است که آنها را مزاحم و عامل شیوع بیماری و ... می خوانیم ولی یادمان باشد که ما پایمان را از گلیم مان درازتر کرده ایم و شده ایم صاحب و مالک بی چون و چرای همه چیز
اگر گربه بیچاره ای از سر ناچاری در سوز و سرما به زیرزمین، موتورخانه یا حتی زیر جعبه های تلنبار شده در گوشه حیاطمان پناه آورده و فرزندان کوچکش را به دنیا بیاورد، حتما و بی چون و چرا باید رانده شود و حالا یا به زور لگد و آب و این قبیل ادوات و یا حتی در مواردی از بین بردن توله گربه هایی که بعد از ماهها سختی کشیدن مادر بالاخره به دنیا آمده اند
بحث بر سر ایننکه با این حیوانات چه باید کرد، مشکل امروز و دیروز نیست. انجمن حمایت از حیوانات در این باره طرح های زیادی ارائه داده که البته قابل اجرا بودنش کمی با تردید همراه بود. مثلا اینکه محدوده ای را در پارک طبیعت پردیسان فنس کشی کرده و حیوانات خیابانی را بعد از دستگیری درون این حصار نگهداری کنیم یا آنها را زنده گیری کرده و بعد عقیم کنیم.
حتی شهرداری هم چند سال پیش پروژه ای را در این مورد به اجرا گذاشت که البته برخورد شهرداری کمی دور از انصاف به نظر می رسید، کشتار شبانه به وسیله تفنگ. مماشات با حیوانات اینقدرها هم بدنیست . بالاخره هر طور هست چه خوشمان بیاید و چه چندشمان شود و چه متنفر باشیم، گربه ها- سگها – کلاغها – گنچشکها جزو لاینفک زندگی ما هستند. حیوانات بی پناهی که حالا ما تنها پناهشان هستیم. آنها فصل سختی را در پیش دارند
مخصوصا فصول زایمان و بچه داری، پس به آنها کمک کنیم
دوستی می گفت : (( برکت خانه ای که حیوانات از آن نان بخورند، زیاد می شود. ))س

از روزنامه همشهری


خوانندگان گرامی
این موضوع را همیشه در نظر داشته باشید که ما انسانها به حق واقعی خود هیچ وقت قانع نبوده و نیستیم . به همین دلیل جنایتها و بی رحمیها و مشکلات زیادی برای نسل بشر بوجود آمده ولی آیا این حیوانات بی گناه به غیر از یک جای خواب و کمی غذا چیز دیگری هم می خواهند؟ پس چرا ما آدمها که این همه سازمانهایی در رابطه با انواع حقوق ها ایجاد کرده ایم(که البته حق یکدیگر را باز هم ضایع می کنیم) و دم از انساندوستی و حقوق بشر می زنیم آیا واقعا از ته دل یکدیگر را دوست داریم و به دور از مسائل مادی و حیله و نیرنگ به یکدیگر محبت می کنیم ؟
برعکس این حیوانات بی گناه وقتی فقط کمی غذا به آنها می دهیم و محبتی به آنها می کنیم نگاهی از سر مهربانی و تشکر و قدردانی به ما می کنند ولی ما آدمها هیچوقت به محبتی که همنوعمان به ما می کند به چشم دوستی و مهربانی نگاه نمی کنیم بلکه اکثرا آن را حیله و نیرنگ می دانیم
بشر امروزی به هر شکلی از کره زمین به نفع خود استفاده می کند ولی آیا این عمل سودی برای موجوداتی که به ما خدمت می کنند، دارد و یا اینکه ما با خودخواهی خود هم این موجودات را نابود می کنیم و هم نسل آینده مان را ؟

پس بیائید به حیوانات محبت کنیم و از آنها دوستی و محبت را یاد بگیریم
با تشکر


هر چه از غذایتان در سفره مانده به جای اینکه بگذارید خشک شود و در سطل آشغال بریزید در ظرفی ریخته و در گوشه ای برای این حیوانات بی پناه قرار دهید و به بچه هایتان دوستی با طبیعت را یاد بدهید. باور کنید اگر فرزندانتان در کودکی با بی رحم بار بیایند در بزرگسالی حتی به خود شما نیز رحم نخواهند کرد . یادتان باشد هر چه بکارید درو خواهید کرد و البته هیچ کار خوب و بدی نیز از نظر خداوند دور نمی ماند ولو به اندازه خیلی کوچک - این را که حتما خودتان هم می دانید
خدا حفظتان کند و عوضتان بدهد

