
Thursday, December 31, 2009
Wednesday, December 30, 2009
Saturday, December 26, 2009
تولد عیسی مسیح مبارک باد
درگذشت پرویز اسدی زاده _ پرویز پژمان
با درود خدمت شما گرامیان
متاسفانه بدلیل فوت یکی از نزدیکانم مدتی است نتوانستم موضوعات جدیدی در وبلاگم قرار بدهم که خوب از امروز به بعد باز هم سعی می کنم وبلاگم را به روز نمایم
ضمنا شاید عده ای از شما همراهان نیز عزیز فوت شده را که البته دایی من بود ، بشناسید . احتمالا نام پرویز اسدی زاده یا پرویز پژمان را شنیده اید . او متولد سال 1322 درتهران بود ، تحصیلاتش در رشته علوم سیاسی و فعالیتهایش ویراستاری ، مترجمی و نویسندگی بود . البته حدود 20 سال بود که بدلیل از دست دادن یک چشمش و ضعف شدید چشم دیگرش و صدماتی که به دلیل مصرف داروها در رابطه با مشکل چشمهایش به بقیه اعضای بدنش از جمله کلیه ها و اعصابش وارده آمده بود، باعث شده بود که فعالیتهای کاری اش بی اندازه کاهش بیابد و همچنین باعث گوشه گیری او از جمع دوستانش شده بود و خوب به همین دلیل خیلی از شما هموطنان عزیز نیز با او و آثارش آشنا نیستید، قابل ذکراست اوج فعالیتهایش از سال 1342 به بعد بود . بهرصورت این بزرگوار در صبح روز 15 آذرماه سالجاری بر اثر سکته قلبی درگذشت . روحش شاد
برخی از آثار و فعالیتهای شادروان پرویز اسدی زاده (پژمان) ( بنا به گفته جناب استاد خرمشاهی و جناب استاد فانی ) و
دایره المعارف دانش بشری با همکاری برخی از اساتید- ابتدا یک جلدی و بعد دو و سه جلدی منتشر شد و در هر چاپ گسترش می یافت
همکاری در انتخاب، چاپ و ویرایش در حدود یک هزار عنوان برای انتشارات اشرفی، امیرکبیر، آگاه، پیام ، فرانکلین ونیل
نوشتن صدها نقد فیلم که گاهی نیز در نشریه ستاره سینما (به کوشش دکتر بهمن مقصودلو) چاپ می شد و همچنین در نشریه ها دیگر به ویژه 5 شماره از کتاب سینما
ترجمه چندین جلد کتاب از زبان انگلیسی به فارسی که برخی از آنها هنوز مجوز چاپ نگرفته است
همکاری در انتخاب، چاپ و ویرایش در حدود یک هزار عنوان برای انتشارات اشرفی، امیرکبیر، آگاه، پیام ، فرانکلین ونیل
نوشتن صدها نقد فیلم که گاهی نیز در نشریه ستاره سینما (به کوشش دکتر بهمن مقصودلو) چاپ می شد و همچنین در نشریه ها دیگر به ویژه 5 شماره از کتاب سینما
ترجمه چندین جلد کتاب از زبان انگلیسی به فارسی که برخی از آنها هنوز مجوز چاپ نگرفته است
Tuesday, December 01, 2009
تصاوير تأمل برانگیزی كه اشك خيلي ها را درآورد
يك ماده شير پس از شكار كردن يك بز كوهي آفريقايي متوجه حامله بودن آن مي شود و به جاي خوردن شكار خود سعي مي كند بچه درون شكم بز كوهي را نجات دهد. به گزارش بازتاب آنلاين به نقل از وبسايت آقاي
(منبع اصلي عکسها) داستان واقعي اين تصاوير عجيب و تكان دهنده در دنياي وحش اين است:
يك صبح سه شنبه در حالي كه عكاس به همراه تيم همراهش براي يافتن رد پايي از شيرها به سمت جنوب
يك صبح سه شنبه در حالي كه عكاس به همراه تيم همراهش براي يافتن رد پايي از شيرها به سمت جنوب
Madikawe
