Saturday, June 20, 2009

موش ها ، گربه ها را به آتش کشیدند

موش ها ، گربه ها را به آتش کشیدند

تعدادی موش در یك مركز نگهداری حیوانات خانگی در تورنتوی كانادا بیش از 100 گربه را به آتش كشیدند و آنها را كشتند

به گزارش بی بی سی ، این موش های كینه جو با جویدن سیم های برق در این ساختمان كه برای چراغانی شب كریسمس آماده شده بود ، آتش سوزی راه انداختند و باعث به آتش كشیدن ساختمان شدند كه در پی آن بیش از 100 گربه و 3 سگ در آتش سوختند

در پی آتش سوزی در این ساختمان كه وابسته به شهرداری است بیش از 250 هزار دلار خسارت وارد شد و فقط 9 سگ و 2 گربه از شعله های آتش نجات پیدا كردند

به نقل از :سایت اطلاعات شهری اراک


اثرات مصرف ال كارنيتين در گربه ها

اثرات مصرف ال كارنيتين در گربه ها

بخش علمي شركت آرين رشد افزا-دكتر امير حسين شهروي

خلاصه مقاله: مطالعاتي که بر روي گربه هاي ماده صورت پذيرفته است نشان داده است که ال کارنيتين باعث افزايش ميزان حجم شير شده و کيفيت چربي هاي موجود در شير را نيز به نحو قابل توجهي بالاتر ميبرد همچنين بررسيها نشان داده اند که شانس زنده زايي تعداد بيشتري از بچه گربه ها در هر زايمان با مصرف ال کارنيتين به نحو قابل توجهي بالاتر ميرود .دردوران جنيني نيز ال کارنيتيني که به جيره مادر اضافه ميشود از طريق تبادلات خوني به جنين انتقال پيدا نموده و باعث تکامل و بلوغ ريه ها ميگردد .همچنين پس از زايمان گربه نيز ال کارنيتين در ساخت سورفکتانت در ريه نقش داشته و تنفس بچه گربه ها راحت تر صورت ميگيرد. ال کارنيتين در گربه ها نيز مانند همه پستانداران ديگر باعث انتقال چربي هاي محوطه بطني بدرون ميتوکندري و چرخه تري کربوکسيليک اسيد ميگردد از ميزان بافت چربي در بدن گربه ها کاسته و خصوصا براي گربه هايي که جهت نمايش به کار برده ميشوند ماده اي مناسب جهت ايجاد يک پرفورمنس اندامي ايده ال ميباشد. همچنين اين ماده با تاثيراتي که بر روي ساخت لنفوسيت ها ميگدارد باعث افزايش ميزان کارايي سيستم ايمني گربه ها شده و مقاومت گربه هاي مسن و بچه گربه ها را در برابر عوامل باکتريايي و ويروسي افزايش ميدهد.همچنين با توجه به اينکه گربه ها از چابکي خاصي برخوردار هستند ال کارنيتين در بالاتر بردن کارايي عضله صاف قلب در آنهاموثر بوده و گردش خون را تسريع مي بخشد. مطالعاتي که صورت گرفته است نشان داده اند که ال کارنيتين همچنين در درمان انواع آريتمي ها و اختلالات گردش خون در گربه ها موثر ميباشد و بعنوان يک داروي کمکي در کنار داروهايي نطير ديگوگسين و ديژيتوکسن مصرف شده و از خطرات مسموميت زايي آنها بکاهد.در کل ميتوان اينگونه اظهار کرد که يک جيره مناسب حاوي ال کارنيتين به نحو قابل توجه در افزايش کارايي و سلامت عمومي گربه ها موثر ميباشد.نياز گربه ها به ال کارنيتين:

امروزه در بسياري از غذاهاي متنوعي كه براي گربه ها به صورت آماده تهيه مي شود مي توان ال كارنيتين را مشاهده نمود. همچنين ميزان اين ماده در بسياري از موادي كه اين حيوان مصرف مي نمايد اندازه گيري شده است. از لحاظ نژاد شناسي گربه ها در رديف حيوانات گوشتخوار قرار مي گيرند كه بخش عمده اي از غذاي آنها را بافت عضلاني تشكيل مي دهد.توده عضلاني داراي مقدار بسيار زيادي از ال كار نيتين مي باشد كه از اين رو اين حيوانات قادرند به طور طبيعي خود را با تامين نياز ال كارنيتين بدن خود بوسيله تغذيه عادت دهند . در گربه هايي که در محيط زندگي انسان و در خانه نگهداري ميشوند چون امکان شکار و خوردن گوشت خام مانند آنچه که در زيستگاههاي اصلي آنها وجود دارد موجود نمي باشد از اين روپس از گذشت زمان طولاني اين حيوانات ميزان سطح توليد آندروژن ال كارنيتين را پايين تر آورده و بدن آنها نمي تواند كليه ال كارنيتين مورد نياز خود را تهيه نمايد به همين دليل تامين اين ماده نيازمند يك تغذيه صحيح توسط صاحبان آنها مي با شد و مي بايست حيوان نياز بدنش را به اين ماده از اين طريق بدست آوردمعمولا پايه اصلي کليه غذاهايي که در منزل براي گربه ها تهيه ميشود گوشت و يا ضايعات آن و همچنين لبنيات ميباشد. غذاهايي که شامل گوشت بره باشند نسبت به ساير غذاها از ميزان ال کارنيتين بالاتري برخوردار هستند پس از آنها گوشت گاو و مرغ در رديف هاي بعدي هستند معمولا ال کارنيتين موجود در غذاي پخته شده نسبت به غذاي خام تغيير چنداني ندارد چراکه ال کارنيتين به دماهاي عادي که بين 65 تا 110 درجه ميباشند حساس نبوده وتغيير ماهيت نمي دهد. از اين رو تامين ال کارنيتين با پخت غذاي گربه هاي خانگي که معمولا توسط دامپزشکان توصيه ميگردد منافاتي ندارد.بررسي هاي گوناگوني از لحاظ ميزان نياز به ال کارنيتين بر روي نژادهاي مختلف گربه صورت گرفته و براساس آنها گربه ها از لحاظ شرايط سني و نياز به ال کارنيتين به دو دسته تقسيم شده اند: با اندازه گيري هايي كه صورت پذيرفته است مشخص شده كه در گربه هاي خانگي بالغ و در سن توليد مثل در شرايط فيزيولوژيک عادي به ازاي هر كيلو گرم از غذاي خشکي كه حيوان دريافت مي دارد مي بايست 200 ميليگرم ال كارنيتين وارد بدن خود سازند.اين ميزان بعنوان مقدار پايه مورد نياز اين حيوانات بوده و در صورت افزايش فعاليت آنها ويا در دوران شيرواري و آبستني و همچنين در زمان فحلي ميبايست افزايش پيدا نمايد. در بچه گربه ها و همچنين گربه هايي که از لحاظ شرايط سني در دوران پيري به سر ميبرند ميزان ال کارنيتين سنتزي توسط بدن به اندازه گروه اول توسعه نيافته است همچنين در بچه گربه هاي شيرخواره و نوزاد بخش اعظم نياز به اين ماده به وسيله شير مادر به نوزاد انتقال پيدا مي كند در واقع اندازه گيري هايي كه صورت پذيرفته است نشان داده است كه حجم اوليه ال كارنيتين در شير مادر در روزهاي ابتداي زايمان به مراتب بالاتر مي باشد و از اين رو مي توان قسممت اعظمي از نياز بچه گربه هارا به اين ماده براورده سازد از اين رو چنانچه نوزاد گربه ها در ابتداي زايمان از مادرانشان جدا شوند دچار فقر ال كارنيتين خواهند شد كه اين موضوع باعث عوارض بسياري در اين حيوانات خواهد شد. معمولا بچه گربه ها به 350 تا 450 ميليگرم ال کارنيتين به ازاي هر ليتر شير يا مکمل شيري که مصرف مي نمايند احتياج دارند.در گر به هايي که در دهه دوم زندگي و در دوران پيري به سرميبرند اضافه نمودن 350 تا 500 ميليگرم به ازاي هر کيلوگرم وزن ماده خشک غذايي ال کارنيتين به جيره در افزايش مقاومت بدن کارايي بهتر متابوليسم وهمچنين کاهش سطح چربي مضر خون موثر خواهد بود .همچنين ال کارنيتين در کبد از ساخت بيش از اندازه کلسترول از چربي هاي اشباع جلوگيري مي نمايد.


گربه ای در خا نه


گربه‌اي در خانه
حيوانات- احمد حسن‌زاده:
گربه زاييده بود؛ پنج تا گربه زيبا و تر و تميز. بچه‌ها را آورده و گذاشته بودشان توي كابينت. همسرم از قبل سفارش كرده بود

من توي كابينت جايي برايشان درست كرده بودم. روزهاي اول، پيش خودم فكر كردم حالا كه زنم رفته، كاري هم از دست من ساخته نيست، خيلي خب،مي‌نشينم يك جا و فكر مي‌كنم. با خودم كلنجار مي‌روم. سعي مي‌كنم تكه پاره‌هاي زندگي‌ام را كنار يكديگر بچينم، ببينم اين مشكل من و همسرم از كجا شروع شد. ولي از روز اول، گربه مرتب اذيت مي‌كرد

وقتي مي‌آمدم توي آشپزخانه، فوري سرش را از سوراخي كه توي كابينت ايجاد كرده بودم، بيرون مي‌آورد، مي‌پريد بيرون. خودش را مي‌ماليد به در يخچال، ميوميو مي‌كرد و بين پاهايم مي‌گشت. بعد، دوباره روي زمين غلت مي‌زد، دست و پايش را مي‌كشيد به زمين و خرخر مي‌كرد. من جگرها را از يخچال بيرون آوردم، خرد كردم و ريختم روي پلاستيك. گربه همه را تا دانه آخر خورد و با ولع هم خورد. اما به يك ساعت هم نمي‌كشيد كه باز مي‌خواست

وقتي جگرها تمام شدند، من مقداري نان ريختم روي پلاستيك كه نخورد. بعد حتي وقتي نان‌ها را توي مقداري دنبه سرخ كردم و ريختم روي پلاستيك، باز هم نخورد. ميوميو مي‌كرد. يك ميوميوي بي‌پايان

آمدم توي نشيمن نشستم روي كاناپه. نكته‌برداري‌ها را از كتابي كه خوانده بودم برداشتم و مرور كردم: «به چه بازي‌هايي علاقه داريد؟ و جواب پدر، اين: وقتي اين همه بازي واقعي در جريان است، احتياج به بازي‌هاي من درآوردي ندارم

داشتم به اين جمله فكر مي‌كردم كه يكهو گربه پريد روي كاناپه. بعد آمد و ميان پاهايم گشت زد. من دود سيگار را پوف كردم توي صورتش. يك لحظه از جايش بلند شد و كمي آن‌طرف‌تر نشست. اما دوباره آمد و بين پاهايم غلت زد و خودش را ماليد به كاناپه و پنجه‌هايش را كشيد به پرزهاي مبل و خرت خرت صدا كرد. گفتم: «پيشته، پيشته.» اما اعتنايي نكرد. عصبي شدم. خواستم بگويم گربه صفت كه نگفتم. زيرسيگاري را برداشتم و محكم كوفتم توي سرش. جيغ خفه‌اي كشيد و در رفت

بعد نشستم. سرم را گذاشتم روي دست‌هام. به جمله همسرم فكر كردم: «خيلي مواظبش باش. يه جايي توي كابينت براش درست كردم

بعد با خودم ديالوگ‌هاي فيلمي را با صداي بلند گفتم: «اين ضعف من از كجا مياد؟ از پدرم؟ از مادرم؟ از وطنم؟ از همسرم؟ همسرم...» همسر من، عشق من، سهم من

صبح روز بعد كه از خواب بيدار شدم، اولين كاري كه كردم، رفتم قصابي و جگر خريدم. وقتي برگشتم و توي كابينت را نگاه كردم، ديدم خبري از گربه‌ها نيست. سرم را بالا كردم، ديدم گربه يكي از بچه‌هايش را به دندان گرفته و مي‌خواهد از پنجره پايين بپرد. نگاهي آرام به من انداخت. چشمهايش فسفري شده بود. بعد چرخيد و از پنجره بيرون پريد. فرياد زدم: هي! كجا مي ري؟

رفتم بيرون، ديدم گربه ميان رديف درخت‌ها گم شد. خواستم بگويم گربه‌صفت كه نگفتم.
حالا تمام عذاب من رفتن اين گربه است. من از همه مي‌خواهم كه فكري براي پيدا كردن گربه بكنند. براي راهنمايي بيشتر، يك عكس از گربه، همان عكسي كه روي ميز آرايش همسرم است را اينجا برايتان آورده‌ام تا اگر ديديدش، به من اطلاع دهيد.

از شما مي‌خواهم تمام ذهنتان را براي يافتن گربه متمركز كنيد. ببينيد آيا خودتان درباره گربه‌ها چيزي مي‌دانيد يا كسي را سراغ داريد كه با گربه‌ها آشنايي داشته باشد يا اينكه اصلا چه اتفاقي مي‌افتد كه يك گربه از خانه خودش فرار مي‌كند يا چه ترفندي براي بازگرداندن گربـــه‌اي كـه خانه‌اش را ترك كرده وجود دارد؟

يادتان باشد كه هر لحظه ممكن است همسرم برگردد. براي يافتن گربه فكري كنيد. اصلا فكرش را بكنيد، ادامه زندگي من و همسرم به پيدا شدن اين گربه بسته است. خيلي خيلي خيلي اهميت دارد. پس جايزه اين بار، از همه جوايز قبل ارزنده‌تر و با اهميت‌تر است؛مصرف رايگان يك سال جگر و يك دستگاه آستون‌مارتين

DB9


منبع : همشهری آنلاین

Can a Family Pet Become a Ghost?

Can a Family Pet Become a Ghost?

by : David Slone

The story of Shep the Ghost dog To many of us an animal is a best friend. A pet can be a valued companion and quite often they are just like a member of the family. So it is not surprising at all that we wonder what happens to our faithful friend upon their death. Do animals (other than human beings) have a spirit or a soul? We like to think that they do.

Anyone who shares life with a pet can see that they have intelligence and life force. Pets also have their own distinct personalities whether they are a cat or dog or a parrot.

Is it possible that animals, such as cats and dogs, may become ghosts? There have been many reports of people who have had encounters with beloved pets who had previously died. Here is just such a story which describes how the ghost, or spirit, of a dog saved a man's life.

Right after World War II a soldier by the name of Joe was returning to his family in the Shenandoah Valley of Virginia. When Joe got off the train he was still a few miles from home and had to walk.

His walk took him down a road along the river. Eventually he had to cross the river. There were two different bridges: one, which was a new bridge, and one older girder type bridge. The newer bridge was closer so naturally, he decided to take that route. Just as he came near to the bridge Joe was met by Shep, the old family dog. He had missed the dog and evidently the dog had missed him too. He greeted the dog and played with him before continuing on. As he started to enter the bridge the dog stopped, and began barking. Shep tugged on the man's pants leg and it was obvious that he did not want him to go that way. Of course the man wanted to take the shortest route he tried to call Shep and to get him to come along, but the dog only got more insistent. Finally, Joe decided to let the dog have his way and he went on toward the older bridge.

Eventually, Joe made it home, and called out to the family. Of course, everyone came running, and they had a tearful reunion. Joe said, "I would have been here sooner, but Shep made me come the long way." Everyone got a funny look on their face, and asked him what he meant, so he explained the whole story. After a long silence and many meaningful glances, Joe's father said, "Joe, Shep died last winter."

The next morning, Joe learned that the river, which had been raised by spring rains, had flooded the new bridge and taken out the middle section. If he had tried to cross it in the dark that night, he would surely have been killed.