Wednesday, August 23, 2006

در مورد خرید سگ

عنوان مقاله: خريد سگ
نکاتي در مورد انتخاب و خريد سگ
سگها به دلايل زيادي به عنوان حيوان خانگي مورد استقبال قرار گرفته اند. از آن جمله مي توان به زيبائي, شخصيت وفادار, فراهم آوردن محيطي شاد در محيط زندگيشان اشاره کرد. اما بايد به خاطر داشته باشيد که علاوه بر آنچه ذکر شد, مسئوليت مستقيم مراقبت از آنها بر عهده دارنده اشان مي باشد. پيش از انتخاب و خريد سگ بايد به پرسشهاي زير پاسخ دهيد1- آيا نحوه زندگي شما با نگهداري يک سگ همخواني دارد؟2- آيا محل زندگي شما طوري هست که بتوانيد از يک سگ نگهداري کنيد؟ 3- آيا در منزل شما کساني هستتند که از سگها خوششان نيايد يا به هر دليل نتوانند حضور سگ را تحمل کنند؟4- آيا در منزل شما کساني هستند که به هر دليل داراي آلرژي به آن باشند؟5- آيا کساني را مي شناسيد که در غياب شما از سگتان نگهداري کنند؟وضعيت کاري و مالي شما چگونه است
در اين مورد نيز بايد به پرسشهاي زير پاسخگو باشيد:1- آيا شما استطاعت مالي جهت نگهداري از سگ را داريد؟2- آيا شما مي توانيد علاوه بر نيازهاي شخصي و ضروري خود نيازمنديهاي مختلف يک حيوان را پاسخگو باشيد؟3- آيا توان پرداخت هزينه هاي بهداشتي و پزشکي ساليانه حيوان را خواهيد داشت؟علاوه بر آن نکات ديگري نيز بايد مورد توجه شما قرار گيرد:1- آيا وقت کافي براي گذراندن با سگ خود را خواهيد داشت؟ ( نظير قدم زدن و بازي کردن و ... )2- آيا شما در منزل از حيوانات ديگري نگهداري مي کنيد و يا احتمالا فرزندان خردسالي نيز داريد؟ در چنين موردي معمولا بودن يک حيوان خانگي به طور کلي چندان مناسب نمي باشد, زيرا کودکان هنوز درک کافي از يک حيوان خانگي را ندارند.3- از چه حيوانات ديگري در خانه نگهداري مي کنيد؟4- احتمالا از فرزندان و حيوانات قبلي که در منزل نگهداري مي کرديد چه نوع واکنشي را نسبت به اين عضو جديد نشان خواهند داد؟پدران و مادران توجه کنند:آيا شما توله اي کوچک را براي کودکان خود جهت نگهداري در منزل انتخاب کرده ايد؟ اگر چنين است بايد به شما بگوئيم که خريداري يک توله حساس و کوچک نمي تواند بهترين راه آموزش مسئوليت پذيري به کودکان باشد. ( زيرا که حيوانات اسباب بازي نيستند ) و در صورتي که کودکان شما قادر به نگهداري از اين توله نباشند زندگي سختي را خواهند گذراند. حقيقت آن است که در چنين مواردي شما خود بايد مسئوليت نگهداري از سگي را که براي کودکان خود تهيه کرديد بر عهده بگيريد. توجه داشته باشيد که يک توله عضو جديدي از خانواده است و بايد تمامي افراد خانواده در نگهداري و مراقبت از او کوشا باشند.(البته به نظر من این موضوع در مورد اکثر حیوانات صادق است) حال اگر ميتوانيد چنين مسئوليتي را بر عهده بگيريد بايد بدانيد که چه نوع سگي را مي خواهيد و نژادهايي را انتخاب کنيد که با نيازها و شرايط شما هماهنگي دارند. اگر مي خواهيد از يک توله نگهداري منيد مطمئن باشيد که توله سالمي را انتخاب کرده ايد