حركت مي كنند به طور كاملا غير منتظره با لاشه يك بز كوهي و شيري در حال نفس نفس زدن در كنار لاشه او روبرو مي شوند. شير كه مشخص است تازه شكار خود را بر زمين زده است كنار لاشه حركت مي كند. اما بر خلاف آنچه انتظار مي رود، شير ماده شكار خود را نمي خورد. عكاس كه از دور شاهد اين ماجراست شروع به تصوير برداري مي كند. شرح تصاوير اين حادثه نادر را به ترتیب تصاویر بخوانید
ماده شير و لاشه شكاري كه تازه از نفس افتاده است
اولين كار شير بعد از شكار دريدن شكم شكار است. اين را در تمام كتاب هاي جانورشناسي مي توانيد بيابيد
تا اينجا همه چيز مانند كتابهايي كه خوانده ايم پيش مي رود. دوستان من نيز در اتومبيل توسط دوربين دوچشمي و فيلمبرداري مشغول تماشاي صحنه هستند. و ما اين طور تصور مي كنيم كه شير در حال خالي كردن محتويات شكم شكار خويش است. كه ناگهان يكي از دوستان من فرياد مي زند: آن محتويات شكم نيست
و اينجا بود كه ما متوجه شديم بز كوهي آفريقايي كشته شده حامله بوده است
و حالا در مقابل خود شيري را مي بينم كه طعمه كشته اش حامله بوده است. در اين مواقع شيرها به كار خوردن خود ادامه مي دهند البته اگر مشكلي پيش نيايد. و اما از اينجا به بعد بود كه ما را به حيرت واداشت... ماده شير جنين بز كوهي را به آرامي به زمين گذاشت و شروع به بوييدن او كرد
زبان زدن براي يك ماده شير و در موقعيت او بسيار عجيب بود. او از اتفاقي كه افتاده بود سخت متحير و مات و مبهوت بود. به اطراف خود نگاه مي كرد تا ببيند آيا كسي براي كمك كردن هست
بعد از مدتي ماده شير به خالي كردن محويات شكم بز كوهي ادامه داد و در تمام مدت اينطور به نظر مي رسيد كه سعي مي كند تا حد امكان از جنين دور باشد
بعد از مدتي ديگر و در حالي كه هنوز هيچ قسمت از بند شكار خود را نخورده است، مجددا توجه اش به سمت جنين مي رود و به آرامي او را از زمين بلند مي كند
او ايستاده است در حالي كه جنين بز كوهي در دهانش است و براي مدتي به اطراف نگاه مي كند. به همه جهت ها، شايد براي يافتن چيزي... و بعد از چند دقيقه به آرامي به سوي بيشه اي كه در نزديكي شكارش است حركت مي كند
او مجددا مي ايستد و جنين را به آرامي بر زمين مي گذارد. و در تمام مدت با نگاهي هيجان زده و عصبي به اطراف نگاه مي كند. سپس با نوك بيني به جنين ضربه مي زند و به آرامي او را درست مانند توله هايش از پشت گردن ميگيرد و بلند مي كند
او مجددا به اطرف نگاه مي كند و به آهستگي به سمت بيشه مي رود... با دقت به سمت بيشه زار پيش مي رود جايي كه تصميم دارد جنين را در آنجا بگذارد. چندين بار به جنين ضربه مي زند و در تمام مدت با حالتي نگران به اطراف نگاه مي كند شايد انتظار كمكي يا خطري را مي كشد
بعد از چند دقيقه دوباره به سمت لاشه شكاري بر ميگردد كه هنوز چيزي از آن را نخورده است. كنار او مي ايستد و سپس به آرامي همانجا دراز مي كشد. شير ماده به چه چيزي مي انديشد؟ چرا او اين چنين عمل كرد؟
طبق گفته آقاي
Grey van der walt
عكاس اين صحنه شگفت آور، اين يكي از عجيب ترين و خارق العاده ترين صحنه هايي بوده است كه در حيات وحش و درطول عمر خود مشاهده كرده است
منبع : بازتاب آنلاین
کاش آدمیزادها کمی از وجدان و احساسات حیوانات را داشتند آنوقت در دنیا دیگر اینقدر ظلم و ستم وجود نداشت
Subscribe to:
Posts (Atom)