Did Shep come back from the dead to save Joe's life? What other explanation could there be?


source : http://www.halloweenmania.co.uk/ghost-story-Can-a-Family-Pet-Become-a-Ghost.php

Ghost Kitten

Ghost Kitten
As a total animal lover, I just love this photograph. Check out the transparent kitten to the right of the man's arm. The people who took the picture say she looks like the sister of the kitten in the man's lap. This little cat was killed one month before the photo was taken. Double exposure is ruled out as these are the first pictures taken of the kittens. I love how the kitten in his lap even seems to be looking up at her sister. It's nice to know that our departed animal friends come back for a visit..

real ghost cat picture

source : www.angelsghosts.com

روح حیوانات هم به این جهان باز می گردد

روح حیوانات هم به این جهان باز می گردد

روح حیوانات هم به این جهان باز می گردد اگر چنان که بسیاری از مردم دنیا معتقدند باور کنیم که روح انسان پس از مرگ می تواند به این جهان باز گردد ، هیچ گونه دلیلی در دست نیست که روح حیوانات از چنین قدرتی محروم باشد. امروز جمعی از دانشمندان اروپائی که به مسائل روحی علاقه دارند ، مخصوصا به این مسئله توجه نموده و از لحاظ علمی آن را مورد مطالعه قرار می دهند.
یکی از تجار شهر هرنال بنام هانس شبی از مجلس مهمانی جمعی از دوستان بخانه بازمی گشت. او که از مرگ سگش در همان روز بسیار ناراحت بود ، از فکر آن حیوان با وفا که مدت ۱۵ سال به او خدمت کرده بود ، بیرون نمی آمد. همان طور که غرق در افکار خود بود به چهار راهی رسید. ناگهان مشاهده کرد که سگش از درون تاریکی بیرون جست و خود را بروی او انداخت. هانس از ترس و تعجب بعقب پرید. در همین لحظه نا گاه اتومبیلی بسرعت برق از آن جا که خیال سگ به او حمله کرده بود ، عبور کرد. اگر هانس بعقب نمی جست قطعا در زیر چرخ های اتومبیل آسیب شدیدی می دید. در نتیجه این حادثه هانس معتقد شده است که روح سگ با وفایش عمدا از جهان پایدارتری برای نجات او به زمین فرود آمده است

منبع : سایت آفتاب

تقدير از سگ و گربه هاي باوفا

تقدير از سگ و گربه هاي باوفا

گروه ترجمه: زماني که دبي پارک هرست در حال خفه شدن با سيبي بود که در مجاري تنفسي اش گير کرده بود سگش محکم بر سينه او پريد و باعث شد که تکه سيب از گلويش بيرون بپرد. زماني هم که خانواده کيسلينگ در هند در اثر نشت گاز در حال بيهوش شدن بودند گربه اين خانواده آنقدر صورت زن خانواده را چنگ زد تا اينکه او به هوش آمد و درخواست کمک کرد.اين حيوانات براي اقدام شجاعانه يي که در تلاش براي نجات صاحبان شان انجام داده بودند توسط انجمن امريکايي ممانعت از خشونت عليه حيوانات به عنوان سگ و گربه سال انتخاب شدند

به علاوه پنج انسان هم به علت رفتارهاي خوبي که با حيوانات در طول سال گذشته داشتند جايزه گرفتند. يکي از اين افراد آتش نشاني بود که يک سگ و يک گربه را از يک خانه در حال سوختن نجات داد. هيچ يک از افراد نجات يافته توسط حيوانات نمي دانند که آنها چگونه براي انجام اعمال قهرمانانه خود تحريک شده اند. البته خانواده پارک هرست معتقدند سگ آنها وسيله يي بوده که اراده خدا از طريق او انجام شود. پارک هرست مي گويد: «دامپزشک ما فرد بسيار روحاني است. او بر اين باور است که نيروهاي الهي سگم را به نجات من واداشته اند

نکته جالب اين است که هر دو اين حيوانات قبلاً توسط اين خانواده ها از مرگ نجات يافته بودند. توبي که تنها چهار هفته از تولدش مي گذشت توسط خانواده پارک هرست در سطل آشغالي پيدا شد و ويني گربه بي سرپرست در زير سقف اصطبل خانواده، بي پناه رها شده بود. اين گربه آنچنان ناتوان بود که بايد از طريق ني به او شير مي دادند. زماني که خانواده کيسلينگ خواب بودند پمپ گاز آنها نشت کرد و باعث پخش منو اکسيد کربن در خانه شد در همين زمان ويني نقش ناجي اين خانواده را بازي کرد و باعث شد جان پسر 14 ساله اين خانواده حفظ شود.

خانم کسلي مي گويد: «ويني روي تخت من پريد و شروع به فرياد زدن از ته قلبش کرد و صورت من را با چنگال هايش زخمي کرد. زماني که از خواب بلند شدم احساس کردم ضربه محکمي به سرم وارد آمده است

نيروهاي پليس بيان داشتند که اين خانواده اگر يک دقيقه ديرتر از خواب بلند مي شدند حتماً در اثر استشمام منواکسيد کربن جان مي باختند. دبي پارک هرست جواهرسازي است که يک روز در زمان استراحت بين روزش تصميم مي گيرد سيب بخورد. او مي گويد: «من اغلب سيب را پوست مي گيرم اما چون در مجله يي خواندم که پوست سيب خاصيت فراواني دارد تصميم گرفتم حتماً سيب را با پوست بخورم. همين امر باعث خفگي من شد. نمي توانستم نفس بکشم و اگر توبي روي قفسه سينه من نمي پريد من حتماً خفه مي شدم

منبع : روزنامه اعتماد

سگ باوفا براي قدرداني از دامپزشک پنجاه کيلومتر راه را طي کرد

سگ باوفا براي قدرداني از دامپزشک پنجاه کيلومتر راه را طي کرد

واحد مرکزی خبر : سگي در چين براي قدرداني از دامپزشکي که اين سگ را درمان کرده بود پنجاه کيلومتر ظرف پنج روز ، طي کرد تا از او به زبان حيوانات قدرداني کند.
به گزارش خبرگزاري المان از پکن ، روزنامه چاينا ديلي روز دوشنبه با اعلام اين خبر نوشت سگ باوفايي که وانگ وينگ ، آن را در کلينيک حيوانات جراحي کرده بود پنجاه کيلومتر را در استان سيچوان طي کرد تا کلينيک اين دامپزشک را پيدا کند.
وانگ وينگ در پنج روزي که اين سگ در کلينيک حيوانات بستري بود از آن با دقت تمام مراقبت کرده بود.
اين دامپزشک و صاحب سگ تصميم گرفتند " هواهوا" را به شخص ديگري که دوستدار حيوانات اهلي است و خانه اش پنجاه کيلومتر از کلينيک مورد نظر دور است بدهند.
اما دامپزشک پس از گذشت پانزده روز مشاهده کرد اين سگ به کلينيک بازگشته است تا به زبان حيوانات از او قدرداني کند.
هواهوا پنج روز طي مسافت کرده بود تا به مقصد برسد

منبع : خبرنامه دامپزشکان ایران زمین

***

(جالبه این جور اتفاقات آنهم در چین !!!!)و

سگ سخت جان

سگ سخت جان

يك سگ در ارتفاع هزار و 600 متري صخره هاي كنار ساحل به همراه صاحبش مشغول كوهپيمايي بود كه ناگهان به پايين سقوط كرد و به دريا افتاد. صاحب سگ به سرعت موضوع را به ماموران گارد ساحلي اطلاع داد و آنها توسط يك قايق نجات موفق شدند سگ را پيدا كنند كه با خوش شانسي محض زنده مانده بود.
دامپزشكي كه اين سگ سخت جان را معاينه كرد، گفت: تنها جراحتي كه به سگ وارد آمده زخمي شدن زبانش است كه به زودي بهبود خواهد يافت

منبع : روزنامه همشهری

داستان یک عشق واقعی

داستان یک عشق واقعی

آرنولد پوينتر، ماهيگير حرفه اي از جنوب استراليا يک کوسه سفيد بزرگ رو که در تور ماهيگيريش گير کرده بود از مرگ حتمي نجات داد. حالا اون يه مشکلي داره : ميگه که : «2 ساله که اون منو تنها نميذاره. هرجا ميرم دنبالم مياد و حضورش تمام ماهيها رو مي ترسونه. نمي دونم چيکار بايد بکنم»
خيلي سخته که از دست يک کوسه 17 فوتي خلاص بشي وقتي که کوسه هاي سفيد تحت حمايت کنسرواسيون حيوانات وحشي قرار دارن، اما يک علاقه دوطرفه بين «آرنولد» و «سيندي» ايجاد شده. آرنولد ميگه : «هروقت قايق رو نگه ميدارم اون مياد به طرفم، اون به پشتش مي چرخه و ميذاره شکم و گردنش رو نوازش کنم، خرخر ميکنه، چشماشو مي گردونه و باله هاش رو بالا و پايين ميکنه و با خوشحالي به آب ضربه ميزنه

يک کوسه

يک مرد

و يک قلب سپاسگذار بخاطر نجات جان من

















منبع : سایت گوناگون

Friday, June 19, 2009

چتری بر سر بی پناه ترین ها



چتری بر سر بی پناه ترین ها

گفت وگو با خانم فاطمه معتمدی بنیانگذار کانون دوستداران حیوانات و پناهگاه حیوانات بی سرپناه وفا

شهروند:برای من که از کودکی عاشق حیوانات بوده ام و همیشه حیوانی در خانه داشته ام، از گربه گرفته تا سگ و خرگوش و جوجه و پرنده و ماهی، و از همان کودکی با حیوانات زیادی از جمله "خر" این حیوان زیبا و دوست داشتنی عکس های زیادی داشته ام، و همیشه از دیدن آزار و اذیت سگ و گربه از سوی بچه و بزرگ دلم به درد آمده، دیدن کسی که اولین پناهگاه حیوانات بی سرپناه را در ایران دائر کرده، بی اندازه جالب بود. ممکنه بعضی ها پس از خواندن مصاحبه بگویند، ای بابا، این همه آدم و بچه ی گرسنه و گرفتار در ایران هست، حالا شما به سگ و گربه میرسید، ولی من اینطور فکر نمیکنم. چون همیشه حمایت از حقوق بی پناه ترین موجودات از اولویت های زندگی من بوده و حیوانات خیابانی در ایران از بی پناه ترین موجودات روی کره ی زمین هستند

در سال 1383 اولین مرکز نگهداری از حیوانات بی سرپناه ایران توسط خانم فاطمه معتمدی در اطراف هشتگرد بنیان گذاشته شد و وفا نام گرفت و با توجه به آمار بالای سگ ها در آن منطقه، برای اسکان آنها در نظر گرفته شد.
وقتی خانم فاطمه معتمدی را در دفتر شهروند دیدم، اعتراف کردم که هنگام دیدن فیلم پناهگاه حیوانات وفا در سایت آنها، گریه ام گرفت، نه برای کمبود امکاناتشان، نه برای دیدن سگ های آزار و اذیت شده و علیل، که برای این کار بزرگ انسانی که این تعداد انسان دارند در ایران انجام میدهند.
خانم معتمدی که دهه ی پنجاه زندگی اش را می گذراند، دبیر بوده، کار ترجمه می کرده، سه دختر بسیار موفق تربیت کرده، یک پزشک در سیاتل آمریکا، یک وکیل در واشنگتن و یک دانشجوی دکترا در تورنتو. او، همسر و دخترانش همگی حیوان دوست هستند و می گوید دخترانش در تشویق و ترغیب او موثر بوده اند. همسرش، پایه ی اولیه ی احداث پناهگاه را با اهدای 4000 متر زمین در هشتگرد کرج گذاشت و خانم معتمدی آستین ها را بالا زد و آنجا را به شکل پناهگاه درآورد و در این راه از همراهی تعدادی افراد نیکوکار هم برخوردار بود.
بگذارید خود از روند کار بگوید.

جرقه ی اولیه ی ایجاد پناهگاه کجا زده شد؟

ـ میتونم بگم دیدن اون همه حیوان دوست داشتنی و مظلوم که تو کوچه و خیابونا ولو هستند و سرپناهی ندارن و نمیتونن غذای مناسبی از توی زباله ها پیدا کنن و اینهمه آزار و اذیت می بینن، منو به فکر انداخت که چه می شود کرد. و چون برای دیدن فرزندانم به این طرف ها می آمدم و میرفتم، دیدم اینجا این مشکل رو حل کردن و فکر کردم ما چرا تو ایران این کار رو نکنیم. اول فکر کردم عقیم سازی مهمترین چیز است. دکتر مرجانی این کار رو شروع کردیم. در مهرشهر کرج در کلینیک دکتر مرجانی کار عقیم کردن سگ ها را انجام می دادیم و در محلی که در زیر کلینیک ایشان بود سه روز حیوانات رو نگه میداشتیم و بعد رها میکردیم.
بعد دیدیم که این کار بی نتیجه ای ست، چون شهرداری برای جلوگیری از ازدیاد سگ ها رو میکشه. بنابراین دو عامل باعث شد من به فکر درست کردن پناهگاه بیفتم: یکی کشتار شهرداری و دیگری این که دلم نمیخواست این حیوانات رو همینطور رها کنم در خیابون، دلم میخواست جایی با حداقل بهداشت و رفاه براشون پیدا کنم.

خوب شما که میدانید حیوانات خیابانی زیاد قشنگ نیستند، چه طور انتظار داشتید که مردم بیایند و آنها را ببرند؟
ـ به نظر من هیچ حیوانی زشت نیست، ولی باید بگم تو ایران بیشتر دنبال سگهای نگهبان هستند تا دنبال سگ های کوچک و فانتزی. شاید اینگونه سگ ها در تهران خواستار داشته باشند، ولی در شهرستانها موضوع فرق میکنه. ما به دلیل محدودیت های مذهبی و فرهنگی معمولا سگ را داخل خونه نمی بریم و توی حیاط نگه میداریم و این برای سگ های کوچک مناسب نیست. بیشتر سگ هایی هم که ما پیدا میکنیم جثه ی بزرگی دارند و برای نگهبانی مناسب هستند.
باید توجه داشت شرایطی را که ما برای تحویل یک سگ به افراد در نظر میگیریم، با آنچه که در این طرف ها اجرا میشه، زمین تا آسمون فرق میکنه. برای ما متقاضی سگ فقط اگر یک حیاط کوچکی داشته باشه که ما بدونیم جایی برای حیوان وجود داره و آب و غذایی جلوش گذاشته میشه، کافیه، با اینکه میدونیم ممکنه کسی بهش توجه نکنه، دست نوازشی روی سرش کشیده نشه و خیلی چیزهای دیگه. برای همین هم وقتی داریم سگی رو میفرستیم پیش کسی برامون خیلی دردناکه چون بیشتر وقتها میدونیم داره میره جایی بدتر از پناهگاه.

آیا شما مثل اینجا، حیواناتی که مدت زیادی در پناهگاه می مانند بعد از یک مدتی نمی کشید؟
ـ نه، مگر اینکه حیوان خیلی مریض باشد که دیگر نشود براش کاری کرد، با تزریق او را میکشیم ولی ما الان سگ داریم که دست ندارد، سگی داریم که با اینکه جوان هست ولی نمیتونه راه بره و ما گذاشتیم تو قسمت بچه ها و کارهای فیزیوتراپی میکنیم تا شاید بهتر بشه، سگی داریم که از زمانی که توله بوده بچه ها دور گردنش سیم بسته بودند که این همینطور که بزرگ شده سیم توی گردنش فرو رفته و یک شیار زخم عمیق ایجاد کرده. سگ کوری داریم که خانم اثنی عشری اسمش رو گذاشته استیوی (به یاد استیوی واندر خواننده ی نابینا). میدونید حیوانات خیابانی عمر زیادی ندارند نهایت پنج سال عمر میکنن ما اینقدر اینها رو نگه میداریم تا عمرشون سر بیاد.

وقتی که کار رو شروع کردید چند نفر همراه شدند؟
ـ برای شروع کار ما چهار پنج نفر بیشتر نبودیم. کسانی که از ابتدا همکاری کردند خانم لیدا اثنی عشری که الان مدیر پناهگاه هستند. خانم فرح دخیلی که الان با گربه ها به جای دیگری نقل مکان کردند. چند دامپزشک بودند از جمله دکتر عابدی و دکتر هومن ملوک پور، خانم شراره پورآرین با دخترش ملیکا از کسانی هستند که از ابتدا به ما کمک میکردند. خانم سمیرا مقدم الان خارج کشور هستند و همسرشان کامیار کاشانی. آقای دکتر خرسندی نیا، دکتر اظهری و همسرش خانم سولماز جزو هیئت موسس بودند و در کار پناهگاه کمک میکردند، که الان نیستند. هر کدام به دلایلی از جمله سفر به خارج همکاریشان با ما قطع شد. همینطور آقای هوشنگ بنفشه از اواسط کار با ما بودند که امروز همکاری ندارند.
ولی همکاران جدیدمان خانم سمیه رضایی که زحمت تهیه خبرنامه اینترنتی ما به نام کبوترنامه را می کشد و در سایر زمینه ها هم کمک می کند. خانم غزاله شیرازی که به تازگی وب سایت ما را اداره می کند. آقایان کامران و جهانگیر احمری که حاضرند برای حیوانات هر کار سختی را به عهده بگیرند. آقایان شکرائی و منوچهری و ... بعضی ها که ممکن است در ذهن من نباشد و باید مرا ببخشند.

الان چند نفر پناهگاه را می گردانند؟
ـ دو کارگر حقوق بگیر داریم آقای کرم فکوری و آقا غلام. خانم اثنی عشری مدیر پناهگاه هستند. دکتر غلامرضا عابدی و دکتر هومن ملوک پور دامپزشکان هستند که دکتر ملوک پور بیشتر کار ویزیت ماهیانه را انجام میدهند و دکتر عابدی بیشتر کارهای جراحی و عقیم سازی را انجام میدهند.




آیا دامپزشکان داوطلبانه کار میکنند؟
ـ گاهی پول نمیگیرند و گاهی با مبلغ بسیار کمی این کار را میکنند.
یکی از کارهای عمده ی شما در پناهگاه عقیم سازی ست ولی من در سایت دیدم که شما توله های زیادی هم نگهداری می کنید و در بخش واگذاری حیوان هم بیشتر توله ها هستند، مگر زادوولد هم میشود؟
ـ سگ های ما همه عقیم شده هستند و هیچ زادوولدی آنجا انجام نمیشه، ولی بعضی وقتها سگهای حامله را به پناهگاه میارن که مجروح هستند و خوب ما مجبوریم بعد از زایمان از توله هاشون هم نگهداری کنیم. مثلا در یک مورد سگ حامله ای را آورده بودن پناهگاه که سه روز بود آب و غذا نخورده بود. یکی دیگه اینکه وقتی فصل سگ کشی شروع میشه (در بهار و پاییز) ماموران شهرداری سگ های بزرگ رو با گلوله میکشن و برای صرفه جویی در تیر بچه هاشون رو زنده میندازن توی کیسه پلاستیکی و میندازن توی زباله دونی و خیلی از این توله ها رو ما از توی زباله ها پیدا میکنیم.
حالا بعد از نقل مکان گربه ها، جای اونها رو تو پناهگاه دادیم به توله ها.