حال نظر شما را به نکاتي جلب مي کنم که براي انتخاب يک سگ سالم مورد توجه قرار بگيرد:1- چشماني درخشنده و شفاف و بدون هيچ نوع ترشح اضافي 2- پوست و گوش هاي تميز3- لثه هائي سالم و صورتي رنگ و دندانهاي سالم و مرتب4- بدني سالم و بدون هيچگونه ناهنجاري در اندام ها5- پوست درخشنده و سالم6- چشم و قوه بينائي و شنوائي سالم و قوي. سعي کنيد با ايجاد محرک هاي مناسب اين حواس را امتحان کنيد.در صورتي که سوالات و يا ابهام خاصي در مورد سلامت حيوان داريد, مي توانيد از دامپزشک مورد اعتماد خود کسب اطلاع نمائيد. به خاطر داشته باشيد که تنها دامپزشک مي تواند مشاور خوبي در اين موارد باشد.پت شاپ در اين نوع مراکز مي توانيد از ميان توله هاي متعدد و مختلف نژاد هاي مختلف توله هاي سالم و سر حال را پيدا کنيد .در صورت امکان سوابق و مشخصات پدر و مادر توله ها ي مورد انتخاب خودرا از فروشنده بخواهيد .البته بايد مراقب باشيد که توله هاي ضعيف و کم ارزش و با سوابق نا مشخص را انتخاب نکنيد .خريد ازپرورش دهندگان سگ در صورت تماس با ما مي توانيد پروش دهندگان فعال و خوبي را بيابيد و در صورت تمايل مي توانيد با مراکز و کلينيک هاي دامپزشکي در اطراف محل سکونت خود تماس بگيريد .اگر شما خواستار داشتن يک توله از نژادي اصيل هستيد سعي کنيد تا اطمينان يابيد که پرورش دهنده مورد نظر تنها سگهاي سالم واصيل و بدون هيچ نوع مشکلات توارثي استفاده مي کند .شما بايد در اين مورد نيز اطمينان حاصل کنيد که پرورش دهنده مورد نظر شما از سگهايي که داراي خلق وخوي وحشي هستند استفاده نمي کند .يک پرورش دهنده خوب فقط بفکر کسب درآمد نبوده و علاقه منداست تا بداند آيا شما مي توانيد محيط مناسب براي توله هايي که او پرورش مي دهد فراهم کنيد ؟ سئوالاتي که بايد از پرورش دهنده پرسيده شود:1- تاريخچه نژاد مورد نظر چيست ؟2- آيا در مورد بيماريها پيگيري و مرافبتي دارند ؟3- در مورد( خصوصيات ) اين نژاد چه مي توانند به شما بگويند ؟4- آيا در انجمن خاصي در مورد نژاد بخصو صي عضويت داريد ؟5- آيا در مورد نسل کشي نژاده اي متعددي فعاليت مي کنيد ؟6- آيا ميتوانند در مورد ساير مشتريان به شما اطلاعاتي بدهند ؟7- چه نوع ضمانت احتمالي را در مورد نژاد مورد نظر شما مي توانند ارائه کنند ؟8- آيا ميتوانند سگ را تربيت کنند و اگر ميتوانند چگونه ؟9- چه مدت زماني را براي تحويل دادن نژاد مورد نظر شما در نظر دارند ؟10-آيا دامپزشک اين توله را مورد تاييد قرار داده است ؟
شما بايد توجه داشته باشيد که از کجا توله مورد نظر خود را تهيه مي کنيد و آيا دامپزشک مورد نظر شما اين حيوان را مورد تاييد قرار مي دهد ؟شما بايد تمام موارد مورد نظر خودرا به دقت بر شمرده و با توجه به آنها بهترين مورد را انتخاب کنيد ؟ در اين باره مي توانيد سئوالات بيشماري را بپرسيد و از اينکه براي يافتن سگ مورد نظر خود وقت صرف مي کنيد خسته نشويد و سعي داشته باشيد تا بهترين انتخاب را انجام دهيد
از سایت روزنامه تفاهم

