Monday, October 29, 2007

آیا قورباغه‌های درختی – افسرده می‌شوند!؟

ایسکانیوز ـ محققان با مطالعه بر روی قورباغه‌های درختی به این باور عجیب ولی واقعی دست یافتند که این حیوانات همانند انسان‌ها افسرده می‌شوند
به گزارش سرویس علمی پژوهشی ایسکانیوز ، به نقل از نشریه (زو لاگی) ، قورباغه‌های درختی درصورت ناراحتی و افسرده بودن، نوعی ماده مومی شکل از خود ترشح می‌کنند که تمام سطح بدن را می‌پوشاند
این روش در طول زمان کم‌آبی و یاکم‌شدن آب بدن قورباغه، به وی کمک می‌کند تا رطوبت بدن خود را در حد معمول حفظ کند. علاوه براین ، براساس آزمایشات مختلفی که بر روی اینگونه دوزیست صورت گرفته ، نمایانگر این مطلب است که در صورت ادامه اینگونه اضطراب‌ها و افسردگی‌ها، متابولیسم بدن قورباغه در طولانی مدت به هم خورده و نسل این جانور، با انقراض روبرو می‌شود

وقتی زنبورها مينيابي مي‌كنند

هموطن: شركتي درانگليس با استفاده از حس شامه قوي زنبورها,انها را براي كشف موادمنفجره تربيت مي كند.دانشمندان در شركت اينسنتينل در انگليس براي كمك به مبارزه با تروريسم دست به تربيت زنبورها براي كشف مواد منفجره زده‌اند.اين دانشمندان ميگويند زنبورها در مدت حدود 15 دقيقه‌, رديابي بوي مواد منفجره را فرا ميگيرند كه بسيار سريعتر وارزانتر از تربيت سگ ها به همين منظور است.محققين شركت اينسنتينل كه با استفاده از رايانه و دوربينهاي مخصوص واكنش زنبورهاي تربيت شده را به موادمنفجره تعقيب ميكنند اين ادعا را كه زنبورها ممكن است با مخفي كردن مواد منفجره ميان عسل‌, فريب بخورند, رد كردند