چقدر مردم شما را می شناسند؟ و چگونه شما رو شناختند؟
ـ مردم در ایران میتونم بگم که تازه دارند ما رو کشف میکنند از یکسال و نیم پیش. علتش این نبود که نخواستیم مردم بدونن یا با رسانه ها همکاری نکنیم. علتش جای محدودمان بود و هرچه بیشتر ما رو بشناسن بیشتر احساس مسئولیت میکنند و دلشان میخواد اگر حیوان آسیب دیده ای رو دیدن برای ما بیاورند و ما متاسفانه ظرفیتش را نداریم. شاید در آینده که پناهگاه های بیشتری دائر کنیم آن موقع به کارهای تبلیغاتی هم بپردازیم ولی الان بیش از ظرفیت حیوان داریم.
ولی عکس العمل مردم بسیار عالی بود. همه شون پیام های دلگرم کننده به ما میدن و تشویق میکنن.کمک هم میگیریم ولی هنوز هم کافی نیست. ما خیلی کمک میگیریم از ایرانیهای خارج کشور چون هم با فرهنگ پول خرج کردن برای حیوانات آشنا هستند و هم شاید از نظر اقتصادی وضعیت بهتری دارند و اگر حتی کمکشون کم باشه با تبدیل شدن به ریال رقمی میشه که میشه باهاش کاری کرد. مردم داخل ایران با فرهنگ کمک به خیریه های انسانی و انواع بیماریها و پرورشگاهها بیشتر آشنا هستند و این نوع کمک ها براشون تازگی داره ولی الان داره بهتر میشه و اگر بخواهم مقایسه کنم کمک ایرانیهای داخل نسبت به قبل خیلی بیشتر شده.

چقدر هزینه پناهگاه است؟
ـ حداقل ماهی سه میلیون تومان برای حقوق دو کارگر و نگهداری و تهیه خوراک برای حیوانات.

چه امکانات و کمبودهایی دارید؟
ـ آب نداریم، از یک چشمه آب کشیدیم. برق نداریم چند ژنراتور خریدیم که یکی پس از دیگری سوخته. زمستانها یک لوله از داخل قفس ها رد کرده بودیم که آب گرم در آنها میرفت و قفس ها گرم میشد که با سوختن ژنراتورها آن را هم مرتب نداریم، بنابر این لباس تن حیوانات میکنیم تا سردشون نشه. برای غذاشون توی زمستون یک سوپ خوشمزه با کله مرغ و سبزیجات و جو و نان درست میکنیم که غلیظ میشه و سگ ها خیلی دوست دارن و خود خانم های داوطلب در دیگ های بزرگ در همان محل پناهگاه درست می کنند.
خرج غذا بار زیادی ست برای ما. به تازگی غذای سگ ها رو به غذای خشک که شرکت بهین تاش درست میکنه، تغییر دادیم که از بسیاری از بیماریهای گوارشی کم میکنه. مردمی هم که میخواهند کمکمان کنند و نمیخواهن که پول نقدی بدهند، می توانند به شرکت بهین تاش پول واریز کنن تا این شرکت معادلش به ما غذای سگ بدهد.

چه طور ایرانیهای خارج کشور را با خودتان آشنا کردید؟
ـ مصاحبه های بسیاری داشتیم با انجمن های حمایت حیوانات در خارج کشور مثل
Best Friends و Humane Society
آمریکا اینها در مورد ما مطلب نوشتند و از سایت های ایرانی هم با ایرانین دات کام و جدید آنلاین مصاحبه داشتیم، البته شاید در جاهای دیگر هم ذکری از ما شده باشد که من خبر نداشته باشم.
ضمنا آقای مهرداد اسکوئی مستندسازی که تا به حال کارهای جالبی ارائه داده، فیلم مستندی از پناهگاه ساخته که بعد از نمایش در جشنواره ها به ما می دهند و فکر کنم برای معرفی پناهگاه خوب باشه.

پیشتر به من گفتید که دیدن پناهگاه حیوانات
Best Friends
یکی از جرقه های اولیه ی ایجاد پناهگاه در ایران بود. میشه کمی از تجربه ی دیدارتان از بست فرندز بگویید؟
ـ این پناهگاه در شهر کوچک
Kanab
در ایالت یوتای آمریکاست که دوستداران حیوانات بیش از 2000 حیوان مختلف را در محیط های طبیعی خودشان نگهداری میکنند. یعنی از قفس خبری نیست. من نشریه ی آنها رو خونه ی دخترم دیدم و در آن همش قصه های خوب درباره ی حیوانات است. در حالی که انجمن ها و نشریات دیگر در این زمینه بیشتر به موارد آزار و اذیتی که به حیوانات شده می پردازند، البته من پیتا دات اورگ که آن هم یک سازمان حمایت از حیوانات است، را هم دوست دارم که به کاستی ها می پردازه، ولی راستش به جایی رسیده ام که دیگه قادر نیستم عکس های بد را درباره ی حیوانات ببینم، و هر شلتری هم میرفتم می دیدم، گریان می آمدم بیرون. برای همین وقتی این نشریه رو دیدم و خبرهای خوبش رو خوندم تشویق شدم که برم اونجا رو از نزدیک ببینم. و وقتی از نزدیک دیدم انگار بهشت بود. یک زمین وسیع، هر چند حیوان با هم یک جایی برای خواب داشتند و در بقیه اوقات در فضای باز خاکی که سنگفرش هم نبود یعنی مثل محیط طبیعی قرار داشتند و بین اونها و حیوانات دیگر فقط توری گذاشته بودند. اونها حتی گربه های معلول رو هم نگهداری میکنن و اونها رو نمی کشن و بهشون حق حیات میدن. جالبه که بدونید چنین امکانات و تاسیساتی تنها با کمک های مردمی اداره می شه. این جا بیشترین الهام بخش من بود.

شما که موسس هستید و در حال حاضر در خارج کشور اقامت دارید، چگونه به کانون و پناهگاه یاری می رسانید؟
ـ من در اینجا و آمریکا کمک های مردمی را جمع آوری میکنم و دوستان آنجا کار میکنند. من خودم رو دور از آنها حس نمیکنم. گاهی در روز چندین بار تلفنی صحبت می کنیم. همه جور باهم در تماس هستیم و در موارد ضروری با هم تصمیم میگیریم.

آیا پناهگاه در منطقه ی مسکونی واقع شده و اگر این طور است، دولت در کار شما دخالت نمی کنه، مثلا بگه ایجاد پناهگاه برای محیط خوب نیست؟
ـ منطقه مسکونی ست ولی ما از اون فاصله داریم. اما خیلی سریع داره دور و بر ما ساخت و ساز میشه و تا چند سال آینده منطقه مسکونی میشه و ما اجبارا باید از آنجا بریم چون طبق قوانین این جور مراکز باید فاصله معینی از مناطق مسکونی داشته باشند و این پروژه ای است که داریم دنبال میکنیم. امیدواریم که بتونیم منابع مالی مناسب پیدا کنیم که بتونن در این مسیر ما رو کمک کنن.

توی سایت بخش مربوط به متقاضیان حیوان، نوشته اید نوع حیوان سگ، گربه ولی فقط عکس تعدادی سگ هست و از گربه خبری نیست. گفتید که گربه ها را به جای دیگری منتقل کردید، چرا؟

ـ دچار استرس میکرد هم سگ ها رو و هم گربه ها رو چون نمیتونستیم فاصله مناسب رو براشون برقرار کنیم. خانم دخیلی ساختمان دیگه ای گرفتند و گربه ها رو بردند اونجا و خودشون اونجا رو میگردونن. البته تازه این اتفاق افتاده و حدود یک ماهه و باید گربه ها رو از میان حیوانات درخواستی برداریم.

کار شما فکر کنم پر از خاطره باشه.
ـ هر روزش، هر لحظه اش.

پس چند خاطره ی جالب رو برای ما بگید.
ـ ما توی وب سایت بخشی داریم به نام قصه ها که آنجا قصه های شیرینی میتونید پیدا کنید که همه خاطرات افراد است.
ما سگی داشتیم که گویا قبلا در خانه ای بوده چون همیشه چشمش به در بود و منتظر کسی بود که بیاید و او را ببرد. هر چه هم ما به او توجه میکردیم و نوازشش میکردیم، او چشمش را از در برنمی داشت. هر وقت صدای پایی می آمد، شما اشتیاق رو توی چشمای این حیوون می دیدید که چطور میخواد این قلاده رو بکنه و بره طرف در ببینه کی اومده.
اما خاطره ای که شنیدنش حتما برای شما جالبه اینه که چند ماه پیش خانم اثنی عشری، مدیر پناهگاه، با وانت پناهگاه میره اونجا، پیاده که میشه در آهنی رو ببنده، وانت راه میفته و او بین در و ستون پناهگاه میمونه و لگن خاصره اش از چند ناحیه میشکنه. او برام تعریف کرد که هیچکس در پناهگاه نبود که کمک کنه، ولی فورا سگ ها می ریزن دور او، دوتاشون پشتش می ایستند که او بهشون تکیه کنه، یکی دیگه صورتش رو لیس میزده و اشکهاشو که از شدت درد می ریخته پاک میکرده، چند تاشون دورتر مرتب پارس میکردن تا کمکی برسه، تا اینکه پس از مدتی او به خودش میاد و با تلفن همراهش کمک می خواد. ولی جالبه که بدونید با این که در پناهگاه باز بود ولی حتی یکی از سگ ها پاشو بیرون نگذاشته بود و همه دور و بر او مونده بودند تا کمک برسه.





حالا حالشون چه طوره؟
ـ هنوز بستری هستند و چند عمل داشتند. با این وجود چندی پیش که یک بازار خیریه برای حمایت از کودکان خیابانی و حیوانات خیابانی بود ــ که البته سازمان های حامی کودکان خیابانی بازار را ترتیب داده بودند و لطف کرده و پنج تا میز را هم برای حمایت از حیوانات خیابانی داده بودند ــ خانم اثنی عشری با ویلچر در این بازار حضور داشت. باید بگم بیشترین زحمت را خانم اثنی عشری می کشند.

چه طوری شما(منظورم افرادی که با هم دارید کار می کنید)همدیگر رو پیدا کردید؟
ـ هر کدام شبیه یک معجزه بود و باورنکردنی. بخصوص پیدا کردن خانم اثنی عشری که این خاطره را من هیچوقت فراموش نمیکنم. من بلیت داشتم برای آمدن به آمریکا که شب قبلش در خیابان به یک سگ بیمار برخورد کردم که بیماری جرب(گری) شدیدی داشت. این سگ را بردم دکتر و شب آوردم خونه، با شامپوی مخصوص شستشو دادم و بعد دیدم که من که مسافرم نمیتونم کاری بیشتر برای این حیوان بکنم ضمن اینکه این سگ شیرده بود و معلوم بود توله داره، بنابر این حیوان رو بردم همون منطقه و فکر کردم میرم دم در خونه ای زنگ میزنم و ازش کمک میخوام، شاید کمک کنه و چند روز این را نگه داره. زنگ زدم و همین خانم اثنی عشری در را باز کرد. وقتی ماجرا رو براش گفتم، دیدم خودش چند سگ داره و زود هم با این سگ آشنا شد و گفت جای توله هاشم میدونم، داروهاشو از من گرفت و گفت، برو خیالت راهت باشه. از اونجا دوستی ما شروع شد و الان هفت سال است که ما با هم دوستان صمیمی هستیم.

با سازمان ها و انجمن های غیرانتفاعی دیگر هم همکاری و یا رابطه دارید؟ در سایت دیدم تنها به انجمن های گیاهخواران لینک داده شده؟
ـ بله، نمونه اش همان بازار خیریه بود که برای کودکان کار ترتیب داده بودند و به ما هم به رایگان امکان گذاشتن میز دادند.
دلیل لینک به انجمن های گیاهخواری این است که من خودم 38 سال است که گیاهخوارم و همکاران گیاهخوار دیگری هم دارم.
من راستش وقتی بیشتر در مسائل حیوانات دقیق شدم، دیدم چه ظلمی در پشت پرده و در پنهان به حیوانات دیگر میشه. مثلا در مرغداری های صنعتی آنچنان اینها را به هم فشرده نگهداری میکنند که مرغ تخم گذار امکان باز کردن بالش را هم نداره.

چه پیامی برای دوستداران حیوانات در ایران دارید؟

ـ تو ایران خیلی ها حیوانات رو دوست دارند. بعضی ها هستند که صبح ها قبل از رفتن سر کار یک کیسه غذا در راه برای گربه ها میریزند. و یا خانمی رو میشناسم که این گربه ها رو میگیره و عقیم میکنه ولی کارهای انفرادی، زیاد کارساز نیست. اگر اینها جمع میشدند و کارهای گروهی میکردند، بیشتر ثمر میداد. من نمیگم بیان با ما همکاری کنن. ولی در همان محله ی خودشون با هم کار کنند. باید بدونن که گربه ها به صورت کلنی (اجتماع) زندگی میکنند و اگر یکی از آنها را بگیری و عقیم کنی، گربه ی دیگری از کلنی دیگری وارد میشه و زادوولد ادامه پیدا میکنه. برای کارساز شدن عقیم سازی، باید تمام حیوانات یک کلنی باهم عقیم شوند. همینطور اگر با هم همکاری کنند و در یک جای مشخص و در ظرفی برای این گربه ها غذا بریزند که اینها کیسه زباله ها را پاره نکنند و محیط زندگی را هم آلوده نکنن، هم به نفع گربه هاست و هم ساکنان منطقه.
دیگر اینکه در ایران در بین دوستداران حیوانات کارهای انفرادی خیلی قوی ست. مثلا ما وبلاگ های بی نهایت زیبایی داریم که جوانها می نویسند درباره ی حیوانات ولی همه ی این کارها انفرادی ست و دوست ندارند که به هم بپیوندند، در حالی که فقط کارهای گروهی ست که میتونه نتایج بزرگی داشته باشه.

اگر پس از مصاحبه، دوستداران حیوانات خواستند به شما کمک مالی کنند، باید چه کنند.
ـ من آخرین اطلاعیه ی کانون را در اختیارتان می گذارم. لطفا آن را منتشر کنید. طبیعتا پاسخ من همان اطلاعیه ی کانون است.

با سپاس از خانم معتمدی عزیز و همکاران گرامی شان در ایران که چنین کار انسانی را شکل داده و به پیش می برند.
متن اطلاعیه کانون را در زیر خواهید خواند.

***

دوستان گرامی
کانون دوستداران حیوانات و پناهگاه وفا به همت شما مهربانان همچنان به حیات خویش ادامه می دهد. در مقایسه با 5ـ4 سال پیش قدم های زیادی برداشته ایم و حالا با امکانات و سازماندهی بهتری به جلو می رویم و در مقابل با توقعات بیشتری از سوی مردم مواجه هستیم.
بودجه پناهگاه در ابتدا کاملا از طرف بانی آن تامین می شد، پناهگاه کوچک تر و میزبان تعداد کمتری از حیوانات بود و تنخواه آن، با وجود کم بودن برای تامین مخارج ضروری و اولیه کافی بود.
اما پناهگاه این چنین باقی نماند. مردم که علیرغم بی توجهی و گاه بی مهری، عشق به حیوانات در اعماق دلشان خانه دارد، کم کم متوجه مسئولیت هایشان در قبال حیوانات شدند و این احساس مسئولیت را به شکل آوردن حیوانات مجروح، بیمار، نیازمند، بی دفاع و کوچک نشان دادند و طولی نکشید که آمار سگهای پناهگاه به چند برابر رسید.
در حال حاضر ما میزبان 200 سگ هستیم که تامین مخارج نگهداری، معالجه و عقیم سازی آنها جز با مشارکت عمومی ممکن نیست.
برای تامین مخارج پناهگاه راههای مختلفی وجود دارد. خوبست بی پرده موانعی را که در هر راه وجود دارد با شما در میان بگذاریم:
1ـ کمک گرفتن از مردم در داخل ایران بهترین و ایده آل ترین گزینه است. ولی تا فرهنگ اعتقاد به حقوق و رفاه حیوانات در ایران گسترش پیدا کند، نمی توان به طور کامل به این گزینه و کمک مالی تعداد معدودی از حیوان دوستان در داخل ایران تکیه کرد.
2ـ کمک گرفتن از انجمن های حمایت از حیوانات در خارج از کشور به چند دلیل امکان پذیر نمی باشد:
الف: کانون دوستداران حیوانات با آن که دارای مجوز رسمی از وزارت کشور و تایید نیروی انتظامی است، اما هنوز به ثبت نرسیده است و به این دلیل گشایش حساب به نام کانون مقدور نمی باشد و این در بسیاری از موارد مانع از کمک افراد و سازمانها می شود (در حال پیگیری هستیم ولی مراحل اداری معمولا طولانی است).
ب : برای تقاضای بورسیه و کمک از اغلب سازمانها، داشتن حسابدار و نگهداری دخل و خرج ها و حساب ها به شیوه ی حرفه ای و درست ضرورت دارد که ما به علت کمبود بودجه قادر به آن نیستیم.
ج : تحریم اقتصادی از نظر قانونی دست بسیاری از سازمانها را برای کمک کردن به ما می بندد.
د: همه سازمانهای غیردولتی (در سراسر دنیا) بودجه خود را از مردم تامین می کنند. ما مردم دلیلی ندارد روی پای خود نایستیم و با کمک های خودمان مشکلات را حل نکنیم.
بنابر این، تنها راه حلی که باقی می ماند هماهنگی و کمک ایرانیان خارج از کشور با هموطنان داخل کشور است.
پناهگاه وفا، اولین و تنها پناهگاه در نوع خود در ایران است که باید چراغش روشن نگاه داشته شود. گفته می شود: روشنایی یک شمع کافی است تا وسعت بی کران یک سیاهی شکسته شود.
در 137/647/1 کیلومتر مربع تنها این شمع کوچک در حال نورپراکنی است، نگذارید شعله اش خاموش شود.
لطفا... به حیواناتی فکر کنید که با سر فرو افتاده راه می روند، استخوان هایشان از گرسنگی بیرون زده است، از جرب و جراحت های گوناگون رنج می برند، در اثر تصادف آسیب دیده اند و ... به عناوین مختلف در معرض حیوان آزاری قرار دارند، بدون آن که قادر به دفاع از خود باشند.
این حیوانات جزیی از ما، محیط ما، ایران ما و کره زمین هستند. همه ما نسبت به تامین رفاه و استیفای حقوق آنها وظیفه داریم. ذکر این صحبت ها با حیوان دوستان غیرضروری به نظر می رسد، اما ضروری است که آنها بدانند:
کمک به پناهگاه در حد کمک به یک ضرورت ملی و اخلاقی است. تمنا داریم با سری افراشته از دوستان و آشنایان خود برای حیوانات کمک بخواهید و پافشاری کنید و مطمئن باشید که این کار نه تنها چیزی از آبرو و غرور شما کم نمی کند که به آن می افزاید. کمکهای کوچک همه، کارهای بزرگی انجام می دهد که در تاریخ همدلی های ما به ثبت خواهد رسید. لطفا همه در جمع آوری کمک مشارکت کنید.