نمایشگاه بین المللی گربه های بامزه

نمایشگاه بین المللی گربه های بامزه

روس ها نمایشگاه بزرگی برگزار کرده اند که در آن زیبا ترین و نادرترین گربه های دنیا در معرض دید قرار می گیرند
این نمایشگاه بین المللی که در شهر مسکو دایر شده، هزاران گربه بامزه و دیدنی را از سراسر دنیا به این مکان کشیده است
به گفته تماشاچی ها، گربه های بیمو در این نمایشگاه جایگاهی ویژه را به خود اختصاص داده اند
این برنامه که طی آن زیباترین و بامزه ترین گربه دنیا مشخص می شود، به وضعیت ظاهر، نحوه پوشیدن لباس، اصلاح مو و
وجه ای خاص کرده است
برای تشخیص این گربه خوش شانس، داوران بین المللی و زبده ای شرکت کنندگان نمایشگاه بین المللی موسکو را زیر نظر گرفته اند

از روزنامه هموطن سلام

بند بازی گربه ها در فاصله 36 متری از زمين

بند بازی گربه ها در فاصله 36 متری از زمين
گروهی از سیرک بازان متبحر روسی برنامه بزرگی را اجرا کرده اند که در آن به جز انسان ها، حیوانات به نمایش می پردازند.
حیوانات شرکت کننده در سیرک بزرگ به انجام کارهایی از بند بازی، انجام حرکات ژانگولر، تک چرخ سواری و ... می پردازند.از جمله کارهایی که تا به حال دیده نشده، بند بازی گربه ها در فاصله 36 متری از سطح زمین گزارش شده است
این سیرک بی نظیر که در شهر کلکته برگزار شده، هندی ها را که دائما با حبوانات سروکاردارند متعجب کرده استگروه سیرک روسیه در نظر دارد پس از اتمام هنرنمایی خود در کلکته، به شهرهای بمبئی، دهلی و چاندیگار سفر کند
در این برنامه 44 سیرک باز هنرمند به همراه 25 حیوان دست آموز شرکت کرده اند

از روزنامه هموطن سلام

دانشمندان درخت تكاملي گربه‌سانان را ترسيم كردند

تهران،خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪
‬ بررسي ژنتيكي گربه‌هاي وحشي و اهلي نشان مي‌دهد نياي مشترك گربه‌هاي امروزي ‪ ۱۱‬ميليون سال قبل در آسيا مي‌زيسته است. به گزارش پايگاه اينترنتي بي‌بي‌سي نيوز، اجداد اوليه ‪ ۳۷‬گونه گربه امروزي از آسيا به سراسر زمين مهاجرت كردند و به جز قطب جنوب در تام قاره‌هاي زمين پراكنده شدند
در نتيجه هشت سويه اصلي شامل شير، پلنگ راه راه آمريكايي و گربه اهلي پديد آمدند
گربه اهلي نزديكترين خويشاوند گربه وحشي آفريقايي و اروپايي و گربه بياباني چيني است
وارن جانسون از موسسه ملي سرطان در فردريك در مريلند كه سرپرستي اين مطالعه را به عهده داشته است مي‌گويد محققان توانستند نياي مشترك تمامي گونه‌هاي گربه‌هاي امروزي را حدود ‪ ۱۱‬ميليون سال قبل در جنوب شرق آسيا بيابند
در شماري از اين مهاجرت ها، گربه‌ها زماني كه قاره‌ها به هم راه داشتند در سراسر زمين پراكنده شدند
اين تحقيق نشان داد گربه اهلي نزديكترين خويشاوند گربه وحشي آفريقا، اروپا و چين است
از آنجا كه شمار محدودي سنگواره گربه‌ها تاكنون كشف شده است تاريخچه تكاملي گربه‌ها در گذشته بسيار مبهم مانده است
محققان با نمونه برداري ژنتيكي از گربه‌هاي امروزي شيوه ديگري را براي بررسي درخت تكاملي اين حيوانات بكار بردند. آنها دي ان آ ميتوكندري و دي ان آ كرموزوم‌هاي جنسي ايكس و ايگرگ را بررسي كردند
نتايج بدست آمده نشان داد نياي مشترك گربه‌سانان يكي از موفق‌ترين حيوانات گوشت خوار بوده است كه نسل آن در سراسر زمين پراكنده شد
سويه پلنگ شامل شير، پلنگ خالدار آمريكايي، پلنگ ، و ببر در ابتدا جدا شدند. بلافاصله بعد از آن گروهي شامل سه گونه گربه آسيايي و سه گونه گربه آفريقايي جدا شدند و اين مسير به ظهور گربه پلنگي انجاميد
در آخر هم چهار گونه ديگر انشعاب يافتند يعني سياه گوش، شيركوهي، گربه پلنگي و گربه خانگي
دانشمندان معتقدند نياي مشترك گربه‌هاي امروزي شش تا هشت ميليون سال پيش از آسيا به آفريقا مهاجرت كردند و يك گونه کاراکال را بوجود آوردند
گربه‌ها سپس حدود هشت ميليون سال پيش از طريق راه زميني برينگ به شمال آمريكا رفتند و بعدها از طريق پاناما به آمريكاي جنوبي مهاجرت كردند
niksalehi.com از سایت