تربیت سگ

آموزش ادرار کردن به سگ
اينجا مي خواهم براي اولين نكته يكي از دوستان كه روش دستشويي كردم در روز نامه رو به سگش آموزش داده رو منتقل كنم تجربه آموزش اولیه سگ در 2 ماه از اوایل بهمن ماه یک سگ تریر 1 ماهه خریدم و این درحالی بود که این اولین باری بود که می خواستم یک سگ تربیت کنم و هیچ تجربه ای نداشتم .وقتی سگ رو به منزل آوردم اونرو روی زمین توی اتاقم گذاشتم و بدون هیچ درنگی کاری کرد که همون همه رویاهای من رو از نگهداری سگ به یک دردسر تبدیل کرد ، بله درست وسط اتاقم دستشوئی کرد !شنیده بودم باید سگ رو دعوا کنم و اونرو به زور به جایی ببرم که این کار رو کرده و پوزه حیوان رو به منطقه مورد نظر نزدیک کنم اما بعد چند روز دیدم کاملا حیوان رو دارم عصبی و لجبازتر می کنم .قطره های ادرار و روشهای سنتی هم بی فایده بود ، سگ من شبها توی اتاقم می خوابید و انقدر وابسته شده بود که حتی وقتی به حمام یا دستشویی می رفتم پشت در انقدر سر و صدا می کرد که اشکم رو در می اورد و از طرفی مجبور شده بودم کل فرشها و زیراندازها رو جمع کنم تا اینکه با گروه پرشین پت آشنا شدم و راهنمایی های شركت باعث شد که الان بعد تقریبا 70روز سگی داشته باشم مهربان ،حرف گوش کن ، سرتال و قابل کنترل !تجربه زیر چکیده ای از دستورالعملها و آموزشهای شركت که من انجام دادم و نتیجه معجزه آسا گرفتم اونهم در کمترین زمان .اولین کاری که کردم متوطه ای تقریبا به مساتت 2 متر مربع در کنج دیوار براش ساختم ، گوشه ای از متوطه با زیرانداز جای خواب براش ساختم و بقیه متوطه کاملا روزنامه قرار دادم .طوله کوچولو وقتی در این تریم قرار میگیره عین اسب رام نشده سرکش و بهونه گیره و کلی سر و صدا می کنه ، اما باید این سر و صداها رو تتمل کرد و بهشون بی توجه بود تا نتیجه گرفت و سگ رو مثل اسب رام شده ، متین و ترف گوش کن بار اورد .ازجاییکه ابتدا متوطه در اتاق خودم بود سگ با دیدن من خیلی بیقراری می کرد اما بزودی متوطه رو به سالن خونه منتقل کردم تا اطراف سگ بدور از رفت و آمد و سر و صدا باشه .سر و صدای سگ خصوصا شبها دیونم می کرد ولی با اطمینان به من میگفتن تتمل کن و بی توجه باش چراکه کافی بود یک بار سگ رو از متوطه خارج می کردم تا دفعات بعدی هم بدونه با اینکار میتونه بیرون بیاد .خیلی وقتها وقتی برام مهمون می اومد با رفتن مهمانها باز تا صبت ناله می کرد ، علتش واضت بود ، اون نباید تا مدتی در کنارش ، شاهد رفت و آمد و شلوغی می بود با رعایت کردن این مورد رفته رفته صداهای اون کمتر شد اما از جاییکه سگ به طور غریزی از مادرش یاد گرفته جای خوابش رو خیس نکنه ، انگاری کل متوطه رو جای خواب می دونست و بهیچ عنوان تاضر نبود روی روزنامه ها مدفوع کنه .تتی وقتی با دیدن ترکات چرخشی تول یک متور از اون ، می فهمیدم که مدفوع داره و اونو به جای مورد نظر می بردم تاضر نبود کارش رو اونجا انجام بده و من انقدر تتمل کردم تا سرانجام برای اولین بار راخل متوطه ، مدفوع کرد . این باعث شد تا انگاری نیمی از راه رو رفته باشم چون بعد چند روز دیگه صدا نمی کرد .اما باید مواظب زمانهایی که تیوون رو برای بازی به بیرون متوطه می اوردم ، میبودم چون گاهی در اثر عدم کنترل ، تین بازی ، ایست می کرد و همونجایی که بود ادرار میکرد ، این کار سگ به چند دلیل بد بود ، اولیش ایجاد دردسر برای شستن منطقه مورد نظر ، دومیش باید بوی ادارار از اونجا کاملا متو بشه چون بعدا سگ با بو کسیدم ، ممکنه بره همونجا ادرار کنه که البته این کار با استفاده از سرکه انجام میشد و سوم اینکه سگ برای ادرار کردن ، مقید و شرطی بار نمی اومد ، پس سعی می کردم اونرو زمانی برای باز از متوطه خارج کنم که دستشوئیش رو کرده باشه .یادمه گاهی تیوون بد من رو عصبی می کرد و تتی یکی دوباری اونرو به شدت تنبیه بدنی کردم و تاصلش جز دپرس شدن تیوان و عذاب وجدان برای من چیزی نبود . کم کم با آرام تر شدن تیوان روزنامه ها رو کم کردم . شاید 10 روز طول کشید تا در متوطه فقط یک روزنامه باقی موند .بعد این زمان فقط چند باری به اشتباه سگ در قسمت ممنوعه ادرار کرد و البته چون ، تین مدفوع کردن ترکات چرخشی داره گاهی قسمتی از مدفوع در کنار روزنامه ، دفع میشد که این از طرف سگ اجتناب ناپزیر بود اما در این زمانها دادن تذکر به سگ و صبر پیشه کردن کفایت می کنه .برای اینکه به سگ بفهمونم همه اینه که جاییکه روزنامه هست باید دستشویی کنه نه اینکه صرفا در اون نقطه ای که تا تالا روزنامه بوده ، بعد مدتی جای روزنامه رو داخل متوطه عوض می کردم و اکثرا سگ می رفت همونجا کارش رو می کرد .