با سپاس

***
دوستان شما در کانون دوستداران حیوانات و پناهگاه وفا

وب سایت کانون دوستداران حیوانات
www.cal.ir
پست الکترونیکی
info@cal.ir
fatemehmotamedi@hotmail.com
تلفن خانم لیدا اثنی عشری:
011-98-261-340-9474



منبع : سایت خبری عصر نو

بازار حیوانات خانگی و گربه 50 میلیونی

بازار حیوانات خانگی و گربه 50 میلیونی

چندسالی است که بازار حیوانات خانگی در تهران رونق خاصی یافته و بسیاری از مردم با ایجاد مکان هایی برای پرورش انواع حیوانات، تجارت پرسودی را برای خود فراهم کرده اند. در این میان پرنده ها بیشترین فروش را داشته و سگ ها و گربه های خانگی رتبه های بعدی محبوب ترین ها را به خود اختصاص داده اند.

به گزارش سرمایه فروش خوب حیواناتی مانند زالو، قورباغه و گربه در خارج از ایران باعث شده بازار خرید و فروش این حیوانات در داخل نیز رونق خاصی بگیرد. به طور مثال یک نوزاد گربه در ایران حدود 300 تا 500 هزار تومان خرید و فروش می شود و همین حیوان در خارج از کشور حدود پنج تا 10 میلیون تومان قیمت گذاری شده و به فروش می رسد. برخی از حیوانات نیز به صورت قاچاق وارد کشور شده و در مراکز غیرمجاز و زیرزمینی تکثیر و فروخته می شوند.

بازار خرید و فروش سگ های زینتی و نگهبان
در حال حاضر در بازار حیوانات خانگی، خرید و فروش انواع سگ بسیار رونق گرفته است. شروین مویدی از فعالان بازار معاملات حیوانات خانگی به خبرنگار ما گفت: «تا چند سال پیش عمده فروش سگ ها در گروه سگ های نگهبان بوده و تعدادی نیز متقاضی سگ های شکارچی و سگ های زینتی زیبا بودند اما حدود سه سالی است که بازار سگ های زینتی رونق گرفته و اکثر فروش ما نیز در این قسمت است.»

وی اظهار داشت: «سگ ها از جمله حیواناتی هستند که خیلی زود با انسان انس می گیرند و نگهداری آنها نسبت به سایر حیوانات کم خرج تر است. در ایران از 132 نژاد شناخته شده سگ حدود 17 نژاد وجود دارد. اکثر سگ های موجود در این بازار نیز از کشورهای آلمان، ترکیه، چین، مالزی، ارمنستان و بلژیک وارد می شوند که معروف ترین آنها سگ هایی از نژاد شین لو، بول داگ، تری یر، دوبرمن، ژرمن شفرد و شارپی هستند.»

این فعال بازار خرید و فروش حیوانات در خصوص چگونگی دسته بندی سگ ها گفت: «به طور کلی سگ ها به دو دسته نگهبان و زینتی تقسیم بندی می شوند. در این میان قیمت سگ های نگهبان گران تر از نوع زینتی یا آپارتمانی است.»

مویدی افزود: «در ایران خرید و فروش سگ های آپارتمانی ممنوع است حتی مجلس نیز تردد با سگ را در خیابان و اتومبیل جرم اعلام کرده اما طرفداران این حیوان که اکثرشان جوانان هستند همچنان علاقه مند به خرید سگ های کوچک و زیبا هستند.»

مویدی در مورد قیمت انواع سگ گفت: «در حال حاضر سگ های نگهبان قیمتی حدود 50 هزار تا بیش از 50 میلیون تومان دارند. قیمت یک سگ نگهبان از نژاد ژرمن شفرد بین 50 تا 350 هزار تومان و یک تری یر پنج ماهه از 150 تا 200 هزار تومان است.» وی همچنین به پرطرفدار بودن بول داگ بین جوانان اشاره کرد و افزود: «سگ های بول داگ قیمتی بین یک میلیون تا بیش از دو میلیون تومان دارند ضمن اینکه سگ های شارپی نیز با قیمتی حدود یک و نیم میلیون تا سه میلیون تومان به فروش می رسند.»

این فعال بازار تاکید کرد: «سگ های آپارتمانی معمولاً دارای شناسنامه هستند و مشخصات آنها از قبیل نژاد، سن، جنس، تاریخ تولد، رنگ، اسم صاحب و واکسن هایی که تاکنون زده است در آن نوشته می شود.» مویدی خاطرنشان کرد: «سگ های شناسنامه دار گران تر از انواع سگ های فاقد شناسنامه و قاچاق هستند.»

پشمالوهای گرانقیمت
گرانقیمت ترین و زیباترین گربه های جهان پرشین کت یا همان گربه ایرانی خودمان است که به دلیل جثه نسبتاً بزرگ و زیبایی خاصش طرفداران بی شماری دارد.

حمیدرضا سجادی یکی از فعالان بازار حیوانات خانگی در تهران در مورد قیمت انواع گربه گفت: «قیمت گربه ها در بازارهای داخلی کشور بین 300هزار تا بیش از چهار میلیون تومان است اما همین گربه ها در خارج از کشور با قیمت هایی بیش از 10 میلیون تومان به فروش می رسند.»

وی تاکید کرد: «بازار خرید و فروش گربه ایرانی امروزه به تجارت و بازاری سودآور تبدیل شده است. کشورهایی مانند فرانسه و آلمان گربه های ایرانی را به قیمت بسیار پایین خریداری کرده و به چندبرابر قیمت اولیه به فروش می رسانند. هندوستان نیز چندسالی است که به جرگه فروشندگان گربه ایرانی پیوسته است.»

سجادی همچنین در مورد قیمت سنجاب گفت: «سنجا ب های آموزش ندیده یا وحشی قیمتی بین 10 تا 30 هزار تومان و سنجاب های دست آموز قیمتی حدود 400 هزار تا بیش از دو میلیون تومان دارند.»

وی افزود: «قیمت قفس سنجاب نیز حدود 10 تا 30 هزار تومان است.»

این فعال بازار حیوانات همچنین در مورد استقبال مردم از همستر اظهار داشت: «همسترها که بیشتر شبیه موش هستند به دلیل حرکات جذاب و قدرت فراگیری خوب در پیداکردن اشیا و غذا بسیار مورد توجه قشر جوان واقع شده اند در این میان همستر طلایی بسیار گران قیمت است.»

وی در مورد قیمت همسترها گفت: «قیمت انواع همستر بین 2000 تا بیش از 15 هزار تومان است. به طور مثال یک نوع همستر موبلند به قیمت 10 هزار و 500 تومان و موکوتاه به قیمت 5000 تومان به فروش می رسد ضمن اینکه ظرف آب همسترها حدود سه تا چهار هزار تومان و قفس آنها نیز بین هفت تا بیش از 25 هزار تومان قیمت دارد.»

سجادی در مورد قیمت سایر حیوانات افزود: «انواع لاک پشت های کوچک و بزرگ قیمتی از 700 تومان تا هفت هزار تومان، انواع ماهی های تزیینی از 300 تومان تا بیش از 70 هزار تومان و انواع میمون از 200 هزار تا بیش از 10 میلیون تومان قیمت دارند.» - بازار پرندگان پرندگان بزرگ ترین گروه در بازار خرید و فروش حیوانات محسوب می شوند که به دلیل زیبایی صدا و سیما بسیار مورد توجه قرار گرفته اند به ویژه به دلیل اینکه از قدیم الایام مردم اعتقاد داشتند وجود پرندگان در خانه به نوعی رفع بلاست ضمن اینکه نجاست و کراهت حیوانات دیگری مانند سگ را ندارند از این رو بازار خرید و فروش انواع پرنده به ویژه در فصول بهار و تابستان بسیار پررونق است.

نحوه قیمت گذاری در این بازار بنا به گفته برخی فروشندگان سلیقه ای است و تعرفه خاصی برای فروش این پرندگان وجود ندارد به همین دلیل مشاهده می شود قیمت برخی از پرندگان حتی به بیش از 20 میلیون تومان نیز می رسد.

فریبا همتی یکی از فعالان بازار خرید و فروش انواع پرنده به خبرنگار ما گفت: «پرنده ها از تنوع خاصی برخوردار هستند برخی به دلیل تقلید صدا و برخی نیز به لحاظ زیبایی ظاهر مورد توجه اند مانند بلبل، قناری، طوطی، مرغ عشق و مرغ مینا که در این میان قناری بیشتر مورد توجه واقع شده است.»

همتی در مورد پرطرفدارترین پرندگان نیز اظهار داشت: «پرندگانی که دارای تنوع رنگی باشند پرطرفدارتر هستند مثلاً پرنده ای با رنگ روشن و پرهای قرمز و سبز و زرد طرفدار بیشتری بین متقاضیان دارد.»

وی در مورد ارزان ترین و گران ترین پرنده های زینتی موجود در بازار گفت: «در بازار خرید و فروش پرندگان ،غالب معاملات در رده قیمتی 2000 تومان تا دو میلیون تومان انجام می گیرد ضمن اینکه قیمت برخی از پرنده ها به 20 الی 30 میلیون تومان نیز می رسد.»

این فعال بازار به قیمت برخی از انواع پرندگان اشاره کرد و گفت: «قیمت قناری از حدود پنج هزار تومان شروع می شود و به بیش از 100 هزار تومان می رسد. قیمت طوطی نیز از 250 هزار تومان شروع شده و به بیش از 10 میلیون تومان می رسد.» وی ادامه داد: «در میان طوطی ها، کاسکو بیشترین طرفدار را دارد چون این نوع طوطی به راحتی می تواند حتی صدای آهنگ های تلفن همراه را نیز تقلید کند.»

وی در مورد انواع طوطی که در بازارهای ایران موجود است، توضیح داد: «در ایران طوطی های هندی، آفریقایی و ایرانی موجودند که در این میان انواع آفریقایی گران تر از پرندگان بومی و هندی است.»

این فعال بازار تاکید کرد: «هرچه طوطی بتواند تعداد کلمات بیشتری را تقلید کند، قیمت آن حدود 100 تا 500 هزار تومان گران تر می شود. به طور مثال یک طوطی سه ماهه «آرا ماکائو» که بیشترین کلمات را می تواند تقلید کند، سه میلیون و پانصد هزار تومان قیمت دارد.»

همتی در مورد قیمت سایر پرندگان زینتی گفت: «هر جفت مرغ عشق 2500 تا 150 هزار تومان، هر جفت فنچ 1500 تا 50 هزار تومان ، بلبل حدود 10 هزار تا بیش از دو میلیون تومان و انواع کبوتر از 1500 تا 50 هزار تومان به فروش می رسند.»

وی در مورد قیمت پرنده های شکاری نیز یادآور شد: «قیمت پرنده هایی چون عقاب، شاهین، باز و حتی لاشخور نیز بسته به سنشان از 50 هزار تومان شروع شده و به بیش از 15 میلیون تومان می رسد. به طور مثال یک شاهین شش ماهه دو میلیون و 300 هزار تومان، عقاب 500 هزار تومان و لاشخور چهارماه و نیمه حدود 200 هزار تومان قیمت دارد

برگرفته از : سایت خبری فرارو

درباره سنگ مثانه و مجرای ادراری در گربه ها

درباره سنگ مثانه و مجرای ادراری در گربه ها

سنگها از مواد معدنی و مواد ارگانیک با قوام شبیه موکوس شکل می گیرند. از میان سنگهای مختلف آنچه در گربه ها بیشتر شیوع دارد دو نوع استروویت (منیزیم آمونیوم فسفات) و کلسیم اکسالات است. در گذشته استروویت از شیوع بسیار بیشتری برخوردار بود. با این حال در سالهای اخیر ، تعداد موارد شیوع سنگهای کلسیم اکسالات افزایش یافته و امروزه با نوع استروویت برابری می کند

سنگ مجاری ادراری عمدتاً در مثانه و گاهی هم در کلیه گربه ها دیده می شود. برخی مطالعات نشان داده اند که حدود 13% گربه‌هایی که بیماری بخشهای تحتانی سیستم ادراری دارند دچار سنگ هستند. گرچه ممکن است وجود سنگ با نشانه هایی همراه نباشد اما عموماً با هماتوری (خون در ادرار) ، تکرر ادرار و سختی دفع ادرار مشخص می شود. اغلب گربه هایی که بیماری دستگاه ادراری تحتانی را دارند بیرون از جعبه یا محل مخصوص ادرار می کنند. گاهی هم سنگها منجر به انسداد در
urethra
میشوند بطوریکه دفع ادرار کاملاً مختل می شود و یا به حداقل ممکن می رسد. انسداد که معمولاً با درد زیادی همراه است یک اورژانس در دامپزشکی تلقی می شود و می تواند حیات گربه را به خطر بیاندازد

سنگها از مواد معدنی و مواد ارگانیک با قوام شبیه موکوس شکل می گیرند. از میان سنگهای مختلف آنچه در گربه ها بیشتر شیوع دارد دو نوع استروویت (منیزیم آمونیوم فسفات) و کلسیم اکسالات است. در گذشته استروویت از شیوع بسیار بیشتری برخوردار بود. با این حال در سالهای اخیر ، تعداد موارد شیوع سنگهای کلسیم اکسالات افزایش یافته و امروزه با نوع استروویت برابری می کند.

سنگهای استروویت در هر دو جنس نر و ماده دیده می شوند اما گربه های ماده از بخت بیشتری برای ابتلا برخوردارند و در سنین یک تا دو سالگی بیشتر در معرض ابتلا هستند. متوسط سن ابتلا در گربه ها پنج سالگی است اما بچه گربه های یکماهه و حتی گربه های بیست ساله هم مبتلا به این سنگ ها شده اند. وقتی بچه گربه های زیر یک سال دچار سنگ استروویت می شوند عفونت باکتریایی معمولاً با آن همراه است در صورتی که در گربه های مسن تر معمولاً خبری از عفونت باکتریال نیست.

سنگهای کلسیم اکسالات قدری بیشتر از ماده ها در نرها دیده می شوند. با افزایش سن احتمال ابتلا به این نوع سنگ هم افزایش می یابد بطوریکه بیشترین خطر ابتلا به گربه های عقیم شده نر10 تا 15 ساله مربوط است. نژادهای
Persian ، Hialayan و Burmese
بیش از سایر نژادها مبتلا می شوند. عفونت باکتریایی معمولاً با سنگهای کلسیم اکسالات دیده نمی شوند. برخی از گربه های مبتلا به این نوع سنگ کلسیم بالایی در خون خود دارند.

درمان به نوع سنگ بستگی دارد. اگر گربه مبتلا به انسداد باشد باید در اسرع وقت نسبت به رفع آن اقدام نمود. گربه مبتلا به انسداد اغلب دهیدراته است و دچار عدم تعادل الکترولیت و اسید – باز می باشد و در جریان خون خود مقدار قابل توجهی از ترکیبات مضر و زاید را دارد. این مسئله می تواند به نقص در عملکرد قلب و کلیه و آسیب مثانه و در صورت عدم درمان به مرگ منجر گردد.

بسیاری از سنگها را می توان با عکسبرداری اشعهX تشخیص داد. با این حال بعضی از سنگها را نمی توان به دلیل کوچکی به این روش تشخیص داد. در برخی موارد سونوگرافی مثانه می تواند راهگشا باشد. سنگهای استروویت را می توان در یک بازه زمانی چند ماهه از طریق جیره غذایی خاص درمان کرد اما سنگهای کلسیم اکسالات را باید از طریق جراحی خارج نمود.