آلودگي هوا سبب مسموميت تنفسي حيوانات مي‌شود

تهران بزرگ ، ايرنا ‪
عضو شوراي نظام دامپزشكي استان تهران گفت: آلودگي هوا سبب مسموميت تنفسي حيوانات با روز عوارض تنفسي و قلبي مي‌شود
دكتر سيد جاويد آل‌داوود روز سه‌شنبه در گفت وگو با خبرنگار ايرنا مركز تهران افزود: حيوانات به‌افزايش گاز منواكسيد كربن حساس هستند و در شرايطي كه مقدار اين گاز درهوا افزايش يابد، به علت كاهش حجم اكسيژن، خون حيوان دچار مشكلات "هيپوكسي بافتي" (كاهش اكسيژن بافتي) مي‌شود
وي اظهار داشت: "هيپوكسي بافتي" مي‌تواند بر جريان طبيعي خون و نياز اكسيژني سلول‌ها از جمله سلول‌هاي مغز و قلب حيوان تاثير بگذارد
وي افزود: متاسفانه حيوانات توانايي حفاظت از خود در برابر آلودگي هوا را ندارند و به همين دليل بخصوص حيوانات در شهر از جمله پرندگان براثر آلودگي هوا دچار صدمات تنفسي شديد مي‌شوند
آل‌داوود ادامه داد: براي كاهش ميزان تاثيرگذاري آلودگي هوا برروي حيوانات بايد در زماني كه آلودگي هوا در حالت هشدار است، براي حفظ سلامتي حيوان از خارج كردن آن از منزل خودداري كرد
عضو شوراي نظام دامپزشكي استان تهران گفت: در صورت خارج كردن حيوان از منزل بايد از فعاليت بدني شديد آن جلوگيري كرد، زيرا ماسك‌هاي حفاظتي كه براي انسان طراحي شده، اغلب براي حيوان قابل استفاده نيست
وي خاطرنشان كرد: حيواني كه براثر آلودگي هوا دچار مسموميت شده بايد ابتدا از محيط آلوده خارج شود و پس از كاهش فعاليت بدني وي، بايد با استفاده از ماسك‌هاي اكسيژن، اكسيژن را در خون حيوان جايگزين منواكسيد كربن كرد
niksalehi.com از سایت