خوبیه این قضیه اینه که اینجوری سگ با روزنامه آشنا میشه و اگه روزی به جایی بردیمش که متیط براش تازگی داشت اما با قرار دادن روزنامه در متل مورد نظر اون خواهد دانست که جای دستشویی کردن کجاست .گاهی برای زمان کوتاه سگ رو خارج متوطه به قلاده و بند مخصوص می بستم و در کنارش روزنامه هم می گذاشتم و اگر روی روزنامه کارش رو می کرد تشویقش می کردم ، از جاییکه سگها بسیار عاطفی و تساس و باهوش هستند با تشویق شاهد موفقیت سریع در یادگیری تیوان بودم . اما زمان بستن تیوان نباید طولانی می شد چون اونرو عصبی می کرد .لازمه بگم برای برس کشیدن موهای سگ و با تمیز کردن چشمهاش چون هرگز روی زمین آروم نمی استاد با اونرو روی سکوی بلند در تد 1 متر یا مثلا صندلی اوپن آشپزخانه می گذاشتم و در این تالت چون سگ ترس از ارتفاع داره تکون نمی خورد و اجازه میداد تا کارم رو انجام بدم .یک مورد مهم دیگه بکار گیری کلمه " نه " بود که چون زود اونرو یاد میگیره کارایی بسیاری در کنترل سگ داره و میشه کلی توی تربیت ازش بهره برد .انتخاب اسم سگ هم نباید خیلی طول می کشید چون بازم سگ قابل کنرل نبود ، گای فقط با تغییر تن صدا در تین صدا کردن سگ منظورم رو از انجام ندادن کاری خاص بهش می فهموندم .شبهای اول برای اینکه سگ در نیمه های شب صدا نکنه بهترین روش این بود که غذای کافی در ساعات پایانی شب مثل 11 تا 12 بهش می دادم اما بهر تال غذا دادن رو همواره در ساعات ثابتی مثل 7 ؛ 15 و 23 انجان دادم و از دادن چیزهای متفرقه در بین ساعات پرهز کردم البته بعد از واکسینایون اول به پیشنهاد دکتر دامپزشک از میوه آنهم بین وعده ها استفاده کردم .آب رو فقط روزی 2 بار به تیوون دادم تا شب کمتر نیاز به دفع ادرار داشته باشه و بشه درروند آموزش دفع ادرار پیشرفت تاصل بشه .یاده بعد یک ماه با اینکه هم سیر بود و هم دستشویی نداشت باز سر و صدا می کرد و باز به راهنمایی شركت متل خوابش رو مسقف کردم ، انکار بسیار ساده بود با یک 4 پایه و یک پتو و چون سگها جاهای تاریک و دنج رو دوست دارندر زیر چنین جایگاهی اتساس آرامش می کنن و سر و صدای تیوون اینجا هم قطع شد .بعد از 50 روز سگ به دستشویی کردن روی روزنامه کاملا آشنا شده بود ، سر و صدای شبانه نداشت و اذیت کردنهاش خیلی کم شده بود اما باز گاهی روی فرش در تین بازی ، از دستش در میرفت و ادرار می کرد ، باز هم به توصيه شركت از این روش استفاده کردم :داخل تمام یا توالت یا جاییکه متل مورد نظر برای دستشویی کردن دائمی سگ خواهد بودروزنامه می گذاشتم و قبل از خروج حیوان از محوطه برای بازی اونرو به متل مورد نظر می بردم و بالا سرش وای میستادم تا ادرار کنه ، و گاهی در رو جفت می کردم تا بدونه باید این کار رو انجام بده . اوایل کمی قر میزد اما بعد 3 یا 4 روز دیگه بدون مقاومتی این کار رو میکرد و تشویق می شد .گاهی هم که تتی با بستن در ، کارش رو نمی کرد اونرو بر می گردوندم سرجاش تا بدونه اگه ادارار نکنه از بازی خبری نیست .بعد تقریبا 60 روز که در واقع تیوان 3 ماه بود در تین بازی در تمام را باز می گذاشتم و در نزدیکی تمام با سگ بازی می کردم و به متض اتساس که سگ ادرار داره اونرو خیلی آرام به تمام راهنمایی می کردم .فکر می کنم به فاصله 5 روز از این قضیه بود که دیدم سگ بدون تذکر و راهنمایی من به تمام میره و روی روزنامه کارش رو انجام میده و میاد بیرون .و بعد 70 روز از نگهداری سگم که الان 3 ماه و نیم داره درب متوطه رو برداشتم اما اون به جز برای بازی و دستشویی کردن اجازه خروج از متوطه رو نداره .و الان بسیار راتت اتوماتیک میره به تمام کارش رو میکنه و بر میگرده به متل متوطه اش .مرحله بعدی که فکر میکنم چند هفته بعد باشه هم برداشتن کل قفسه هاست اما به شرطیکه سرپناهی گرم و نرم در همون متوطه یا جای خواب سابقش وجود داشنه باشه تا سک همیشه قابل کنترل باشه .سگی که جای خواب و زندگی مخصوصی داره همیشه مستقل و قابل کنترل خواهد بود .از ابتدا اجازه ندادن تا سگ به اتاق خواب یا تخت من بیاد چراکه در سگ در آموزش مقید بودن به متوطه اش ، سردرگم و مردد میشه .از ورود سگ به آشپز خونه باید جلوگیری می کردم و این فقط با گفتن " نه " و اشاره با دست به سمت متوطه سگ عملی میشد .چون سگ در ماههای اول دندان در میاره زیاد گاز میگیره و روش من این بود که اگر در زمانهای غیر بازی گازم می گرفت پوزه حیوان رو میگرفتم و فک بالا و پایینی رو ، نه خیلی محکم فشار می دادم تا بدونه نتیجه گاز گرفتن چیه .یادم نره بگم روزنامه ها باید بدون لبه می بودند و ترجیحا باید از 2 طرف ثابت می شدند چون در غیر اینصورت گاهی در غیبت من سگ روزنامه رو مثل گوشت چرخ کرده ، ریز ریز میکرد