برگرفته از نشریه حکیم مهر




بازداشت قاتلان گربه ها

بازداشت قاتلان گربه ها

تهران - خبرگزاری ایسکانیوز : چند نفر که گربه های آمریکا را می کشتند و تکه تکه می کردند باتلاش پلیس ایالت «میامی» دستگیر شدند

به گزارش گروه حوادث ایسکانیوز : سخنگوی شهرداری «پالمتو بی» ایالت «میامی» اعلام کرد قاتلان گربه ها سرانجام شنبه شب با تلاش شبانه روزی پلیس در جنوب شرق آمریکا بازداشت شدند.
«بیل کرس» ادامه داد : این تبهکاران طی چند هفته اخیر ، افزون بر 25 گربه را در «پالمتو بی» و اطراف آن کشتند ، قطعه قطعه کردند و در خیابانها انداختند.گفته می شود کارآگاهان برای دستگیری قاتلان گربه ها 10 هزار دلار جایزه گذاشته بودند.گزارش ایسکانیوز می افزاید، قرار است فردا پلیس «میامی» جزئیات این عملیات را برای خبرنگاران تشریح کند.پیش تر تصور بر این بود که قاتلان گربه ها، بیمار روانی هستند

بازگشت بهادر

بازگشت بهادر

بعد از چهار پنج روز پيدايش شد. زبان بسته هنوز گشاد گشاد راه مي رفت. بهادر را مي گويم. بعد از آن بلايي كه دكتر اردلان بر سرش آورد رفت و ديگر نيامد. دكتر بفهمي نفهمي پكر بود و به نوعي عذاب وجدان گرفتار شده بود. من هم سر به سرش مي گذاشتم و مي گفتم آخر اين كاري كه شماي دوست بر سر اين حيوانكي در آوردي هيچ دشمني با او انجام مي دهد؟ مي خنديد و مي گفت مي دانم بر مي داري يك چيزي راجع به اين موضوع مي نويسي

بهادر را از بيمارستان كه آوردند هنوز درست به هوش نيامده بود. دكتر يك تكه موكت روي راهروي جلوي اتاق كه مشرف به باغ است انداخت و او را روي آن ولو كردو حيوانكي هنوز در گيجي داروي بي هوشي بود. تا مي آمد بلند شود دوباره تلو تلو مي خورد و مي خواست بخوابد. خبر نداشت چه بلايي سرش آورده اندو معمولاً اگر بخواهند حتي ناخن آدمي را بكشند شش تا امضا از خودش و چند تا از همسرش مي گيرند، اما بهادر زبان بسته موقعي كه داخل سبد سياه رنگ رفت نمي دانست با چه وضعيتي به باغ بر مي گردد

طفلكي تا قبل از عمل براي خودش در محل ابهتي داشت و گربه هاي ماده برايش سر و دست مي شكستند! اما حالا چي، شده يك گربه بي خاصيت كه سابقاً نر بوده اما حالا هيچ فايده اي ندارد. مدتي بود دكتر اردلان به صرافت افتاده بود كه مي خواهم ببرم بهادر را راحتش كنم. مي پرسيدم: آخر چرا شما زورتان به اين حيوان بي آزار رسيده است، ما ضامن رفتار جنسي حيوانات كه ديگر نيستيم. مي گفت: بگذار زبان بسته از شر اين قضيه راحت شود تا از بقيه عمرش لذت ببرد! اين هم براي خودش عقيده اي بود

اتاق دكتر اردلان چسبيده به اتاق من است، كه هر دو در ضلع جنوبي يك دو جين اتاق سر هم بندي شده در زير درختان گردوي باغ فرمانيه قرار دارند. در اين باغ مثل بسياري از محل هاي تهران تعدادي گربه رفت و آمد دارند. دكتر هم در مواقع خستگي خودش را با آنها سرگرم مي كند. برايشان غذا هم مي آورد و هرگاه مريض شوند مي بردشان پيش دامپزشك. بچه هاي مركز هم گهگاه ته مانده غذايشان را مي ريزند جلوي آنها. ما هم يواش يواش داشتيم به اين قضيه آلوده مي شديم اما خدا رحم كرد. ته مانده استخوان هاي مرغ خيلي مورد علاقه آنهاست. هر بار كه عيال مرغ مي پخت يك كيسه بر مي داشتم و برايشان غضروف و استخوان ها را جمع مي كردم. اما بعد از يكي دو روز كه يادم مي رفت ببرم، عيال آنها را دور مي ريخت

چند وقت پيش دكتر اردلان تنها گربة مادة باغ را برد كلينيك دامپزشكي عقيم اش كرد. بي انصاف تا چشم به هم زدي بالغ نشده رفت آبستن شد و سه قلو زاييد. تعداد گربه ها از ظرفيت رسيدگي گربه دوستان فراتر رفت و به ناچار يكي دو داوطلب پيدا كردند كه آنها را ببرند خانه هايشان. گربة ماده بعد از عقيم شدن به كلي سر به زير و بي حال شد و از توي باغ تكان نخورد. اما وقتي دكتر اردلان گفت كه مي خواهد بهادر را هم عقيم كند برايم تعجب آور بود. در هر حال اين عمل غيرقابل بازگشت صورت گرفت و بهادرخان از تك و تا افتاد كه افتاد. چند روز اول ظاهراً آنچنان احساساتش جريحه دار شده بود كه محيط را ترك كرد و رفت. اما مثل اين كه بعد از چند روز توانست يك جوري با واقعيت كنار بيايد و خود را براي ادامه زندگي بدون هيجان و احساسات متقاعد كند. فهميد كه بيرون باغ فرمانيه كسي براي قلب جريحه دار شده اش تره هم خرد نمي كند. دانست كه اگر قرار باشد كسي او را تحويل بگيرد آن كس جز خود دكتر اردلان نيست

چند روز پيش دكتر مصفا كه او هم گربه ها را دوست دارد از مسافرت چين برگشته بود. رفته بود براي يك كنفرانس بزرگ نظريه ريسمان. سري به اتاقش زدم تا ببينم در كنفرانس چه خبر بوده است. او اول پرسيد اينجا در كشور چه خبر بوده. فكر مي كرد الان اخبار و تفاسير سياسي را يك به يك برايش نقل مي كنم. گفتم هيچي. دكتر اردلان بهادر را برد و از مردي انداخت، او هم قهر كرد و رفت. زد به خنده و گفت ولي من امروز او را ديدم. دانستم كه بهادر برگشته است، به مصفا گفتم ولي آخر اين چه كاري بود كه اردلان كرد؟ رواست با حيوان بي زبان چنين كاري كنند؟ انتظار داشتم احساسات گربه دوستانة او در جهت تأييد حرف من باشد. اما ديدم برعكس تصور من او هم اين كار را تأييد مي كند. توضيح داد كه نمي داني گربه هاي نر اگر فعال باشند چه به روز يكديگر مي آورند

ظاهراً گربه دوست ها مصلحت گربه ها را بهتر مي فهمند. گويا آنها هم معتقدند اگر حيوانها از اساس اسباب فسق و فجور را نداشته باشند زندگي سالم تري دارند! لابد آنها بهتر از خود گربه ها تشخيص مي دهند كه زندگي لذت بخش براي آنها چگونه فراهم مي شود. ما كه حالي مان نمي شود! بعد از اين صحبت ها بهادر را ديدم كه چگونه با زحمت راه مي رفت. هنوز هيكل اش با ابهت بود، اما رفتارش به كلي متفاوت با قبل شده بود. ديگر اين بهادر، بهادر قبلي نبود


برگرفته از : نمکیات سپیداران - احمد شیرزاد


سگ وحشي يك زن استراليايي را بزرگ كرده است

سگ وحشي يك زن استراليايي را بزرگ كرده است

خبر قدیمی ولی جالب

يك زن استراليايي كه بيست و پنج سال پيش ناپديد شده بود ادعا مي كند يك سگ وحشي او را بزرگ كرده است . به نوشته پايگاه اينترنتي « روس نيوز » , « ارين هارسبورگ » به پليس گفت حاضر است براي اثبات ادعايش آزمايش « دي .ان .اي » بدهد. براساس اين گزارش « ارين » در 9 ماهگي ناپديد شده و همه تلاشها براي يافتن وي بدون نتيجه باقيمانده بود و حتي مقامات پليس والدين وي رابه قتل وي متهم كرده بودند و شايعات زيادي دراين خصوص برسر زبانها بود. به تازگي يك پيرمرد هفتاد و هشت ساله اظهار داشت : در سال 1980 وي و دوستانش به دينگويي (سگ ) شليك كرده اند كه كودكي رابه دهان داشته و در حال فرار بوده ولي پليس از بررسي اين ادعا خودداري كرده است . ارين ادعا مي كند كه صحنه ربوده شدن و قرار داشتن در دهان دينگو براي وي تداعي شده است و سرانجام بومي ها او را از دست دينگو نجات داده اند

از سایت خبری : با خبر

زنبورها هم آدرس مي دهند

زنبورها هم آدرس مي دهند

دانشمندان با ره گيري زنبورها با كمك رادار دريافته اند: حركات موزون و عجيبي كه زنبورها پس از بازگشت به كندو انجام مي دهند در واقع اعلا‌م نشاني محل شهد گل به زنبورهاي ديگر است كه به صورت علا‌ئم پيچيده حركتي بيان مي شود . به گزارش واحد مرکزي خبر و به گفته اين محققان اين حركت ها, از هشت قسمت تشكيل شده است و جهت حركات , جهت محل غذا و ميزان شدت حركات‌, ميزان دوري و نزديكي مسير را نشان مي دهد. به گفته دانشمندان‌, هنگامي كه زنبور اين حركات را انجام مي دهد زنبورهاي ديگر دور او جمع مي شوند و حركاتش را به دقت نظاره مي كنند

برگرفته از : خبرنامه خانواده سبز


روز سگ

روز سگ

کپنهاگ تفریح‌گاهی دارد که معمولا ایرانیان به آن شهر بازی می‌گویند که یکی از قدیمی‌ترین شهربازی‌های دنیاست این شهربازی در ۱۵ آگوست ۱۸۴۳ افتتاح و علاوه بر وسایل بازی برای کودکان و بزرگسالان چندین سالن برای اجرای موسیقی و تاتر هم دارد. هرسال در ماه مه درهای ورودی این باغ بزرگ و مصفا به روی بازدیدکنندگان باز می‌شود و در سپتامبر می‌بندد، البته بخش موسیقی و تاتر در تمام فصول فعال است. ورود سگ‌ها به شهربازی ممنوع است مگر یک روز درسال که آن‌را روز سگ می‌نامند و نه تنها ورود سگ‌ها آزاد است بلکه کلی هم سرگرمی برای این موجودات با وفا و مهربان تدارک می‌بینند. امروز هم چنین است و روز سگ که دیگر سنتی شده است. به بیلی روزش را تبریک می‌گویم

http://www.tivoli.dk/composite-2450.htm

برگرفته از وبلاگ : بیلی و من

Thursday, June 18, 2009

حیـوانـات آزمـایـشگاهـی، قربـانیـان پیـشرفت علـم بـشر

بدلیل طولانی بودن مطلب زیر

حیـوانـات آزمـایـشگاهـی، قربـانیـان پیـشرفت علـم بـشر

لطفا برای مشاهده به سایت دادخواهی حیوانات از انسانها به آدرس زیربروید


http://kkiiaannaa.blogfa.com/post-40.aspx


بطور حتم همه شما مانند من بی نهایت متاسف خواهید شد

با تشکر فراوان از وبلاگ نویس محترم : پاسدار طبیعت ایران


تأیید خرید میمون از تانزانیا، برای مقاصد پزشکی

تأیید خرید میمون از تانزانیا، برای مقاصد پزشکی

ایران با تأیید برخی گزارش‌ها مبنی بر خرید میمون از کشور تانزانیا، اعلام کرد که از این میمون‌ها برای استفاده از مقاصد «بی‌ضرر پزشکی» استفاده می‌کند

روزنامه تایمز لندن در شماره یکشنبه هفته گذشته خود اعلام کرده بود که صدها میمون در معرض انقراض آفریقایی برای انجام آزمایش‌های علمی به آزمایشگاه‌های «مخفی» ایران فرستاده می‌شوند

واحد مرکزی خبر وابسته به تلویزیون دولتی ایران، به نقل از عبدالرضا دلیمی رئیس مؤسسه سرم‌سازی رازی در واکنش به این گزارش‌ها اعلام کرد: «این میمون‌ها برای آزمایش بی‌ضرر بودن واکسن تولیدی فلج اطفال خریداری و استفاده می‌شود»

تایمز در نسخه آن‌لاین خود خبر داده بود که به واسطه تحقیقات مخفیانه‌ای پی برده است که این میمون‌های وحشی که انجام آزمایش‌ها بر روی آنها در بریتانیا ممنوع شده است در تعداد بسیار زیاد و به صورت نامحدود به سایر نقاط جهان فرستاده می‌شوند و تحت آزمایش‌هایی بسیار دردناک که نهایتاً به مرگ آنها منجر می‌شود قرار می‌گیرند

این در حالی است که آقای دلیمی می‌گوید: «مؤسسه سرم‌سازی رازی بر اساس این دستورالعمل‌های بین‌المللی که مورد تأیید کشورهای غربی است برای آزمایش بی‌ضرر بودن واکسن فلج اطفال اقدام کرده است»

ایران در دو سال گذشته در مجموع حدود ۱۴۰ میمون با «مجوز قانونی» از کشور تانزانیا خریداری کرده است

به گفته این مقام ایرانی، چهار شرکت تانزانیایی سالانه ۱۶ هزار میمون «وروت» را برای انجام آزمایش‌ها می‌فروشند که بیشتر آنها به سفارش کشورهای غربی و به ویژه آمریکا فروخته می‌شود

تایمز آن‌لاین همچنین اعلام کرده بود که بر اساس گزارش سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا، صنایع داروسازی ایران از مدت‌ها قبل به عنوان پوششی برای توسعه توان تسلیحات میکروبی و بیولوژیکی آن کشور مورد استفاده قرار می‌گیرند

آقای دلیمی با رد چنین اظهاراتی می‌گوید: «براساس دستورالعمل سازمان بهداشت جهانی و کتاب فارماکوپی یا اروپا ویژه سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۷ میلادی برای آزمایش واکسن فلج اطفال باید از میمون های وروت با وزن یک و نیم کیلوگرم تا دو و نیم کیلوگرم استفاده شود

برگرفته از : سایت خبری رادیو زمانه

ظلم و ستم به حيوانات اهلی در کشورهای خاور دور

ظلم و ستم به حيوانات اهلی در کشورهای خاور دور

گوشت گربه ، سگ ، خرگوش و اصولا" هر جنبنده ای غیر از انسان در بیشتر کشورهای خاور دور بعنوان غذا استفاده میشود

طرز رفتار با حیوانات بسیار بیرحمانه و غیر قابل تصور میباشد. گاهی حیوانات را زنده در آب جوش میاندازند، پوست بعضی را زنده میکنند و یا آنها را باچوب در گونی تا حد مرگ کتک میزنند چون معتقدند گوشتشان بعد از ترس و کتک خوردن و مردن بادرد و طولانی لذیزتر میشود

سالانه بیش از دو میلیون سگ و گربه در چین، کره و فیلیپین و تایلند کشته میشوند گوشتشان خورده میشود و پوست آنها به کشورهای آمریکا، فرانسه، آلمان، ایتالیا فرستاده میشود تا در صنایع مختلف از جمله اساب بازی ، دستکش و پالتو و غیره استفاده شود.

چگونه ممالک پیشرفته دنیا از شکنجه و قتل عام این حیوانات بخاطر سودجویی خود دلشان بدرد نمیاید؟! چگونه ممالک اروپائی و آمریکائی متمدن حاضر به خرید پوست سگ و گربه میشوند. یکی از معروفترین پوستها پوست سگ جرمن شپارد (شین لو) میباشد که بخاطر شباهت زیادی که به پوست روباه و راکون دارد در صنایع زیادی مورد استفاده قرار میگیرد.



در این عکس گربه ها و خرگوش ها در قفس های تنگ در بازار شهر
Guangzhou
واقع در جنوب شرقی چین بفروش میرسند

برگرفته از : وبلاگ گربه ایرانی


امیدوارم حامیان حیوانات در سراسر دنیا هر چه زودتر برای پایان دادن به یک چنین جنایاتی که هرلحظه در مورد حیوانات بی گناه اعمال می شود تصمیمی قاطع بگیرند

فيل ها احساساتي اند

فيل ها احساساتي اند

نتايج تحقيقات محققان كنيايي نشان مي‌دهد فيل‌ها مانند انسان‌ها داراي عواطفي هستند كه بر اساس آن به همنوعان مريض يا مرده خود توجه مي‌كنند . محققان مي گويند فيل‌ها در صورت زخمي يا مريض شدن يكي ازاعضاي گله خود براي بهبود حال جسمي آن تلا‌ش مي‌كنند. به گزارش هفته نامه اكونوميست چاپ لندن‌, فيل‌هاي گله پس از بيمار شدن و بر زمين افتادن يكي از اعضاي گله به دفعات به‌سمت آن رفته و تلا‌ش مي‌كنند به آن كمك كنند. نتايج اين تحقيق از آن رو جالب توجه است كه به گفته كارشناسان حيات وحش‌,اكثر حيوانات در برخورد با همنوعان بيمار و يا مرده خود بي‌تفاوت رفتار مي‌كنند
برگرفته از : خانواده سبز

اورانگوتان ، مادرخوانده بچه گربه یتیم

اورانگوتان ، مادرخوانده بچه گربه یتیم

توندایالو اورانگوتان ۴۵ساله در باغ وحش پاناماسیتی آمریكا، مادرخوانده گربه یكساله شد

وقتی توندایالو در باغ وحش پاناماسیتی جفت خود را به خاطر كهولت سن و بیماری از دست داد به حیوانی منزوی و افسرده تبدیل شد، بنابراین استفانی ویلارد ـ مدیر باغ وحش ـ تصمیم گرفت این حیوان را از پیله تنهایی خارج كند اما توندایالو به خاطر سن زیاد نتوانست جفت مناسبی بیابد. اورانگوتان افسرده همچنان غصه می خورد تا اینكه متوجه شد بچه گربه ای، هر روز پشت میله های قفس می نشیند و برایش میومیو سرمی دهد.استفانی با دیدن این صحنه احساس كرد بچه گربه، كلید خوشبختی توندایالو است.بنابراین بچه گربه ملوس را، تی كی نام نهاد و به قفس اورانگوتان بیوه برد.