Thursday, August 17, 2006

گفتگوی گیاهخوار و گوشتخوار
بهرام صالحی
این بحث با یکی از دوستان عزیزم انجام شده که ایشان مدافع گوشتخواری هستند . دفاعیات امیر از گوشت خواری همان حرفهاییست که اکثر گوشتخواران میزنند . امیدواریم تا حدودی در این گفتگوی کوتاه پاسخ ها را مختصر داده باشیم
امیر: من هم قبول دارم که گوشت قرمز مضرات زیادی داره اما گوشت سفید چی؟ ماهی و میگو بخوریم که خیلی مفیده
بهرام: تمام مواد غذایی که بدن انسان بهش نیاز داره تماما در گیاهان به وفور وجود داره . گوشت حیوانات تمام مواد غذایی که در خودش داره رو از گیاهان بدست آوورده .این دلیل ما که میگیم گوشتخواری مضرات زیادی برای بدن انسان داره در حاشیه است اصل مطلب اینکه ما میگیم هیچ حیوانی رو نباید کشت
امیر: این میشه اخلاق من اصلا اخلاق رو قبول ندارم
بهرام: مطمئنی ؟
امیر: آره
بهرام: به نظرت انسان رو چرا نباید کشت ؟ چرا ما با اعدام مخالفیم ؟
امیر: چون راه حل عقلانی نیست
بهرام: عقلانی نیست یا اخلاقی نیست ؟! با لغات بازی می کنی؟
امیر: نه ! مگه توپ فوتبال که بازی کنم
بهرام: چرا عقلانی نیست ؟! خیلی ها میگن عقلانی هم هست
امیر: چون اگه عقلانی بود اونهایی که آدم میکشن خودشون میدونن که اعدام میشن پس چرا میکشن؟ اینجا معلوم میشه که اعدام راه حل اصولی نیست
بهرام: چطور این نتیجه گیری و کردی با این استدلال بی ربط؟! خب اونهایی که آدم میکش حتما عقلشون بهشون میگه که بکشن ! همونطور که عقل تو میگه حیوونها رو بکش! پس نفس انسان رو کشتن از نظر تو اشکالی نداره ! تو میگی فقط با اعدام کردن مشکل حل نمیشه ! درسته؟
امیر: آره
بهرام: پس اگه من تورو بکشم اشکالی نمیبینی ؟
امیر: چرا
بهرام: اشکال کجاست ؟
امیر: اشکال اینجاست که من دارم از زندگیم لذت میبرم واسه همین سعی میکنم یه کاری کنم که نتونی بکشی
بهرام: میدونم از خودت دفاع میکنی ! ولی من طوری میکشم که فرصت دفاع کردن بهت ندم ! سوال من اینه که نفس اینکه من تورو بکشم اشکالی نداره ؟! که میگه نه دیگه ! اینکه بخوام تورو بکشم هم حتما عقلم بهم میگه دیگه
امیر: عقلت بیخود میکنه
بهرام: تو هم بیخود میکنی حیوونها رو میکشی !تو میگی اشکال اینه که داری از زندگیت لذت میبری ! منم همین و میگم ، میگم حیوانات هم دارن از زندگیشون لذت میبرن حق نداری بکشیشون
امیر: برو یه زره نیچه بخون خودت میفهمی
بهرام: حتما تو هم فلسفه پوچ گرایی نیچه روت تاثیر گذاشته و این چرندیات و میگی ! اما عزیز من ، اینو بدون که نیچه هم گیاهخوار بوده و بر علیه گوشت خواری با تندی حرف زده !(اینجا دیگه جوابی از امیر نمیرسه ! و بحث رو عوض میکنه
امیر: اگه تو بخوای منو بکشی ! اینجا دیگه جامعه قانون میزاره
بهرام: قانون رو بر مبنای چه اصولی مینویسن ؟
امیر: عقل
بهرام: اینهمه آدمی که جامعه رو تشکیل میدن هر کدوم عقلشون یه چیزی میگه ! از کجا بدونیم کی درست میگه و قانون رو بر مبنای عقل اون بنویسیم؟
امیر: اخلاق یا عقل؟ اخلاق مذهبی هم عقله ؟
بهرام: بله اخلاق مذهبی هم از عقل یه عده آدم بیرون اومده !اخلاق میدونی یعنی چی؟
امیر: بد بده خوب خوبه
بهرام: این شد تعریف اخلاق؟
امیر: استنباط من اینه تو اصلا بگو اخلاق یعنی چی ؟
بهرام: من از تو پرسیدم ولی مثل اینکه نمیدونی