موفق باشید - فرزاد بامداد
برگرفته از سایت : پرشیا دام بین الملل

خرس و آدمها

حادثه ای که متاسفانه نه یک بار بلکه بارها و بارها در کشور ما اتفاق افتاده و می افتد واقعا آیا این حیوانات زیبا آفریده های خداوند نیستند پس چطور هموطنان ما براحتی مخصوصا در فصل سرما بیرحمانه این حیوانات بی دفاع را نابود می کنند بعد تازه با پرورویی می گویند ما یک انسان متدین و خداپرستیم . واقعا چقدر بی حیا و نمک نشناس هستید
متن زیر از یک وبلاگ برداشت شده است
----------------------------------------------------------------------------------------------
خرس و آدمها
پریشب گزارشگر اخبار با هیجان از کشتن خرسی بی دفاع چنان می گفت که گوئی بیجه را دوباره گرفته اند و اعدام کرده اند. نه آدم رمانتیکی هستم و نه عضو انجمن دفاع از حیوانات. اما معتقدم آنچان که ما انسان ها حق زندگی در کره خاکی و عالم خلقت داریم سایر موجودات هم چنین حقی را-اگر نه بیشتر از ما-دارند. موجوداتی که نه چون انسان به تخریب محیط زندگی خود می پردازند و نه باز هم چون انسان وحشیانه همنوعان خود را قتل عام می کنند. مخالف شکار هستم چون موجودات زنده همانند ما حق زیستن دارند و ما هم اگر حیوان باشیم(که در تعریف منطقی انسان اورا حیوان ناطق خوانده اند و جنس انسان همان حیوانیت اوست و فصل و ممیز او ناطقیت او می گردد و اگر نباشد این قوه نطق[تفکر] همان حیوان و بلکه از او پست تر است.) تنها برای رفع نیاز های اولیه خود مانند پوشاک و خوراک و مسکن حق برداشت از منابع طبیعت را داریم. شکار هم نه برای رفع نیاز(آنگونه که در گذشته بوده است) که برای تفریح و خوش گذرانی و مسابقه است و در این میان جان حیوانات بی دفاع در برابر سلاح آتشین است و جنون انسان متمدن! کهپیروز همیشه مشخص است. چند روز پیش خبر صدور مجوز شکار پلنگ ایرانی را در روزنامه شرق خواندم. بعد هم که کشتن سنگدلانه آن خرس بی دفاع. از قبل هم که جسته گریخته از صدور مجوز شکار های بی رویه برای ثروتمندان حوزه خلیج همیشه فارس شنیده و خوانده بودم. تخریب جنگل ها و مراتع و باغ های شهری هم که جای خود دارد. تولید بی رویه ی خودرو و آلوده کردن محیط زیست با خودرو ها فرسوده و حجم بالای استفاده از سوخت های فسیلی که به آلودگی مضاعف هوا انجامیده همه و همه نشان از بی توجهی ما انسان ها به محیط زندگی خود داریم. دست بردن های انسان در ژنتیک و فیزیک انسانی و حیوانی و گیاهی هم که با افتخار از آن یاد می شود جای خود دارد.
چند ماه پیش که بحث آنفلوآنزای فوق حاد خیلی داغ بود[و مثل همه چیز به فراموشی سپرده شد] با خودم فکر می کردم که شاید این همه بیماری جدید که انتقال آنها از طریق حیوانات صورت می گیرد مثل سارس و آنفلو آنزای فوق حاد و طاعون و تیفوس و... نوعی انتقام آنها از ما انسان ها باشد که چنین ظالمانه برای آنها تصمیم می گیریم که چگونه جهانی را که متعلق به تمام ساکنان آنست را به تسخیر خود درآوریم
(راستی می دانستید آنفلو آنزا یعنی خشم خدایان؟)
من نمی گویم که در مورد خرس سهل انگاری می شد و اجازه داده می شد فاجعه ای به بار بیاید و انسان قربانی خرس شود اما معتقدم می شد با استفاده از روش های غیر کشنده حیوان را اسیر کرد و به جای دیگری منتقل کرد نه اینکه جلوی دوربینهای خبری با افتخار با گلوله ی کشنده خرس بی دفاع را هدف گرفت قهرمانانه!! شلیک کرد
برگرفته از : وبلاگ هه تاو

ده هفته زندگي با مارمولك

ده هفته زندگي با مارمولك
يك مرد ۳۵ ساله در استراليا كه به مدت ۱۰ هفته در يك مكان دورافتاده راه خود را گم كرده بود جان سالم به در برد.به نوشته همشهري اين مرد براي اين كه از گرسنگي تلف نشود از قورباغه، مارمولك و حتي زالوهاي خام تغذيه مي كرد. سرانجام پس از ۱۰ هفته گروهي از دامپروران او را از خطر مرگ نجات دادند
برگرفته از : سایت خانواده سبز