تی كی كوچولو هرروز كنار اورانگوتان ۴۵ساله می نشیند و مادرخوانده آش را لیس
می زند و عاشقانه ابراز علاقه می كند.حالا توندایالو، غم از دست دادن شوهر را فراموش كرده و مشتریان باغ وحش پاناماسیتی برای دیدن زندگی شگفت انگیز این حیوان با بچه گربه، بی تابی می كنند

برگرفته از : روزنامه همشهری

ميمون ها ميتوانند احساس پشيماني كنند!

ميمون ها ميتوانند احساس پشيماني كنند!و


پژوهشگران دريافتند كه ميمون ها ميتوانند ترس خارج شدن از گروه، احساس پشيماني، احساس گناه و ابراز تاسف به خاطر موقعيت هاي از دست رفته را تجربه كنند
محققين، اين نوع واكنش ها را با انجام آزمايش هايي بر روي ميمون «ماكاكو» مشاهده كردند. اين اولين مطالعه اي است كه به روشي واضح نشان ميدهد ميمون ها مي توانند افكاري چون «كاش مي توانستم، كاش مي خواستم و بايد انجام مي دادم» را در ذهن خود پردازش كنند. ماكاكو ها در گروه هاي پر جمعيتي از 20 تا 180 ميمون زندگي مي كنند. روابط ميان ميمونهاي ماده با همديگر بسيار دوستانه است در حالي كه ميمون هاي نر اغلب رفتارهاي تهاجمي دارند. مراقبت از بچه ها و حفظ سرزمين محل سكونت به عهده نرهاست. اين حيوانات بسيار اجتماعي هستند و نسبت به قوانين اجتماعي بسيار پايبندند به طوري كه پشيماني و احساس تاسف در اين حيوانات از نقض اين قوانين نشات مي گيرد. براي انجام اين آزمايش، دانشمندان آمريكايي ميمون هايي را وارد يك بازي گروهي كردند
در اين بازي ميمون ها بايد از ميان هشت گزينه در دسترس، يكي را انتخاب مي كردند
چوب هاي حاضر در اين بازي، رنگ هاي مختلفي داشتند و رنگ سبز، بهترين جايزه را داشت كه آب ميوه شيرين بود. واكنش هاي حيوان در مدت بازي با يك اسكنر ثبت مي شد. در اين آزمايش مشخص شد در صورتي كه يك ميمون نمي توانست رنگ سبز را انتخاب كند به آن جايزه از دست رفته را نشان مي دادند. در اين هنگام ميموني كه بهترين جايزه را از دست داده بود انگشت هاي دست خود را مي خورد و نسبت به موقعيتي كه از دست داده بود احساس پشيماني مي كرد


برگرفته از : روزنامه رسالت

مرگ خاموش توله شیرها در آپارتمانهای تهران

مرگ خاموش توله شیرها در آپارتمان های تهران

ایران اکونومیست: بیشتر حیوانات وحشی مثل شیر که به طرق قاچاق خریداری و در منازل شخصی نگهداری می شوند، به طرز دردناکی بدون آنکه مسئولین سازمان محیط زیست متوجه شوند، می میرند.

یک دامپزشک در گفتگو با مهر با اعلام این مطلب گفت: به عنوان مثال در جشن کودک که سال گذشته در دارآباد تهران برگزار شد، سه توله شیر 7 ماهه که دلالان به مردم فروخته بودند به دلایل مختلف تلف شدند.
این در حالی است که به گفته دکتر علیرضا باقری بیشتر مراجعات به دامپزشکان برای درمان حیوانات از جنس بچه شیرها به خاطر بیماریهایی است که نهایتا منجر به مرگ آنها می شود.
در همین رابطه دامپزشک کلنیک دامپزشکی تهران، در گفتگو با مهر علایم بیماریهای ویروسی در حیوانات وحشی که به شکلهای مختلف در دست شهروندان عادی قرار می گیرد را مشهود دانست و گفت: در سال گذشته چندین مورد مراجعه به خاطر بیماریهای ویروسی خطرناک در چند توله شیر داشتیم که توسط شهروندان در آپارتمان و محیطهای غیر بهداشتی نگهداری می شدند.
دکتر احمدی ضمن تایید غیر مجاز بودن دسترسی و نگهداری حیواناتی از جنس شیر، با استناد به مشاهدات خود در کلنیک دامپزشکی تهران، قاچاقچیان را عامل ورود این گونه حیوانات از مرزهای شرقی کشور به خصوص هند و پاکستان و افغانستان به ایران دانست و تلف شدن اغلب این حیوانات را تایید کرد.
با این حال دکتر آل داود متخصص دامپزشکی تعداد حیوانات وحشی و زاد و ولد آنها در مراکز زیر زمینی و غیر مجازرا دلیل احتمالی فروش این حیوانات به شهروندان دانست و گفت: شهروندان بسیاری به ما مراجعه می کنند که خواهان استفاده از انواع واکسنها برای نگهداری از توله شیرهایی هستند که در منزل نگهداری می کنند.
آل داوود بزرگ کردن حیوانات وحشی در آپارتمان و منازل تهران را به دلیل خوی ذاتی آنان، غیر منطقی خواند و افزود: این حیوانات به شیوه های مختلف و به این خاطر که از محیط مناسبی برخور دار نیستند به زودی تلف می شوند. آن هم در شرایطی که وجود و حضور این گونه حیوانی خطرات بالقوه بسیاری برای کسانی دارند که از آنها نگهداری می کنند


برگرفته از : ایران اکونومیست

عرض پوزش !

با درود دوباره خدمت حامیان و دوستداران حیوانات و طبیعت

من بدلیل مشکلاتی که در این مدت داشتم و همینطور نبود اینترنت پرسرعت ، نتوانستم به روز شوم . خوشبختانه سرانجام اینترنت پرسرعت وصل شد و این امکان را به من داد که دوباره در وبلاگم فعالیت داشته باشم . بهرحال خوشحالم که دوباره می توانم بطور غیرمستقیم برای حمایت از طبیعت سهمی هر چند کوچک داشته باشم . با تشکر

Sunday, November 04, 2007

سگ در آغوش گربه

سگ در آغوش گربه
فيلادلفيا: چند روز پيش يك سگ در آمريكا يكي از توله هايش را طرد كرد و ديگر وي را به عنوان فرزندش نپذيرفت. اما جالب است بدانيد كه اين توله سگ طرد شده خانواده اي مهربان براي خود پيدا كرده است: خانواده اي متشکل از يك گربه و سه بچه گربه. گربه مادر از اين سگ حتي بهتر از بچه هاي خود مراقبت مي كنند و هر 4 حيوان زندگي مسالمت آميزي در كنار هم دارند

برگرفته از : سایت همشهری

سگ ها بازداشت می شوند !!!!!!؟؟

سگ ها بازداشت می شوند !!!!!!!!؟؟
امروز به موضوعات متفاوتی برای نوشتن در این وب لاگ فکر می کردم. مرگ پاواراتی خواننده اپرا ... خیلی ها راجع به او نوشتند حتی کسانی که صدایش را نشنیده بودند... کشف گروه نئو نازی در اسرائیل ... ترسیدم که مطلبم به جای ضد صهیونیست بودن برچسب ضد یهودی بودن بخورد... به موضوعات مختلف فکر می کردم که ایمیلی از دوستم گر فتم در مورد بازداشت سگ ها در تهران ...گویا دوست بیچاره من سگش را با خودروی شخصی برای عمل جراحی به کلینیک دامپزشکی می برد که در حال برگشت نیروی انتظامی حیوان نیمه بیهوش او را بازداشت می کند. در این ارتباط بی بی سی نوشته است : (طرح ارتقای امنیت اجتماعی این روزها وارد مرحله جدیدی شده است تا آنجا که اگر تا دیروز سایه این طرح بر سر زنان و مردان "بدحجاب" یا "اراذل و اوباش" بود، امروز حیوانات نیز مشمول این طرح شده اند، به طوری که در آن سوی شهر در خیابان پلیس بازداشتگاهی برای سگ‌ها در نظر گرفته شده است. کنون در راستای طرح امنیت اجتماعی، نوک پیکان مستقیم این حیوانات را نشانه گرفته است؛ طرحی که برخلاف طرح‌‌های همچون مبارزه با "بدحجابی" بدون اطلاع قبلی به مرحله اجرا گذاشته شد
به عنوان انسانی که حیوانات را دوست دارد و به سگ ها که وفادارترین حیوان به انسان است، احترام می گذارد. به عنوان ایرانی که دین را می شناسد ( در سوره کهف دوست و نگهبان اصحاب کهف معرفی می شود. در سوره مائده آیه چهارم خداوند می فرماید: يَسْأَلُونَكَ مَاذَا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَمَا عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوَارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللَّهُ فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ وَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهِ از تو می پرسند چه چیزی برای آنها حلال شده...به آنها بگو: چیزهای پاکیزه برای شما حلال شده، و آنچه بوسیله جانوران شکاری (سگ، پرنده،...) شکار می کنید، (بوسیله) سگ هائی که آنچه خدا به شما آموزش داده به آنها آموزش می دهید. آنچه برای شما می گیرند و می آورند بخورید و نام خدا نیز بر آن ببرید. همچنین احادیث بسیاری درباره حقوق حیوانات خصوصا سگ ها وجود دارد. در نهج البلاغه حضرت امیر در شباهت مومن و سگ روایتی دارد که خواندنی است. در شرح لمعه سگ های مزرعه و نگهبان و خانه از دایره نجاست خارج شده اند) به عنوان کسی که قانون را می شناسد ( قانون مدنی حق مالکیت حیوانات خانگی از جمله سگ ها را پذیرفته است مگر اينکه باعث آزار همسايه شود) باید بگویم آزار حیوانات از جمله جدا کردن آنها از صاحبانشان خلاف انسانیت، خلاف طبیعت و خلاف دین است. این یک اصل است که در چهارچوب هر منفغت عقلایی و دینی می گنجد چر ا که با حیوانی که خداوند فقط برای دوستی با انسان و پاسداری از وی آفریده است باید مهربان بود مگر در موارد بیماری های خطرناک که چاره ای جز مقابله با حیوان وجود ندارد.در پاسخ آنهایی هم که ادعا دارند نگهداری سگ یک فرهنگ غربی است و باید با آن مقابله کرد باید بگویم که اگر کمی تاربخ بخوانند در می یابند که نگهداری حیوانات خانگی خصوصا سگ ها یکی از خصلت های مشهور ایرانیان بوده است. ایرانیان باستان به سگ دوستی شهرت داشته اند ( آن چنان که عرب عجم را برای این خصلت نجس می شمارد)زرتشتیان احترام خاصی نسبت به حیوانات از جمله سگ ها داشتند و جشن بهمنگان را به عنوان روزی برای حمایت از حیوانات نام گذاری کردند. به روایت تاریخ زمانی که اعراب به ایران حمله کردند یکی از تند روی هایی که برخی از سربازان مسلمان ضد عجم داشتند آزار به سگان زرتشتیان بود. آزار دادن سگ ها شکنجه ای بود که به شدت زرتشتیان را آزار می داد . انجمن حمایت از حیوانات به نقل از پیام احتسابیان می نویسد: ( بد رفتاری با سگ نشان ظاهری برجسته ی نوکیشی راستین بود و میزان آزاری که از آن پس مسلمانان و در طول قرن ها بر این جانور وارد کردند، نمونه ی غم انگیزی از بی مهری است که رقابت دینی می تواند ایجاد نماید)بنابراین فرهنگ ازار دادن سگ ها از دین نمی آید بلکه ناشی از فرهنگ عرب جاهل ضد عجم است که حتی دین هم نمی تواند کینه تاریخی اش را به مهربانی مبدل کند. حالا در قرنی که دوستی با حیوانات به سرعت جهانی می شود، درقرنی که مردم از کشورهای مختلف برای پایان دادن به آزارهای بی اساس انسان به حیوان با هم بسیج می شوند( کشتن فیل ها برای عاج ، خوردن زنده مغز میمون ها برای تحریک قوه جنسی، مبارزه برای حفظ نسل حیوانات ، شکنجه گاو ها در اسپانیا برای تفریح ، خوردن گوشت سگ و گربه در برخی از کشورهای آسیای جنوب شرقی)، در قرنی که تعداد گیاه خواران به شدت افزایش می یاید ( برای اینکه هیچ حیوانی برای تامین غذای انسانی کشته نشود) سگ های خانگی که نه بیمار هستند و نه تهدید و آزاری از آنها سر زده است، در کشوری که تمدن چند هزار ساله دارد بازداشت می شوند و احتمالا یک جوری هم نسلشان کنده می شود
برگرفته از وبلاگ : سحر مرانلو