امیر: تو میدونی بگو ؟
بهرام: تو که هنوز نمیدونی اخلاق یعنی چی ! پس رو چه حسابی مخالفت می کنی میگی من اخلاق و قبول ندارم ؟
امیر: از کجامعلوم خودت بدونی
بهرام: میدونم ، اخلاق از کلمه خلق میاد ، یعنی خلق و خوی
امیر: تعریفت اینه؟ عجب تعریفی ! بذار وقتی دیدیم همدیگرو با هم حرف میزنیم
بهرام: این اخلاقی که من ازش حرف میزنم همون چیزیه که هم من قبول دارم هم تو ! که هیچ انسانی رو نباید کشت ، احترام به زندگی و اینکه هر موجودی از جمله انسان جانش براش عزیزه و میخاد از زندگیش لذت ببره، و کسی حق نداره حق زندگی کردن رو از نسان و حیوان بگیره
امیر: واسه دفاع از جون که باشه من صد نفر رو هم میکشم
بهرام: پس اون حیوونی که میخواد از جونش دفاع کنه ولی زورش به توی نره غول نمیرسه چی؟! جرمش اینه که وسیله ی دفاع نداره . چون تو زورت زیادتره باید بکشیش؟ قانون عقلانی که ازش حرف میزنی همین زوره ؟
امیر: چرا پرت و پلا میگی؟
بهرام: پرت و پلاست ؟
امیر: اون حیوونی که ببینم خوردنش واسم لازمه ، آره میکشم
بهرام: میگم اون حیوون هم مثل تو جونش براش عزیزه اما زورش نمیرسه از خودش دفاع کنه
امیر: خب نکنه
بهرام: مگه نمیگی اکه کسی به من حمله کنه من از خودم دفاع میکنم و میکشمش ! پس حیوون هم اگه زورش برسه وقتی تو بهش حمله میکنی باید از خودش دفاع کنه و تو رو بکشه دیگه!!!!! خودت و میزنی به نفهمی ؟
امیر: من اونقدر عقل دارم که بدونم چه حیوونی جونم رو تهدید میکنه
بهرام: میدونم عقل داری ! طبق قانون تو ( که عقلانی هم هست ) که وقتی کسی بهت حمله کنه میکشیش ! پس تویی که حیوون رو میکشی هم شایسته کشته شدنی ! اما حیوون زورش نمیرسه که تورو بکشه فقط همین ! وگرنه اگه قانون تو مجری قانون هم داشته باشه باید قانون تورو بگیره بکشه
امیر: تو حیوون رو با آدم برابر می دونی ؟
بهرام: انسان هم یک نوع حیوون هست ، فقط برتری که داره قدرت فکر کردنه بیشتری داره
امیر: عجب
بهرام: مش رجب
امیر: یعنی من با اون ماده گاوه برابرم!!! (خنده
بهرام: در اینکه هر دو حق زندگی کردن دارید ، بله برابرید
امیر: یعنی ارزش من به اندازه ی یه مگس هم میتونه باشه چون به عقیده ی تو مگس هم حق زندگی کردن داره
بهرام: بله که داره
امیر: پس نباید کشتش ! (خنده) میشینه روی ان ! بعد موقع ناهار میاد میشینه رو سفره
بهرام: درسته ! وقتی مگس به تو حمله میکنه و میاد اذیتت میکنه ! بله اون موقع حق داری از خودت دفاع کنی و حتی بکشیش ! اگه گاو هم بهت حمله کرد این حق و داری که از خودت دفاع کنی و بکشیش ! اگه پلنگ هم بهت حمله کرد همینطور و اگه انسان هم بهت حمله کرد حق داری از خودت دفاع کنی . ولی اون گاوه که میکشیش که بخوریش کجا تو رو اذیت کرده ؟!!!!! کجا به تو حمله کرده ؟؟؟؟؟؟؟!!
امیر: وقتی مریضی میگیره ویروسش همه جا پخش میشه ؟
بهرام: پرت نگوووووووووووووو ! یعنی گوشت میخوری از ترس اینکه گاو اگه زنده باشه ویروسش بهت میرسه ؟!!!!! ماهی و میگو رو هم که تو دریا هستند رو از ترس ویروسش میخوری؟!!!!!!! ماهی تو دریا زندگی میکنه ، ویروسش کجا بود؟! به تو چی کار داره؟!!!!! اوکی، اگه ویروسش داشت بهت میرسید اون موقع بزن گاوو بکش ! جوابات همه چرت و پرته
امیر: خودت چرتو پرت میگی مرتیکه (خنده) چرا نمیخای بفهمی طبیعت مال انسانه نه انسان ماله طبیعت