Friday, November 02, 2007

Kill it & Grill it

Kill it & Grill it
چندروز پیش نمی‌دانم در کدام کانال تلوزیون درباره شکار برنامه‌ای دیدم. تانزانیا یکی از کشورهای مورد علاقه دوستداران شکار است. در مزرعه بزرگی حیواناتی از قبیل پلنگ، یوزپلنگ و ببر را برای شکار پرورش می‌دهند و شکارچیان اروپایی در ازای ٢٠٠٠ یورو برای ببر، ١٨٠٠ یورو برای پلنگ و ١٥٠٠ یورو برای یوزپلنگ، این حیوانات را از فاصله مطمئن با تفنگ دوربین‌دار و از پشت میله‌ها به خاک و خون می‌کشند، در کنار آن‌ها عکس می‌گیرند، یک تکه از دم، گوش یا دندان آن‌ها را به عنوان یادگاری از جسد آنان جدا می‌کنند و به کشور خود باز می‌گردند
در همین برنامه از کتابی هم صحبت شد به نام «بکشش و کبابش کن». آن‌طور که از عنوان این کتاب برمی‌آید، نویسنده‌ آن می‌تواند آمریکایی باشد. و البته آمریکایی‌ست، و این‌که کتابش در عرض مدت کوتاهی به کتاب مقدس شکارچیان کباب‌پرست جهان تبدیل شده است، نشان‌دهنده وجود خلق‌وخوی آمریکایی در سراسر دنیاست. کاش یک مترجم متعهد ایرانی این کتاب را برای کباب‌پرستان خونریز ایرانی ترجمه می‌کرد!
‌نزد کسانی که به شرع دینی پایبند هستند، شکار حیوانات حرام‌گوشت، الا برای دفاع از خویشتن ممنوع است. همین‌طور شکار حیوانات حلال‌گوشت تنها به شرطی مجاز است که ممر معاش شکارچی باشد و در غیر این صورت گناه محسوب می‌شود. به نظر من شکار به عنوان تفریح اوج شقاوت است و تفریح به قیمت خون حیوانات یکی از سخیف‌ترین رفتارهایی است که می‌تواند از انسان سربزند.
من خودم این شقاوت را تجربه کرده‌ام. وقتی که بچه‌های دبستانی بودیم با تفنگ بادی گنجشک‌ها را می‌زدیم و وقتی که از شاخه درخت پرپرزنان به زیر می‌افتادند، کله آن‌ها را می‌کندیم. هنوز لرزش مرگ آن‌ها را در دست‌هایم حس می‌کنم. خاطرم هست، اوایل و اواسط فصل بهار برای شکار گنجشک وقت مناسبی بود. اوایل بهار گنجشک‌ها از عطر گیاهان سرمست هستند و بین گنجشک‌های نر جنگ و دعوا بر سر به‌دست آوردن ماده‌ها شدید است و به این خاطر حواس آن‌ها از آن‌چه که در اطرافشان می‌گذرد پرت است و به اندازه کافی محتاط نیستند. در اواسط بهار چون مستی حاصل از عطر ریاحین از سر آن‌ها می‌پرید و جذابیت ماده‌ها از میان می‌رفت، شکار آن‌ها سخت می‌شد. اما در همین مواقع بود که نوبت شکار بچه‌گنجشک‌هایی می‌رسید که تازه پرنده شده بودند و از لانه بیرون آمده بودند و به خاطر کم‌تجربگی مانند پدرمادرهایشان نمی‌دانستند باید با دیدن بچه‌هایی که دولادولا خودشان را پای درخت می‌رسانند، بلافاصله فرار کنند. شقاوت غریزی انسان اولیه بر روح ما حاکم بود. از سقوط پرنده ظریفی که از سر شاخه‌ای به سر شاخه دیگر می‌پرد لذت می‌بردیم. وقتی که تیر به آن‌ها اصابت می‌کرد، ناگهان بال‌هایشان شل و آویزان می‌شد و مانند تکه‌ای سنگ از درخت به زیر می‌افتادند. چه صحنه زشت و نفرت‌آوری. چطور می‌توانستیم از چنین صحنه‌ای شاد شویم. من به این مسئله خیلی فکر کرده‌ام، اما هنوز دلیل این شقاوت بزرگ برایم کاملا روشن نیست. آیا تلافی فشارهای خانواده و مدرسه را سر گنجشک‌ها درمی‌آوردیم؟ آیا چشیدن احساس «موفقیت» این قدر ما را کور و بی‌رحم می‌کرد؟ آیا قساوتی که در حق این موجودات به خرج می‌دادیم به ما که ضعیف بودیم احساس قدرت می‌داد؟ نمی‌دانم. هرچه بود، با این‌که معمولا آن‌ها را کباب کرده و می‌خوریم، انگیزه کشتن آن‌ها گرسنگی ما نبود.
فکر می‌کنم، شقاوت نسبت به حیوانات به این خاطر نزد ادیان مختلف نکوهیده است که در روح انسان انقباض ایجاد می‌کند. امروز که سال‌ها از آن دوران گذشته است و برای من ناپسندی رفتار آن جوانک ده‌دوازده ساله که من بودم، آشکار است، هنوز هرگاه یاد آن دوران می‌افتم، این انقباض کهنه را در روح خود حس می‌کنم.
*
شکار بدوی‌ترین نوع ارتباط انسان با طبیعت است. این ارتباط در تاریخ تکامل بشریت از چنان اهمیتی برخوردار بوده است که با وجود گذشت هزاره‌ها هنوز هم به صورت غریزه نزد انسان‌ها اعم از شکارچی یا غیرشکارچی یافت می‌شود. حیوانات در نگاه انسان اولیه بیش از همه وسیله‌ای برای ارضای نیاز او به طعام و تغذیه بوده‌اند. روندی که در طی آن مثلا یک «کبک» از طعام بلقوه به موجود زیبایی تبدیل شده است که خرامیدنش چشم را می‌نوازد، به موازات و همزمان با روندی بوده است که در طی آن قابلیت‌ها و توانایی‌های انسان برای تولید و توزیع مواد غذایی افزایش یافته است. این‌که امروزه طبایع نازک می‌توانند بدون توجه به گوشت لذیذ بره‌آهو از زیبایی آن لذت ببرند، به این دلیل است که تغذیه و بقا آنان پیش از این‌که به وجود یا عدم وجود حیوان مذکور وابسته باشد، به سوپرمارکت یا قصابی سرکوچه آن‌ها وابسته است!
اما حیوانات برای انسان‌ اولیه صرفا منبع تغذیه نبوده‌اند، بلکه به عنوان نوعی کانون خطر، مستمرا جان او را نیز تهدید می‌کرده‌اند و غلبه بر آنان نوعی نمایش دلاوری و شجاعت بوده است. ابزار و وسایل شکار همیشه ابزار و وسایل جنگ بوده‌اند و رؤسای قبایل اولیه اغلب مردان شجاع، و شکارگران نیرومندی بوده‌اند که وجودشان ضامن امنیت اعضای قبیله بوده است، چنان‌چه ایجاد امنیت و رفع یا پیشگیری خطر، هنوز هم از توقعات ما از حاکمان است.
در افسانه‌ها و روایات قدیمی (و هم‌چنین در قبایل امروزه) نیز فایق‌آیی به حیوانات قدرتمند و درنده نشان دلاوری و شجاعت بوده است. اولین اقدام پهلوانانه رستم کشتن «فیل سفید» است و بهرام گور نبود که تاج پادشاهی را پس از کوبیدن سر دو شیر درنده به ضرب گرز تصاحب کرد؟
اما امروز که نه بقا انسان به وجود حیوانات به عنوان منبع تغذیه وابسته است و نه زندگی آن‌ها از سوی حیوانات درنده مورد خطری جدی قرار دارد، در افکار عمومی، مردان تفنگ‌به‌دستی که حیوانات را به خاک و خون می‌کشند و دیدن بره‌آهو، کبک یا قرقاول به جای تلطیف احساسات و بیداری حس زیبایی‌دوستی آن‌ها، حس کباب‌پرستی آنان را تحریک کرده و باعث ترشح آب دهان آن‌ها می‌گردد، موجوداتی بی‌رحم، زشت‌کار و قسی‌القلب تلقی می‌شوند.
*
چندوقت در یکی از جیب‌های چمدانی که با آن به ایران رفته بودم، مجله‌ای پیدا کردم به نام «موسیقی قرن ٢١». یادداشت‌هایی هم در ارتباط با مطالب آن نوشتم. فیلمی که چند شب پیش درباره شکارچیان دیدم مرا دوباره به این مجله رجوع داد. باید با کمال تأسف اعتراف کنم که این مجله پوچ و بی‌ارزش به طور ناجوانمردانه‌ای از ذهن من افسون‌زدایی کرد. نمی‌دانم باید خوشحال باشم که آن را خریدم یا ناراحت. همان‌طور که در یادداشت‌های دیگر گفتم، تمام مطالب این شماره از مجله در ارتباط با شجریان است. وقتی که فیلم را دیدم یاد عکسی از شجریان افتادم که دستش را دراز کرده بود و آهویی داشت از دست او علف می‌خورد. او در مصاحبه با ابراهامیان می‌گوید: «... بله من به همه‌ آن چیزهایی که شما اشاره کردید عشق می‌ورزم. به طبیعت، کشت وکار و گل، پرنده‌ها که واقعا ارتباط با آن‌ها در من نوعی روحانیت ایجاد می‌کند




اما مجله «موسیقی قرن ٢١» در همین صفحه دو عکس‌ دیگر هم از شجریان با یکی از دوستانش در کنار حیوانات چاپ کرده است. یک‌بار (در اسفراين) کنارهم کنار لاشه قوچی نشسته‌اند و شاخ حیوان را طوری گرفته است که سر حیوان راست باشد. و این عکس دوم است (درخراسان)، که در آن فرد ایستاده شجریان است و کسی که شاخ حیوان را گرفته است، دوست اوست


در اسفراین و خراسان آن‌ها را با تیر می‌زند و در واشنگتون علف جلوی پوزه آن‌ها می‌گیرد. خوش به حال حيوانات واشنگتون! (البته اگر گير بکشش و کبابش کن نيافتند).
شاید برای بعضی‌ها این مسئله بی‌اهمیت باشد. اما مجله «موسیقی قرن٢١» مرا اندوهگین کرد. تعجب می‌کنم، از این‌که می‌بینم، هنوز برای چیزهایی که در آن‌ها پاکی، زیبایی، راستی، سلامت و جاذبه و ... یک‌جا جمع شده باشد، دل‌تنگم. به نظر می‌رسد، اهل شرقم و به این‌که عمرم را درپی گمان تلف کنم و «ارتجاعی» باشم، محکوم.
‌ *
ـ می‌دانید که شجریان عاشق طبیعت است! ذ
ـ آه ... خداکند عشق شجریان شامل حال من نشود!ذ
برگرفته از وبلاگ : چهاردیواری

Monday, October 29, 2007

آیا قورباغه‌های درختی – افسرده می‌شوند!؟

ایسکانیوز ـ محققان با مطالعه بر روی قورباغه‌های درختی به این باور عجیب ولی واقعی دست یافتند که این حیوانات همانند انسان‌ها افسرده می‌شوند
به گزارش سرویس علمی پژوهشی ایسکانیوز ، به نقل از نشریه (زو لاگی) ، قورباغه‌های درختی درصورت ناراحتی و افسرده بودن، نوعی ماده مومی شکل از خود ترشح می‌کنند که تمام سطح بدن را می‌پوشاند
این روش در طول زمان کم‌آبی و یاکم‌شدن آب بدن قورباغه، به وی کمک می‌کند تا رطوبت بدن خود را در حد معمول حفظ کند. علاوه براین ، براساس آزمایشات مختلفی که بر روی اینگونه دوزیست صورت گرفته ، نمایانگر این مطلب است که در صورت ادامه اینگونه اضطراب‌ها و افسردگی‌ها، متابولیسم بدن قورباغه در طولانی مدت به هم خورده و نسل این جانور، با انقراض روبرو می‌شود

وقتی زنبورها مينيابي مي‌كنند

هموطن: شركتي درانگليس با استفاده از حس شامه قوي زنبورها,انها را براي كشف موادمنفجره تربيت مي كند.دانشمندان در شركت اينسنتينل در انگليس براي كمك به مبارزه با تروريسم دست به تربيت زنبورها براي كشف مواد منفجره زده‌اند.اين دانشمندان ميگويند زنبورها در مدت حدود 15 دقيقه‌, رديابي بوي مواد منفجره را فرا ميگيرند كه بسيار سريعتر وارزانتر از تربيت سگ ها به همين منظور است.محققين شركت اينسنتينل كه با استفاده از رايانه و دوربينهاي مخصوص واكنش زنبورهاي تربيت شده را به موادمنفجره تعقيب ميكنند اين ادعا را كه زنبورها ممكن است با مخفي كردن مواد منفجره ميان عسل‌, فريب بخورند, رد كردند

تربیت سگ

آموزش ادرار کردن به سگ
اينجا مي خواهم براي اولين نكته يكي از دوستان كه روش دستشويي كردم در روز نامه رو به سگش آموزش داده رو منتقل كنم تجربه آموزش اولیه سگ در 2 ماه از اوایل بهمن ماه یک سگ تریر 1 ماهه خریدم و این درحالی بود که این اولین باری بود که می خواستم یک سگ تربیت کنم و هیچ تجربه ای نداشتم .وقتی سگ رو به منزل آوردم اونرو روی زمین توی اتاقم گذاشتم و بدون هیچ درنگی کاری کرد که همون همه رویاهای من رو از نگهداری سگ به یک دردسر تبدیل کرد ، بله درست وسط اتاقم دستشوئی کرد !شنیده بودم باید سگ رو دعوا کنم و اونرو به زور به جایی ببرم که این کار رو کرده و پوزه حیوان رو به منطقه مورد نظر نزدیک کنم اما بعد چند روز دیدم کاملا حیوان رو دارم عصبی و لجبازتر می کنم .قطره های ادرار و روشهای سنتی هم بی فایده بود ، سگ من شبها توی اتاقم می خوابید و انقدر وابسته شده بود که حتی وقتی به حمام یا دستشویی می رفتم پشت در انقدر سر و صدا می کرد که اشکم رو در می اورد و از طرفی مجبور شده بودم کل فرشها و زیراندازها رو جمع کنم تا اینکه با گروه پرشین پت آشنا شدم و راهنمایی های شركت باعث شد که الان بعد تقریبا 70روز سگی داشته باشم مهربان ،حرف گوش کن ، سرتال و قابل کنترل !تجربه زیر چکیده ای از دستورالعملها و آموزشهای شركت که من انجام دادم و نتیجه معجزه آسا گرفتم اونهم در کمترین زمان .اولین کاری که کردم متوطه ای تقریبا به مساتت 2 متر مربع در کنج دیوار براش ساختم ، گوشه ای از متوطه با زیرانداز جای خواب براش ساختم و بقیه متوطه کاملا روزنامه قرار دادم .طوله کوچولو وقتی در این تریم قرار میگیره عین اسب رام نشده سرکش و بهونه گیره و کلی سر و صدا می کنه ، اما باید این سر و صداها رو تتمل کرد و بهشون بی توجه بود تا نتیجه گرفت و سگ رو مثل اسب رام شده ، متین و ترف گوش کن بار اورد .ازجاییکه ابتدا متوطه در اتاق خودم بود سگ با دیدن من خیلی بیقراری می کرد اما بزودی متوطه رو به سالن خونه منتقل کردم تا اطراف سگ بدور از رفت و آمد و سر و صدا باشه .سر و صدای سگ خصوصا شبها دیونم می کرد ولی با اطمینان به من میگفتن تتمل کن و بی توجه باش چراکه کافی بود یک بار سگ رو از متوطه خارج می کردم تا دفعات بعدی هم بدونه با اینکار میتونه بیرون بیاد .خیلی وقتها وقتی برام مهمون می اومد با رفتن مهمانها باز تا صبت ناله می کرد ، علتش واضت بود ، اون نباید تا مدتی در کنارش ، شاهد رفت و آمد و شلوغی می بود با رعایت کردن این مورد رفته رفته صداهای اون کمتر شد اما از جاییکه سگ به طور غریزی از مادرش یاد گرفته جای خوابش رو خیس نکنه ، انگاری کل متوطه رو جای خواب می دونست و بهیچ عنوان تاضر نبود روی روزنامه ها مدفوع کنه .تتی وقتی با دیدن ترکات چرخشی تول یک متور از اون ، می فهمیدم که مدفوع داره و اونو به جای مورد نظر می بردم تاضر نبود کارش رو اونجا انجام بده و من انقدر تتمل کردم تا سرانجام برای اولین بار راخل متوطه ، مدفوع کرد . این باعث شد تا انگاری نیمی از راه رو رفته باشم چون بعد چند روز دیگه صدا نمی کرد .اما باید مواظب زمانهایی که تیوون رو برای بازی به بیرون متوطه می اوردم ، میبودم چون گاهی در اثر عدم کنترل ، تین بازی ، ایست می کرد و همونجایی که بود ادرار میکرد ، این کار سگ به چند دلیل بد بود ، اولیش ایجاد دردسر برای شستن منطقه مورد نظر ، دومیش باید بوی ادارار از اونجا کاملا متو بشه چون بعدا سگ با بو کسیدم ، ممکنه بره همونجا ادرار کنه که البته این کار با استفاده از سرکه انجام میشد و سوم اینکه سگ برای ادرار کردن ، مقید و شرطی بار نمی اومد ، پس سعی می کردم اونرو زمانی برای باز از متوطه خارج کنم که دستشوئیش رو کرده باشه .یادمه گاهی تیوون بد من رو عصبی می کرد و تتی یکی دوباری اونرو به شدت تنبیه بدنی کردم و تاصلش جز دپرس شدن تیوان و عذاب وجدان برای من چیزی نبود . کم کم با آرام تر شدن تیوان روزنامه ها رو کم کردم . شاید 10 روز طول کشید تا در متوطه فقط یک روزنامه باقی موند .بعد این زمان فقط چند باری به اشتباه سگ در قسمت ممنوعه ادرار کرد و البته چون ، تین مدفوع کردن ترکات چرخشی داره گاهی قسمتی از مدفوع در کنار روزنامه ، دفع میشد که این از طرف سگ اجتناب ناپزیر بود اما در این زمانها دادن تذکر به سگ و صبر پیشه کردن کفایت می کنه .برای اینکه به سگ بفهمونم همه اینه که جاییکه روزنامه هست باید دستشویی کنه نه اینکه صرفا در اون نقطه ای که تا تالا روزنامه بوده ، بعد مدتی جای روزنامه رو داخل متوطه عوض می کردم و اکثرا سگ می رفت همونجا کارش رو می کرد .خوبیه این قضیه اینه که اینجوری سگ با روزنامه آشنا میشه و اگه روزی به جایی بردیمش که متیط براش تازگی داشت اما با قرار دادن روزنامه در متل مورد نظر اون خواهد دانست که جای دستشویی کردن کجاست .گاهی برای زمان کوتاه سگ رو خارج متوطه به قلاده و بند مخصوص می بستم و در کنارش روزنامه هم می گذاشتم و اگر روی روزنامه کارش رو می کرد تشویقش می کردم ، از جاییکه سگها بسیار عاطفی و تساس و باهوش هستند با تشویق شاهد موفقیت سریع در یادگیری تیوان بودم . اما زمان بستن تیوان نباید طولانی می شد چون اونرو عصبی می کرد .لازمه بگم برای برس کشیدن موهای سگ و با تمیز کردن چشمهاش چون هرگز روی زمین آروم نمی استاد با اونرو روی سکوی بلند در تد 1 متر یا مثلا صندلی اوپن آشپزخانه می گذاشتم و در این تالت چون سگ ترس از ارتفاع داره تکون نمی خورد و اجازه میداد تا کارم رو انجام بدم .یک مورد مهم دیگه بکار گیری کلمه " نه " بود که چون زود اونرو یاد میگیره کارایی بسیاری در کنترل سگ داره و میشه کلی توی تربیت ازش بهره برد .انتخاب اسم سگ هم نباید خیلی طول می کشید چون بازم سگ قابل کنرل نبود ، گای فقط با تغییر تن صدا در تین صدا کردن سگ منظورم رو از انجام ندادن کاری خاص بهش می فهموندم .شبهای اول برای اینکه سگ در نیمه های شب صدا نکنه بهترین روش این بود که غذای کافی در ساعات پایانی شب مثل 11 تا 12 بهش می دادم اما بهر تال غذا دادن رو همواره در ساعات ثابتی مثل 7 ؛ 15 و 23 انجان دادم و از دادن چیزهای متفرقه در بین ساعات پرهز کردم البته بعد از واکسینایون اول به پیشنهاد دکتر دامپزشک از میوه آنهم بین وعده ها استفاده کردم .آب رو فقط روزی 2 بار به تیوون دادم تا شب کمتر نیاز به دفع ادرار داشته باشه و بشه درروند آموزش دفع ادرار پیشرفت تاصل بشه .یاده بعد یک ماه با اینکه هم سیر بود و هم دستشویی نداشت باز سر و صدا می کرد و باز به راهنمایی شركت متل خوابش رو مسقف کردم ، انکار بسیار ساده بود با یک 4 پایه و یک پتو و چون سگها جاهای تاریک و دنج رو دوست دارندر زیر چنین جایگاهی اتساس آرامش می کنن و سر و صدای تیوون اینجا هم قطع شد .بعد از 50 روز سگ به دستشویی کردن روی روزنامه کاملا آشنا شده بود ، سر و صدای شبانه نداشت و اذیت کردنهاش خیلی کم شده بود اما باز گاهی روی فرش در تین بازی ، از دستش در میرفت و ادرار می کرد ، باز هم به توصيه شركت از این روش استفاده کردم :داخل تمام یا توالت یا جاییکه متل مورد نظر برای دستشویی کردن دائمی سگ خواهد بودروزنامه می گذاشتم و قبل از خروج حیوان از محوطه برای بازی اونرو به متل مورد نظر می بردم و بالا سرش وای میستادم تا ادرار کنه ، و گاهی در رو جفت می کردم تا بدونه باید این کار رو انجام بده . اوایل کمی قر میزد اما بعد 3 یا 4 روز دیگه بدون مقاومتی این کار رو میکرد و تشویق می شد .گاهی هم که تتی با بستن در ، کارش رو نمی کرد اونرو بر می گردوندم سرجاش تا بدونه اگه ادارار نکنه از بازی خبری نیست .بعد تقریبا 60 روز که در واقع تیوان 3 ماه بود در تین بازی در تمام را باز می گذاشتم و در نزدیکی تمام با سگ بازی می کردم و به متض اتساس که سگ ادرار داره اونرو خیلی آرام به تمام راهنمایی می کردم .فکر می کنم به فاصله 5 روز از این قضیه بود که دیدم سگ بدون تذکر و راهنمایی من به تمام میره و روی روزنامه کارش رو انجام میده و میاد بیرون .و بعد 70 روز از نگهداری سگم که الان 3 ماه و نیم داره درب متوطه رو برداشتم اما اون به جز برای بازی و دستشویی کردن اجازه خروج از متوطه رو نداره .و الان بسیار راتت اتوماتیک میره به تمام کارش رو میکنه و بر میگرده به متل متوطه اش .مرحله بعدی که فکر میکنم چند هفته بعد باشه هم برداشتن کل قفسه هاست اما به شرطیکه سرپناهی گرم و نرم در همون متوطه یا جای خواب سابقش وجود داشنه باشه تا سک همیشه قابل کنترل باشه .سگی که جای خواب و زندگی مخصوصی داره همیشه مستقل و قابل کنترل خواهد بود .از ابتدا اجازه ندادن تا سگ به اتاق خواب یا تخت من بیاد چراکه در سگ در آموزش مقید بودن به متوطه اش ، سردرگم و مردد میشه .از ورود سگ به آشپز خونه باید جلوگیری می کردم و این فقط با گفتن " نه " و اشاره با دست به سمت متوطه سگ عملی میشد .چون سگ در ماههای اول دندان در میاره زیاد گاز میگیره و روش من این بود که اگر در زمانهای غیر بازی گازم می گرفت پوزه حیوان رو میگرفتم و فک بالا و پایینی رو ، نه خیلی محکم فشار می دادم تا بدونه نتیجه گاز گرفتن چیه .یادم نره بگم روزنامه ها باید بدون لبه می بودند و ترجیحا باید از 2 طرف ثابت می شدند چون در غیر اینصورت گاهی در غیبت من سگ روزنامه رو مثل گوشت چرخ کرده ، ریز ریز میکرد
موفق باشید - فرزاد بامداد
برگرفته از سایت : پرشیا دام بین الملل

خرس و آدمها

حادثه ای که متاسفانه نه یک بار بلکه بارها و بارها در کشور ما اتفاق افتاده و می افتد واقعا آیا این حیوانات زیبا آفریده های خداوند نیستند پس چطور هموطنان ما براحتی مخصوصا در فصل سرما بیرحمانه این حیوانات بی دفاع را نابود می کنند بعد تازه با پرورویی می گویند ما یک انسان متدین و خداپرستیم . واقعا چقدر بی حیا و نمک نشناس هستید
متن زیر از یک وبلاگ برداشت شده است
----------------------------------------------------------------------------------------------
خرس و آدمها
پریشب گزارشگر اخبار با هیجان از کشتن خرسی بی دفاع چنان می گفت که گوئی بیجه را دوباره گرفته اند و اعدام کرده اند. نه آدم رمانتیکی هستم و نه عضو انجمن دفاع از حیوانات. اما معتقدم آنچان که ما انسان ها حق زندگی در کره خاکی و عالم خلقت داریم سایر موجودات هم چنین حقی را-اگر نه بیشتر از ما-دارند. موجوداتی که نه چون انسان به تخریب محیط زندگی خود می پردازند و نه باز هم چون انسان وحشیانه همنوعان خود را قتل عام می کنند. مخالف شکار هستم چون موجودات زنده همانند ما حق زیستن دارند و ما هم اگر حیوان باشیم(که در تعریف منطقی انسان اورا حیوان ناطق خوانده اند و جنس انسان همان حیوانیت اوست و فصل و ممیز او ناطقیت او می گردد و اگر نباشد این قوه نطق[تفکر] همان حیوان و بلکه از او پست تر است.) تنها برای رفع نیاز های اولیه خود مانند پوشاک و خوراک و مسکن حق برداشت از منابع طبیعت را داریم. شکار هم نه برای رفع نیاز(آنگونه که در گذشته بوده است) که برای تفریح و خوش گذرانی و مسابقه است و در این میان جان حیوانات بی دفاع در برابر سلاح آتشین است و جنون انسان متمدن! کهپیروز همیشه مشخص است. چند روز پیش خبر صدور مجوز شکار پلنگ ایرانی را در روزنامه شرق خواندم. بعد هم که کشتن سنگدلانه آن خرس بی دفاع. از قبل هم که جسته گریخته از صدور مجوز شکار های بی رویه برای ثروتمندان حوزه خلیج همیشه فارس شنیده و خوانده بودم. تخریب جنگل ها و مراتع و باغ های شهری هم که جای خود دارد. تولید بی رویه ی خودرو و آلوده کردن محیط زیست با خودرو ها فرسوده و حجم بالای استفاده از سوخت های فسیلی که به آلودگی مضاعف هوا انجامیده همه و همه نشان از بی توجهی ما انسان ها به محیط زندگی خود داریم. دست بردن های انسان در ژنتیک و فیزیک انسانی و حیوانی و گیاهی هم که با افتخار از آن یاد می شود جای خود دارد.
چند ماه پیش که بحث آنفلوآنزای فوق حاد خیلی داغ بود[و مثل همه چیز به فراموشی سپرده شد] با خودم فکر می کردم که شاید این همه بیماری جدید که انتقال آنها از طریق حیوانات صورت می گیرد مثل سارس و آنفلو آنزای فوق حاد و طاعون و تیفوس و... نوعی انتقام آنها از ما انسان ها باشد که چنین ظالمانه برای آنها تصمیم می گیریم که چگونه جهانی را که متعلق به تمام ساکنان آنست را به تسخیر خود درآوریم
(راستی می دانستید آنفلو آنزا یعنی خشم خدایان؟)
من نمی گویم که در مورد خرس سهل انگاری می شد و اجازه داده می شد فاجعه ای به بار بیاید و انسان قربانی خرس شود اما معتقدم می شد با استفاده از روش های غیر کشنده حیوان را اسیر کرد و به جای دیگری منتقل کرد نه اینکه جلوی دوربینهای خبری با افتخار با گلوله ی کشنده خرس بی دفاع را هدف گرفت قهرمانانه!! شلیک کرد
برگرفته از : وبلاگ هه تاو

ده هفته زندگي با مارمولك

ده هفته زندگي با مارمولك
يك مرد ۳۵ ساله در استراليا كه به مدت ۱۰ هفته در يك مكان دورافتاده راه خود را گم كرده بود جان سالم به در برد.به نوشته همشهري اين مرد براي اين كه از گرسنگي تلف نشود از قورباغه، مارمولك و حتي زالوهاي خام تغذيه مي كرد. سرانجام پس از ۱۰ هفته گروهي از دامپروران او را از خطر مرگ نجات دادند
برگرفته از : سایت خانواده سبز

Wednesday, September 19, 2007

به جرم سگ بودن؛ گزارشی از بازداشتگاهی جدید در تهران

به جرم سگ بودن؛ گزارشی از بازداشتگاهی جدید در تهران

سگی سفيد و کوچک، در ميانه انبوهی زباله، تنها، سرش را پايين اندخته و ناکجايی را گوشه مکانی غريبه، تماشا می کند. موهای آشفته اش چشمانش را پوشانده و بر روی روزنامه پاره هايی ايستاده که شاید بر روی يکی از آنها نوشته شده: طرح امنيت اخلاقی آغاز شد
اين تصويری از بازداشتگاهی منحصر به فرد است که اخيرا در ايران کارش را آغاز کرده است: بازداشتگاه سگ های خانگی!؟
تصوير اخير که از سوی مدافعان حقوق حيوانات منتشر شده، در رسانه های داخل ايران جايی برای انتشار پيدا نکرده است، اما گويای گزارشی است که «عاشقان سگ» را به شدت، خشمگين ساخته است
نيروی انتظامی در اقدامی کم سابقه برای برخورد با نگهداری سگ توسط شهروندان، در پايتخت، بازداشتگاهی برای سگ ها در نظر گرفته و سگ های اهلی را بازداشت می کند. این اقدام در چارچوب عملیات پلیسی «امنیت اخلاقی» جامعه انجام می شود
مخالفت نیروی انتظامی با نگهداری سگ، همراستا با افزايش علاقه ايرانيان در سال های اخير به اين حيوان اهلی، رشد داشته تا آنجا که در اين سال ها، هرگاه صحبت از عملياتی تازه برای محدودتر کردن آزادی های اجتماعی بوده، نيروی انتظامی در بندی از بيانيه های خود، «همراه داشتن سگ» را نيز برای شهروندان، ممنوع می کرده است
اما برخورد تازه ماموران نيروی انتظامی با کسانی که سگ، «دوست، همدم و همراهشان» است، نشان می دهد که ابعاد تلاش برای جلوگيری از رابطه ايرانيان با سگ، شکلی کم سابقه به خود گرفته است
به گفته دکتر جاويد آل داود، رييس انجمن حمايت از حيوانات ايران و از پيشگامان دفاع از حقوق حيوانات، در ايران هيچ قانونی برای ممنوعيت «حمل و نقل سگ یا نگهداری از سگ» وجود ندارد و به همين دليل، در اين سال ها، «عموما کسانی که سگی همراهشان بوده، با برخوردهايی مانند توقيف موقت خودرو يا جريمه» رو به رو بوده اند
اين مدافع حقوق حيوانات به راديو فردا می گويد که از نزديک به ۲۰ روز پيش، با دستوری که «از نظر برخی مسئولين نيروی انتظامی نيز عجيب است»، در صورتی که شهروندی با سگش ديده شود، سگ بازداشت می شود و صاحب سگ را آزاد می کنند

عشق نجس !!!!!!!!!؟
دکتر آل داود که خود از بازداشتگاه سگ های خانگی در تهران بازديد کرده، در مصاحبه ای با راديو فردا از جزئياتی پرده بر می دارد که برای بسياری از مدافعان حقوق حيوانات، «تراژدی بازداشت سگ ها» را عميق تر نيز می کند: «آنها در شرايط نامناسبی نگهداری می شوند و متاسفانه بسياری از آنها که همگی از سگ های خانگی يا به اصطلاح آپارتمانی هستند، به سختی به بيماری های قارچی مبتلا شده اند
به گفته کارشناسان، عمده سگ های محبوبی که جثه هايی کوچک دارند و در خانه نگهداری می شوند، در گروه سگ های حساسی طبقه بندی می شوند که رابطه شان با صاحبانشان، به وابستگی عميقی می انجامد که گاه می تواند در صورت گسستن اين ارتباط، به مرگ آنها منجر شود
رييس انجمن حمايت از حيوانات تاييد می کند که سگ های بازداشت شده در شرايط روحی مناسبی نيستند و با «خطر مرگ» دست و پنجه نرم می کنند

اما جرم اين سگ های کوچک چيست؟
اين سوالی است که دکتر آل داود در پيگيری هايش با بسياری از مسئولين بازداشت سگ ها در ميان گذاشته است و تقريبا هيچ کس جوابی مشخص برای آن ندارد
برخی علمای مذهبی دين اسلام می گويند که بر اساس قوانين مذهبی، سگ يک حيوان «نجس» است. واژه «نجس»، مفهومی اسلامی است که برای هر آنچه در اين دين ناپاک تلقی شده، استفاده می شود، حتی اگر این حکم شامل حال موجودی زنده شود که برخی «عاشقانه دوستش دارند.»
اما دکتر آل داود که در اين زمينه مطالعات گسترده ای انجام داده، نظر ديگری دارد. او می گويد: «ما بسيار به دنبال ريشه واقعی اين موضوع جستجو کرده ايم و به هيچ حکم قابل اعتنايی چه در آيات و چه در احدايث اسلامی دست پيدا نکرده ايم
فارغ از ابعاد مذهبی مخالفت حکومت ايران با نگهداری از سگ های خانگی، دستور تازه فرمانده نيروی انتظامی تهران، ابهامات بيشتری نيز دارد
به گفته اين استاد دانشکده دامپزشکی، «کسی نمی داند که سرنوشت اين سگ های بازداشت شده چه خواهد شد و در واقع گرفتن سگ ها از صاحبشان تصميمی بوده که برای ادامه اش پيش بينی وجود ندارد

تلاش برای نجات
انتشار خبر بازداشت سگ های خانگی در تهران می تواند واکنش های بسياری را در ميان مدافعان حقوق حيوانات در سراسر جهان برانگيزد، اما تا همين امروز، مدافعان ايرانی حقوق حيوانات نيز در تهران بی کار نبوده اند
جاويد آل داود می گويد که برای جلوگيری از وقوع حوادثی ناگوار در بازداشتگاه سگ ها، انجمن حيوانات از حيوانات با کمک دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران پذيرفته است که مسئوليت نگهداری از سگ های بازداشت شده را به عهده بگيرد
او می گويد: ما نامه نگاری هايی را برای اين کار آغاز کرده ايم و حاضريم از آنها کاملا مراقبت کنيم تا تکليفشان روشن شود
اين دامپزشک تاکيد می کند که اصولا با هدف درمان اين سگ ها، برای نخستين بار به محل نگهداری آنها در يکی از پاسگاه های نيروی انتظامی رفته است
به گفته او شرايط «نامناسب و غيربهداشتی» محل نگهداری اين سگ ها نه تنها جان آنها را به خطر انداخته است، بلکه می تواند برای کارکنان اين محل که جملگی از سربازان و درجه داران پليس ايران هستند نيز خطرآفرين باشد

همدم تاريخی ايرانيان
اما سگ هايی که اين روزها در بازداشتگاهی در تهران، با انواع دشواری و خطر دست و پنجه نرم می کنند، تنها با احکامی اسلامی که آنها را محدود کرده، رو به رو نيستند. به باور برخی صاحب نظران مسایل اجتماعی، شايد بخش بزرگتری که گاه بسياری از تندروها را عليه نگهداری از سگ می شوراند، خرده فرهنگی است که می گويد، نگهداری از سگ، «کاری غربی» يا حتی «اشرافی» است
دکتر آل داود معتقد است که «غربی» خواندن فرهنگ نگهداری از سگ، ناشی از عدم آگاهی ناقلان اين سخن با گذشته و تاريخ ايران است.
او می گويد: «ايران از نخستين تمدن هايی است که در جهان سگ ها را اهلی کرده، با آنها زندگی کرده و ارتباط برقرار کرده است. در واقع نگهداری از سگ، فرهنگی است که غرب از ايران گرفته است و به هيچ وجه اين حرف که چنين کاری، تاثير گرفتن از فرهنگ غرب است، سنديت ندارد و درست نيست
وی که می گويد که نتايج نخستين تحقيقات مذهبی اش را در اختيار گروهی از مراجع دينی قرار داده تا مشکل نگهداری سگ را در دين اسلام حل کند و معتقد است که با توجه به پيشينه تاريخی ايرانيان در نگهداری از سگ، در صورت حذف ممنوعيت های مذهبی، شرايط نگهداری از سگ ها در ايران، بهبودی چشمگير پيدا خواهد کرد.
او يادآوری می کند که نيروی انتظامی بارها «سگ های بسيار گران قيميتی» برای مبارزه با مواد مخدر خريداری کرده استهمچنين جمعيت هلال احمر نيز از سگ های تربيت شده برای عمليات نجات بهره می برد. ضمن اينکه نابينايان نيز در سراسر جهان، با کمک سگ هايی ترتبيت شده، زندگی بسيار آسان تری دارند
و اين همه در حالی است که اصولا، سگ برای همه کسانی که توانايی برقراری رابطه عاطفی با اين حيوان را دارند و به دلیل علاقه خود از آن نگهداری می کنند، «موجودی منحصر به فرد» است که عموما در ميان حيوانات اهلی جايگزينی ندارد

برگرفته از سایت : کوروش آنلاین