بهرام: کی گفته طبیعت ماله انسانه ؟!!!! انسان خودش جزئی از طبیعته
امیر: آره ولی میتونه طبیعت رو در اختیار خودش داشته باشه
بهرام: میگم کی گفته طبیعت ماله انسانه ؟ طبق کدوم قانون ؟چجوری حرفتو اثبات میکنی؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!تکست هاتو دارم سیو میکنم که تو یه مقاله بیارم ! ( پس فکر کن با دقت جواب بده) (خنده
امیر: چون انسان مافوق همه موجوداته ! پس نباید زندگیش رو به خاطر یه سری موجود به خطر بندازه
بهرام: اول اینکه توضیح بده که چطور انسان مافوق طبیعته !؟ بعد به فرض مافوق موجودات هم باشه ! مگه چون مافوق طبیعته طبیعت مال اونه؟ طبق کدوم قانون؟ حتما قانون مقدس مالکیت؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! مگه من گفتم جونتو به خطر بندازی؟؟؟؟؟؟؟؟!!!! تجربیات و مطالعات ثابت کرده که گیاهخواران بدن سالمتری نسبت به گوشتخواران دارن اتفاقا یکی از دلایل گیاهخواری اینه برای سلامت انسان مفیده
امیر: من خسته شدم دیگه ! باشه تا یه کم فکر کنم !
در حاشیه
بهرام عزیز، من البته همه چی خوار هستم. ولی با تو در مورد قباحت و غیر اخلاقی بودن کشتن حیوانات موافقم. به نظر من هم جامعه آینده بشری جامعه ای بدون کشتار حیوانات خواهد بود. الزاما گیاه خوار نخواهد بود ولی به کشتار حیوانات پایان خواهد داد و احیانا راههای تولید وسیع پروتیین حیوانی را پیدا خواهد کرد. البته همانطور که میدانی هم اکنون هم در برنامه ما کشتارها و رفتار وحشیانه با حیوانات منع شده است. گیاهخواری یک ترجیح شخصی است. ولی به نظرم اینکه بشریت روزی کشتار حیوانات را تماما منع کند و نیازی به آن نداشته باشد هم محتمل است و هم انسانی
بدلیل اینکه من هم یک گیاهخوار هستم و در این مورد که حیوانات هم حق زندگی دارند, با نویسنده محترم این مطلب موافقم و البته بنظرم بحث جالب و مفیدی آمد , باعث شد که این مطالب را در وبلاگم درج کنم . امیدوارم که این دوست عزیز از درج مطلبش ناراحت نشود. اینچنین مطالبی باعث می شود انسانهای گوشتخوار هم کمی بیشتر به این نکته توجه کنند که حیوانات هم مثل ما انسانها تمام بدنشان از اعصاب پوشیده شده پس مسلما همانند ما که اگر کوچکترین زخم و خراشیدگی و یا سوختگی روی بدنمان ایجاد شود ناله می کنیم و درد می کشیم , آنها هم درد و زجر را احساس می کنند . پس از شما دوستان عزیز خواهش می کنم از این لحظه فقط کمی بیشتر با حیوانات بی گناه همدردی کنید و خودتان را جای آنها بگذارید . شاید توانستید حسی که آنها در زمان کشته شدن دارند را درک کنید . متشکرم

Wednesday, August 09, 2006

لطفا برای پیدا شدنش دعا کنید

با درود خدمت همه شما دوستان خوب و حیوان دوست
متاسفانه مدتی است که بدلیل مشغله کاری و بدتر از همه گم شدن پسر گلم ژوپیتر که فکر کنم اکثر شما عکسش را در قسمت های قبلی دیده اید , نتوانستم اطلاعات جدیدی در وبلاگ قرار دهم . البته دارم سعی می کنم پسر گلم را هرطور شده پیدا کنم ,شاید آنوقت حالم بهتر بشه و بتونم کارهای ناتمامم را ادامه بدهم . خواستم شما دوستان هم در جریان باشید که فکر نکنید اهمیتی به وبلاگ نمی دهم. شما هم دعا کنید شاید ژوپیتر زودتر پیدا بشه . ممنون
ژوپیتر خوشگل و دوست داشتنی من